تبليغاتX

 

سينماروز_ارین نغزگو و محمدرضاطارمی: می خواهیم برای مصاحبه ای صمیمانه به سراغ یکی از بزرگان عرصه تهیه و تولید برویم.علی معلم،از جمله تهیه کنندگان معتبر و شناخته شده در سینمای ایران است که سابقه بسیاری در این عرصه دارد و علاوه بر این،صاحب امتیاز وسردبیر مجله دنیای تصویر نیز می باشد که برای گفتگو،به دفتر ایشان واقع در پاسداران تهران می رویم:

جناب معلم،شما فعالیت های بسیاری را در سینمای ایران داشته اید.تهیه کننده،مشاور کارگردان،مدیر روابط عمومی،سرمایه گذار و حتی بازیگر هم بوده اید.لطفا توضیح کلی در این ارتباط برای ما بدهید.

من در کل،علاقه مند به سینما بوده ام و در این زمینه،تحصیل کرده ام و سابقه ی طولانی در عرصه سینما دارم و کار خودم را از تلویزیون شروع کرده ام.با برنامه های مختلف سینمایی که تا چند وقت پیش هم ادامه داشته و من سردبیر ان بوده ام.جنگ هنر،هنر هفتم و برنامه های دیگر که ان ها را اجرا می کردم که جنگ هنر،تنها برنامه ی شبکه دو در ارتباط با سینما و تاتر بود.سینمای برتر را ضبط کردم برای شبکه جهانی جام جم و  سپس به مجله دنیای تصویر رسیدم.به هر حال،در زمینه های مختلف سینمایی فعالیت کرده ام و در یک مورد هم،به اصرار دوستان فیلم بازی کردم،به نام الما.در شوراهای مختلف مثل پخش وتولید وارشاد ونیز صنفی هم بوده ام.اما زمینه ی کنونی شغلی من در سینما،تهیه کنندگی است ومجله دنیای تصویر هم که شاید تاثیر گذارترین فعالیت من باشد که ان را دوست دارم و جزو علاقه های شخصی من است وبا اینکه چند بار هم برای ان مشکل به وجود اورده اند،اما همچنان به فعالیتم در ان ادامه داده ام.چراکه از معدود نشریاتی است که پس از ان که تعطیل شد،درخواست های فراوانی برای انتشار دوباره ان بود.مخاطبین اول ما،سینما دوستان هستند،چراکه هفده سال از زمان انتشار ان می گذرد و کاری موثر است که تاثیر مثبت هم داشته باشد.به هر حال،من فیلم سازی را دوست دارم و خیلی تفاوت نمی کند در چه مقامی باشد.تا امروز،بیشتر دوست داشتم فیلم های مورد علاقه ام را تهیه کنم.قرار است کاری را خودم انجام دهم که هنوز زمان دقیقش مشخص نیست.

اما دوست ندارم به طور متناوب فعالیت کنم.همانطور که دیدید،من با شوکران شروع کردم و سپس ازدواج به سبک ایرانی و گاوخونی و این اواخر هم که ال را تهیه کنندگی کرده ام.

 

دلیل دوری چندساله ی شمااز عرصه ی سینما چیست؟

خیلی حوصله ندارم که هر سال فیلم بسازم که این از دلایل ان می باشد.البته دو،سه سال اخیر هم روزهای خوبی برای سینمای ایران نبوده است ومن هم خودم ،برای کاری که می کنم وسواس بسیار دارم و باید ان را دوست داشته باشم.من از ان دسته تهیه کنندگانی نیستم که به عنوان مجری طرح،یک فیلم نامه را بپذیرند و ان را بسازند و خیلی هم برایشان اهمیت ندارد که چه نوع فیلمی می سازند.من دوست دارم که طرح اولیه فیلم را خودم پیدا کنم وعوامل را خودم برگزینم و بر ان ها مدیریت داشته باشم و تا مرحله پایانی یعنی اکران ان محصول فرهنگی بر کار احاطه داشته باشم.کارهای سفارشی را دوست ندارم وبرای مثال،در مورد همین فیلم ال،شاید چیزی حدود یک سال روی فیلم نامه ان کار کردیم.در ارتباط با مجله نیز همینطور است و اغلب کارهایش را خودم انجام می دهم واز تک تک مطالب مجله مطلع هستم.البته این به این معنی نیست که کار افراد دیگری را انجام و یا در ان دخالت کنم.

 

شما گفتید دوست دارید بیشتر کارهای مربوط به فیلمتان را خودتان انجام دهید.این به معنای دخالت در کار سایر عوامل نیست؟

من در ارتباط با تهیه کننده را گفتم.ولی کارگردان و سایر عوامل کار خودشان را انجام می دهند.من اعتقاد دارم که تهیه کننده،طراح اصلی فیلم است و در سینمای ما،از ان تعریف در ستی نشده است و او را به عنوان شخصی می شناسند که کار کارگردان را انجام می دهد یا پولی دارد یا مامور به ساخت یک فیلم شده است.اما تهیه کننده،طراح اصلی یک فیلم است وهمانطور که کارگردان فرمانده اصلی در صحنه است،تهیه کننده وظیفه مدیریت اصلی فیلم را برعهده دارد.بنابراین،اشراف به فعالیت کارگردان،از وظایف تهیه کننده است.پس نوعی نظارت است و دخالت نمی باشد.نظارت با دانش نسبت به کار می باشد.پس تهیه کننده باید این نظارت را انجام دهد و این یعنی تهیه کنندگی که متاسفانه در سینمای ضعیف ما،معنای دیگری پیدا می کند.

 

چه چیز باعث شد شما در این چند سال،تهیه کنندگی فیلمی را به عهده نگیرید؟عدم نبود فیلم نامه ی مناسب،عدم تولید فیلم قوی یا عامل دیگری؟

ازدواج به سبک ایرانی،اخرین فیلم من بود که متاسفانه حتی یک سال توقیف شد.شاید به دلیل برخوردی که با این فیلم کردند،از عوامل دوری من نسبت به سینما شد که ضربه شدیدی چه از لحاظ مادی و چه معنوی بر من وارد گشت و علاقمند نبودم چند سالی فعالیت داشته باشم.ممنوع کردن تبلیغات و زمان نامناسب اکران و چند عامل دیگر.مثل همین برخوردی که اخیرا با فیلم درباره الی کردند.اما به نظر من،ازدواج به سبک ایرانی یکی از فیلم هایی است که اغلب ایرانی ها ان را دیده اند و جالب است که بدانید نگذاشتند این فیلم فروش کند و روز سی ام اکرانش،دی وی دی ان،به طور عجیبی در حدود دویست هزار تا در کانادا پیدا شد و نوار اصلی ان که در وزارت ارشاد بود،به صورت غیر قانونی به بیرون راه پیدا کرد و بنابراین،فروش فیلم را از بین برد.در حالیکه مقابل سینمایی که فیلم را اکران می کرد،سی دی فیلم با قیمت پایین فروخته می شد.در حالیکه این فیلم،بیشترین فروش یک فیلم را در تاریخ سینما قدس دارد وفروش روزانه به حدود پنج میلیون تومان در روز می رسید که بی سابقه بوده است.

من طرح های بسیاری را دارم که اماده ساخت می باشد.اما به دلایل فوق،علاقه ای نسبت به تولید ان ها نشان ندادم،در حالیکه شاید برخی از این طرح ها واقعا حیف است که ساخته نشوند.اما شرایط تولید و برخوردی که با برخی فیلم ها می شود،واقعا ادم را مایوس می کند.تا شما بر این احساس غلبه کنی و دوباره شوری برای فیلم سازی پیدا کنی،نیازمند زمان است و کار سختی است.من دنبال کارهای عادی نیستم و دوست دارم اثارم متفاوت باشد.دقت که کنید،فیلم های تولیدی من در زمینه های مختلف مثل کمدی رمانتیک،دلهره اور و درام هستند.یعنی چیزهایی که مردم و مخاطب ما،نسبت به ان علاقمند هستند.

 

چرا در سینمای ما،برخی رفتارها با فیلم های تولیدی می شود که گاهی اوقات،داستان ان را هم تغییر می دهد و سبب دلخوری کارگردان و سایر عوامل می شود؟

به عقیده ی من،اعتماد لازم در سینمای ما وجود ندارد که تاثیرات ان،می تواند در روحیه هنری مخرب باشد.کار هنری،کاملا مجزا و جدا از سایر فعالیت هاست.به هر حال برخی از این ماجرا،به روحیات مسئولین ان باز می گردد.پس زمانی که شما نمی توانید به خوبی نتیجه ی کار خود را ببینید و گاهی اوقات،فیلم ها انقدر کوتاه می شوند که داستان ان تغییر می کند و معنای ان تغییر می کند و یا برخی ایرادهای نابه جا از ان گرفته می شود،لذا عدم پای بندی به قرارداد ها وجود ندارد و نوعی رفتارهای سلیقه ای در سینمای ما صورت می گیرد این اصلا به نفع سینمای ما نیست و در نهایت،سبب دلخوری و نوعی دلسردی کارگردانان و در کل،اهالی هنر می شود.

 

وضعیت سینمای امروز ایران وفیلم هایی که در ان تولید می شوند را چطور می بینید؟برای مثال،اگر فیلمی مثل شوکران در حال حاضر اکران می شد،مخاطبان امروز همان استقبال را از ان می کردند؟

شوکران،در زمان اکرانش بسیار استقبال شد و فکر می کنم اگر امروز هم اکران می شد،همان موفقیت را به دست می اورد.ببینید،ما دوسته فیلم داریم،فیلم محبوب و فیلم پرفروش که دو مساله جدا از هم هستند.برای مثال،فیلمی مثل ناخدا خورشید،محبوب هست،اما پرفروش نیست و اخراجی ها2،پرفروش هست و محبوب نیست که بررسی ان نیازمند جلسات متعدد است.حتی به نظر من،مارمولک هم محبوب نیست و فقط فروش بالایی دارد.اگر دقت کنید،خصلت بارها دیده شدن از خصوصیات محبوب شدن است و برای همین،فیلم هایی مثل زیر پوست شهر،ازدواج به سبک ایرانی و حتی اثار مرحوم علی حاتمی،از فیلم های ماندنی تاریخ سینمای ایران هستند.عوامل دیگری هم هست که موثر می باشد و مثلا حضور ستاره ها دریک فیلم،بر محبوب شدن ان تاثیر می گذارد.ما اگر بتوانیم توان بالقوه خود را به بالفعل تبدیل کنیم،موفق خواهیم شد وبه نوعی  عدم وجود همین امر،سبب بسیار شدن فیلم های سطح پایین و متعاقبا،نشریات زرد و سطح پایین در جامعه هنری ما شده است که به مدیریت غلط باز می گردد که من امیدوارم این مشکل روزی حل شود.

 

برای همین است که از مصطفی زمانی در ال استفاده کرده اید و این امر،درگیشه موثر خواهد بود؟ایا ازاین بابت که  چنین سبک فیلم ها در ایران طرفدار چندانی ندارد،نگران نیستید؟

زمانیکه مصطفی زمانی را انتخاب کردم،مشغول بازی در قسمت های ابتدایی یوسف پیامبر بود.چهره،نوع بازی و حتی صدای او را که بسیار رسا و تاثیر گذار هم هست،پسندیدم و به او پیشنهاد دادم.دقیقا،این امر در انتخاب بهرام رادان برای گاوخونی هم صدق می کند.من این سبک را،وحشت نمی دانم و ان را نوعی تریلر دلهره اور می خوانم.این چنین فیلم ها،در سینمای ما سابقه ی چندانی ندارد.در دوران قبل از انقلاب و پس از ان،تنها چند اثر مانند شب بیست و نهم و خوابگاه دختران که من ان را هم تریلر نمی دانم،ساخته شده است.ال،یک موجود افسانه ای مربوط به منطقه ی قفقاز است و تجربه بسیار خوبی برای من بوده است.سینما،ریسک کردن است.من خیلی به فروش توجهی ندارم و ال،تجربه خوبی برای من بوده است.اما به هرحال،یک تهیه کننده در حین ساخت فیلم،به گیشه هم نیم نگاهی دارد.به هر حال،روزی باید فرهنگ دیدن این سبک فیلم ها در سینمای ما ایجاد شود.چراکه در دنیا،این فیلم ها طرفداران بسیاری دارند.

 

ایا ال به جشنواره فجر خواهد رسید و هم اکنون،در چه مرحله ای قرار دارد؟

ال،از معدود فیلم هایی است که بیش از هشتاد در صد ان،در خارج از کشور،یعنی ارمنستان فیلم برداری شده است و در حال حاضر،به پایان رسیده است وما، مشغولیت فعالیت های ابتدایی روی ان هستیم تا انشاا.روزی که اماده اکران شود.به جشنواره رفتن،حتی جشنواره فجر،هدف اصلی ما نیست و من معتقدم که فیلم نباید در جشنواره دیده شود.بلکه هدف اصلی ما،مردم یا همان مخاطب عام هستند که باید فیلم را ببینند و نظر بدهند.

 

شما،هفده سال است که در زمینه ی رسانه های مکتوب یعنی دنیای تصویر فعالیت دارید.تاثیر این نوع از رسانه ها بر سینما و متقابلا،رسانه های دیجیتال و ارتباط ان ها چطور می بینید؟

به هر حال،هر رسانه ای،بر دیگری تاثیر می گذارد و این،یعنی رسانه ها مکمل یکدیگرند.اما شما نمی توانید ان ها را با یکدیگر مقایسه کنید،چراکه هدف ان ها یکی،اما قالبشان متفاوت است.امروزه،با توجه به گسترش دنیای مجازی یا همان اینترنت،صنعت چاپ به نوعی تضعیف شده است.اما خوب،هنوز همان تاثیرگذشته شان را دارند.چراکه در دسترس مردم هستند و امروز هم که در جامعه ما،بی شمار روزنامه یا مجله به چاپ می رسد.سینما دوستان،با حساب و کتاب به دنبال ادبیات سینمایی هستند که این امر،در دنیای تصویر دیده می شود و از سوی دیگر هم،سایت های سینمایی تاثیر مثبت روی ان داشته اند.اما،هنوز فرهنگ استفاده از اینترنت در جامعه ما،ان طور که باید شکل نگرفته است و در بسیاری از مناطق هم اصلا وجود ندارد.ولی خوب،تاثیرش را کم کم در افتصاد و صنعت نشان می دهد و شاید،ناشناخته ماندن رسانه های دیجیتال برای بسیاری از افراد جامعه،عدم حمایت و پشتیبانی اولیه دولت از ان بوده است که امید است این امر در دولت جدید صورت بگیرد.

 

دنیای تصویر،برای مدتی توقیف شده است.ایا پس از انتشار دوباره ی ان،شاهد تغییر خاصی در دنیای تصویر خواهیم بود  یا خیر؟

دنیای تصویر،قطاری است به اجبار از حرکت ایستاده است.این در حالی است که از نظر اهالی سینما و حتی مخاطبان،کار ما خوب بوده است و دنیای تصویر،از جمله نشریات تخصصی عام پسند است و من انشاا. با همان قدرت و توجه،دنیای تصویر تازه متولد شده را منتشر خواهم کرد که البته،تغییر چندانی در ان نخواهید دید.

 

منبع:سینماروز

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 21:19 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

اخبار ایران * سینما روز

گفت و گوی اختصاصی سینما روز با «محراب رضايي»...

گفت و گوی اختصاصی سینما روز با «محراب رضايي»...
علي شادمان حسابي كتكم مي زد!
ادامه مطلب ...

شاپور قریب کارگردان سینما: ... شاپور قریب کارگردان سینما: ...
 سینما روز _ سینمای کودک و نوجوان برای ساخت آثار جذاب و پر مخاطب نیازبه بودجه کافی دارد
ادامه مطلب ...

«مهدی آذریزدی» درگذشت... «مهدی آذریزدی» درگذشت...
سینماروز _ علی وزینی: نویسنده کتب ادبیات کودک و نوجوان، «مهدی آذریزدی» نویسنده و خالق کتاب «قصه های خوب برای بچه های خوب» صبح دیروز پنج‌شنبه 18 تیر ماه درگذشت.  
ادامه مطلب ...

 

"طعم گیلاس" چهاردهمین فیلم برتر برنده نخل طلالقب گرفت...
سينما روز _نشریه معتبر "فیلم کامنت" در تازه‌ترین شماره خود فیلم سینمایی "طعم گیلاس" به کارگردانی عباس کیارستمی را چهاردهمین فیلم برتر برنده نخل طلا در تاریخ جشنواره کن معرفی کرده است 
ادامه مطلب ...

 

كار نكرده خيلي دارم. ناصر تقوايي و9 سال پس از كاغذ بي خط... كار نكرده خيلي دارم. ناصر تقوايي و9 سال پس از كاغذ بي خط...
 سينما روز_  ناصر تقوايي در آستانه‌ي 68 سالگي همچنان با گذشت 9 سال از ساخت «كاغذ بي‌خط»؛ فيلمي نساخته است و دو فيلم نيمه‌تمام «چاي تلخ» و «زنگي و رومي» را در كارنامه‌ي هنري‌اش دارد. او تدريس فيلم‌نامه‌نويسي مي‌كند و در تدارك برپايي نمايشگاهي از چهارمين چشم‌انداز از عكس‌هايش است   
ادامه مطلب ...

 

«درباره الي» سومين فيلم ميلياردي سال 88 شد... «درباره الي» سومين فيلم ميلياردي سال 88 شد...
سینما روز _ بر اساس اعلام «علي سرتيپي» فيلم سينمايي «درباره الي» با فروش آخر هفته 23 ميليوني در تهران به عنوان سومين فيلم ميلياردي اكران سال 88 سينماهاي كشور شناخته شد.
ادامه مطلب ...

 

----------------------------------------------------------------------------------

اختصاصی سینما روز ؛ عکس هایی ازحضور بازیگران در حسینیه ارشاد

سینما روز _ گزارش تصویری سایت سینما روز با عکس های سعید عبداللهی از حضور چند تن از بازیگران سینما و تلوزیون در حسینه ارشاد جهت شرکت در دهمین انتخابات ریاست جمهوری کشور.

 

شهاب-حسینی-در-حسینه-ارشاد  شهاب-حسینی-در-حسینیه-ارشاد  Image  رادان-در-حسینه-ارشاد
 
 
شروع خوب

شروع خوب "پسر تهرونی"/ "درباره الی" همچنان در صدر است...
سينما روز _ اکران فصل تابستان اگر چه شروعی امیدوارکننده‌ نداشته اما می‌توان انتظار داشت با بازگشت آرامش به جامعه و فاصله گرفتن از فضای انتخابات، سینماها در روزهای طولانی تعطیلات تابستانی روزهای پررونقی را پشت سر بگذارند 
ادامه مطلب ...

 
ضيغمي با«همه‌چيز درباره سارا» تهيه‌كننده مي‌شود... ضيغمي با«همه‌چيز درباره سارا» تهيه‌كننده مي‌شود...
سينما روز _«نيوشا ضيغمي» بازيگر سينما نيز به جرگه تهيه‌كنندگان سينما مي‌پيوندد و براي نخستين‌ بار در مقام تهيه‌كننده فيلم سينمايي «همه چيز درباره سارا» را توليد مي‌كند 
ادامه مطلب ...
 
 
بسته خبری اختصاصی سایت سینما روز از فیلم «باغ قرمز»... بسته خبری اختصاصی سایت سینما روز از فیلم «باغ قرمز»...
گزارش پشت صحنه، آخرین عکس ها و گفت و گو با بازیگران فیلم. 
ادامه مطلب ...

 

امين تارخ؛خانه سينما درحمايت از نامزد خاصي بيانيه نداد... امين تارخ؛خانه سينما درحمايت از نامزد خاصي بيانيه نداد...
سينما روز _ زمان برپايي سيزدهمين جشنواره بزرگ سينماي ايران در همان تاريخ 27 شهريور ماه قطعي شد  
ادامه مطلب ...

 

مجيد انتظامي موسيقي «شب واقعه» را مي‌سازد... مجيد انتظامي موسيقي «شب واقعه» را مي‌سازد...
سينما روز _«ناصر دهقاني» از احتمال همكاري مجدد «مجيد انتظامي» با «شهرام اسدي» براي ساخت موسيقي «شب واقعه» خبر داد 
ادامه مطلب ...

 

جشن 69سالگي كيارستمي در انجمن سينماي جوان لاهيجان... جشن 69سالگي كيارستمي در انجمن سينماي جوان لاهيجان...
سينما روز _انجمن سينماي جوان لاهيجان در سال جديد برنامه‌هاي متنوعي را در فعاليت‌هاي خود جاي داده كه بزرگداشت‌ها، نمايش فيلم‌هاي برتر تاريخ سينما و برپايي جلسان نقد و بررسي و نمايشگاه عكس از جمله آنهاست. 
ادامه مطلب ...

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت 15:20 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

اختصاصی سینما روز ؛ گزارش تصویری از کنسرت گروه دارکوب

Image

سینما روز _ مجتبی نجفی: گروه دارکوب در تاریخ 12/2/88 و  با حضور هنرمندان سینما در اریکه ایرانیان برگزار شد.

Image   Image   Image

  

Image   Image   Image

  

Image   Image عکس: سعید عبداللهی
 
شكايت «مهناز افشار» از عاملان انتشار بلوتوث غير اخلاقي

 

Image

سینما روز _ مهناز افشار از عاملان انتشار بلوتوث‌هاي غير واقعي درباره خودش، به پليس امنيت اخلاقي شكايت كرد.

مهناز افشار درباره بلوتوث‌هايي كه اين روزها با نام بلوتوث مهناز افشار در گوشي‌هاي همراه مبادله مي‌شود، گفت: خبر انتشار چنين بلوتوث‌هايي از طريق دوستان به دستم رسيد و بلافاصله به سردار روزبهاني مراجعه كردم و كمك خواستم كه ايشان دستور پي‌گيري فوري داده‌اند و به‌زودي عوامل اين كار غير اخلاقي مشخص خواهند شد.
وي افزود: بسيار متأسفم هستم كه اين گونه بلوتوثها و تصاوير جعلي انتشار يافته است و انتظار دارم كه مردم شريف ايران كه از آنها توقع بسياري دارم براي حمايت از هنرمندان از اين تصاوير استقبال نكنند.
افشار تصريح كرد: در فوتبال يكسري افراد هستند كه به آنها تماشاگرنما مي‌گويند، اما نمي‌دانم در عرصه هنر بايد آنها را چه بناميم؟ اين افراد بدون دليل به دنبال ريختن آبروي مردم هستند و فقط مختص به ايران نيست بلكه در تمام دنيا افراد چهره مورد همه‌گونه تهديدي هستند.
بازيگر فيلم سينمايي آتش بس در ادامه اظهار داشت: درخواستم از مردم شريف ايران كه نماد غيرت هستند اين است كه به اين بلوتوث‌هاي جعلي نگاه نكنند و آن را از گوشي‌هايشان پاك كنند تا منتشر نشود.
افشار گفت: در ابتدا و انتهاي اين بلوتوث از دو عكس من استفاده كرده‌اند و تصاوير هم متعلق به خانمي است كه كمي چهره‌اش شبيه به من است. باز هم از مردم مي‌خواهم كه از انتشار چنين تصاوير جعلي جلوگيري كنند و منجر به ايجاد جو رواني بدي براي ما هنرمندان نشوند.

 فارس

 تشييع پيكر «پيمان ابدي»؛ فردا از مقابل خانه سينما

 

Image

سینما روز _ پيكر «پيمان ابدي»، بدلكار سينما و تلويزيون، فردا جمعه 18 ارديبهشت ماه ساعت 9 صبح از مقابل خانه سينما تشييع مي‌شود.

ابدي بعد از ظهر روز گذشته در جاده كن هنگام اجراي حركات نمايشي قرار بود اتوبوسي را به ته دره فرستاده و در آنجا منفجر كند، اما متأسفانه وي پس از بيرون پريدن از اتوبوس به زير اتوبوس رفت و اتوبوس آتش گرفت و منجر به فوت پيمان ابدي شد.

 
اين سانحه در فيلم تلويزيوني «چشم‌هاي نامحسوس» به تهيه كنندگي علي اصغر صادقي و كارگرداني محسن موسويان رخ داد.

پیمان ابدی - سینما روز دات کام

 عکسهای تشیع پیکر پیمان ابدی - ۱۸اریبهشت - سینما روز

Image
Image   Image   Image

 

Image   Image   Image

 

Image   Image   Image

 

Image   Image   Image

 

 Image  Image   Image

 

Image   Image  Image  Image

 

Image   Image   Image

   

Image   Image   Image

  

Image   Image   Image

 

Image   Image   Image

 

Image   Image   Image

  

منبع عکس ها: فارس، مهر و ایسنا

ابدی متولد 1351 تهران و بزرگ شده آلمان بود. او در گروه اکشن کانسرت یکی از چهار گروه برتر بدلکاری در آلمان عضویت داشت. مرحوم ابدی که به خاطر حضور در صحنه‌های بدلکاری مجموعه آلمانی "هشدار برای کبری 11" شهرت داشت، سه سال پیش به ایران بازگشت و از آن زمان در بسیاری از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی به عنوان بدلکار و طراح صحنه‌های تصادف و سقوط از ارتفاع فعالیت کرد.

سایت سینما روز درگذشت این هنرمند عزیز و باارزش را به جامعه هنری و همه مردم ایران تسلیت می گوید.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 14:45 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

گفت و گوي اختصاصي سينما روز با مهرداد صديقيان 

شكيبايي سخاوتمندترين آدم در زندگي من است.

مهرداد صديقيان - سينما روز

سينما روز _ مرتضي كوه مسكن ، امید منوچهری : در آخرين روز نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال مهرداد صديقيان هنرمند با استعداد سينما مهمان غرفه سينما روز بود .

وي متولد بهمن 67 در تهران است ودر سال 84 از طريق آگهي روزنامه در تست بازيگري فيلم "عصرجمعه " به كارگرداني مونا زندي و تهيه كنندگي جهانگير كوثري شركت كرد و نظر كارگردان را به خود جلب كرد . اين فيلم كه به دلايلي هرگز اكران نشد و شايد كه اصلا اكران هم نشود اولين حضور صديقيان در سينما بود.سپس صديقيان در سال 85 درفيلم "اتوبوس شب " كيومرث پوراحمد به ايفا نقش پرداخت و اتوبوس شب اولين فيلم اكران شده صديقيان است.وي پس از آن نيز در فيلم هاي ديوار وحيران نيزبه ايفا نقش پرداخت.  

سینما روز : نظرتان در مورد فيلم اتوبوس شب به عنوان اولين كار ارائه شده چطور بود ؟

- در كل فيلم بسيار خوبي بود وشايد مردم در آينده اي نزديك دلشان براي اين فيلم تنگ شود ودر اين فيلم نقش سختي از جهت تك لوكيشيني داشتم ولي به كمك آقاي پوراحمد و مرحوم شكيبايي از عهده اين كار برآمدم.  

 سينما روز : صحبت مرحوم شكيبايي شد نظرتان در مورد اين شخصيت هنري چيست؟

- شكيبايي سخاوتمندترين آدم در زندگي من است وي مانند ندارد ونداشت و در آن براي من يك پدر معنوي بود و شايد تا مدتي سينما متوجه نشود كه شخصيتي را از دست داده است.زماني كه مرحوم شكيبايي بيكار بودند با اوضاع مريض خود به بيابان هاي قم مي آمدندوديالوگ ها را با من تمرين مي كردندومن بازي خود را در فيلم اتوبوس شب را مديون وي مي دانم.من اين صحبت ها را بعد ازفوت ايشان عنوان نمي كنم من از قبل نيز شكيبايي را اسطوره سينماي ايران مي دانستم ودر كل بعد از بازي با وي ديد من نسبت به بازيگري عوض شد.  

سينماروز : نظرتان در مورد جمله پوراحمد"مهرداد صديقيان مارلون براندوآينده سينماي ايران است" چيست؟

- (با خنده!) آقاي پور احمد انسان بزرگي است وبه من لطف دارد ومن از اين بابت خيلي خوشحالم.  

سینما روز : آيا شما قبول داريد پوراحمدفردي است كه نابازيگرها را بازيگر مي كند؟

- نه من اين جمله را قبول ندارم به عقيده من پوراحمد فردي است كه اگر شخصي مايه بازيگري را داشته باشد ولي در جاي خود قرار نداشته باشد او را در جايگاه خود قرار مي دهد.  

سینما روز : شما كه متولد تهران هستيدچطوردرفيلم به خوبي با لهجه آباداني صحبت مي كنيد؟

- اقاي پوراحمد براي بازي درفيلم اتوبوس شب به من پيشنهاددادوگفت مي خواهي برات معلم بگيرم يا براي مدتي به آبادان برو ولهجه آباداني را ياد بگيركه من دومين پيشنهاد رو قبول كردم وبراي مدتي به آبادان سفر كردم.  

سينما روز : از بين سينما تلويزون و تئاتر كداميك را ترجيح مي دهيد؟

- من سينما را بيشتر دوست دارم چون در نقش درآن تثبيت مي شوم وحس عطش جاودانگي من را ارضاء مي كند.  

سینما روز : آيا كار تلويزيوني يا كار تئاتر داشته ايد؟

- خير چند پيشنهاد تلويزيوني داشته ام ولي از لحاظ فيلم نامه قبول نكرده ام ولي اگر فيلم نامه اي در اختيار قرار بگيرد وقشنگ باشد خيلي مايلم كه در تلويزيون نيز ايفا نقش كنم.كار تئاتر هم نكرده ام ولي دوست دارم كه كار تئاتر هم تجربه كنم.

سینما روز : در حال حاضر تمايل داريد با كدام كارگردان كار كنيد؟

- كيانوش عياري. من از كارهاي آقاي لذت مي برم من تمامي قسمت هاي روزگار قريب را ديدم و هر قسمت از روزگار قريب راكه مي ديدم مي مردم وزنده مي شدم.  

سینما روز : شاخص ترين هنرمند از نظر مهرداد صديقيان؟

- از بين آقايان مي توان به مرحوم شكيبايي واز بين خانم ها هم معتمد آريا،عليدوستي،باران كوثري وخانم آفرين عبيسي كه احساس مي كنم اصلا درجايگاه واقعي خود قرار ندارد.  

سینما روز : الگوي شما در سينما كيست؟

 - تقليد در بازيگري را اصلا قبول ندارم ومطمئنم كه هيچ كس نمي تواندمانند شخص ديگري باشد ودركل سينما الگويي ندارم.  

سینما روز : آيا كار نويسندگي هم انجام مي دهيد؟

 - به نويسندگي علاقه زيادي دارم واين علاقه پس از فوت شكيبايي بيشتر از پيش شد.  

سینما روز : به عنوان آخرين سوال آيا تمايل به بازي در هاليوود داريد؟

 - سينماي هاليوود را دوست دارم و تمايل دارم كه روزي در آنجا ايفانقش كنم ولي برخلاف عقيده بعضي ها فكر نمي كنم سينماي هاليوود برتر از سينماي ايران است.

عکس : ناصر سجادی حسینی

منبع : سينما روز

یادداشتی کوتاه بر فیلم "چارچنگولی" سهیلی 
سینمای گیشه !   

سینماروز - مریم مجیدی :چارچنگولی مثال دستان کارگردانان و تهیه کنندگان امروز است که چارچنگولی به گیشه چسبیده اند !

چارچنگولی یکی از معدود فیلمهای اخیر بود که باعث خنده ی بیننده آن هم از ته دل شد . بخاطر هنر بزرگ خنداندن به سعید سهیلی تبریک میگوییم اما بخاطر ضعف شدید در فیلمنامه کمی حرف برای گفتن داریم . سعید سهیلی بعد از کار بسیار زیبایش "سنگ.کاغذ.قیچی" فیلم چهار انگشتی را ساخت که شاید یکی از فیلمهای خاص و خط شکن اما بد سینمای این دوره بود . درست است که چهارانگشتی سوپراستاری رو در دل خودش داشت اما چهاری که از آن فیلم در چارچنگولی بجا ماند فقط و فقط بیانگر یک چیز بود و آنهم کارگردان مشترک ایندو فیلم . نوع فیلمبرداری چارچنگولی هم خبر از کارگردان چهارانگشتی و البته تا حدودی سنگ. کاغذ.قیچی میداد . سعید سهیلی شاید یکی از کارگردانان خاص سینمای ایران باشد اما سیر تکامل کاری این کارگردان خبر از نابودی سینمای ایران میدهد . متاسفانه محتوا دیگر در این دوره ی سینمای ایران معنایی ندارد . حتی سهیلی هم که تا حدودی برای کارهایش ارزش قائل بود رو به گیشه آورده که البته شاید بتوان گفت این رو برگرداندن از محتوا بخاطر تهیه کنندگان امروزی ست که تنها فیلمهای گیشه ای را می پسندند . که باز هم میشود این حق را به تهیه کنندگان نیز داد که تا وقتی بینندگان امروزی تنها سینما را برای سرگرمی و گذراندن وقت میخواهند, فیلم پر محتوایی ساخته نخواهد شد . مگر حضور در سینمای خارج از ایران که هم میتوانند فیلمنامه بنویسند هم فیلم بسازند !

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 ساعت 20:54 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

رضا کیانیان . نیما شاهرخ شاهی . مهران رجبی . مهرداد صدیقیان . مسعود دهنمکی . رضا توکلی .

گیتی معینی و تعداد بسیار زیادی از هنرمندان در نمایشگاه رسانه های دیجیتال مهمان غرفه سینما روز

بودند ...

امسال سینما روز در دومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال شرکت کرد و با دعوت از هنرمندان و برپایی

 نشستهای بسیار زیادی در غرفه اش باعث شعف بازدیدکنندگان شد ...

موضوع این پست : گفتگو یی کوتاه از نیما شاهرخ شاهی و مهران رجبی .

 


گفت و گوي اختصاصي سينما روز با نيما شاهرخ شاهي در غرفه ي سينما روز 
اصلا به مد اهميت نمي دهم...

سینما روز _ مرتضی کوه مسکن ، امید منوچهری : نيما شاهرخ شاهي متولد17 مرداد 1360 مهندس عمران

و عاشق سينما مهمان سايت سينماروز در چهارمين روز نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال بود.

او در ابتدا به هنرمند شدن خود كه خيلي اتفاقي بود پرداخت و عنوان كرد يكي از دوستان من براي حضور

 در تست بازيگري شركت كرد و از من خواست تا براي گرفتن تست همراه وي بروم كه آنجا بود نيما

 شاهرخ شاهي به صورت خيلي اتفاقي توسط كارگردان مورد تاييد واقع شد و اين چنين بود كه نيما

 شاهرخ شاهي براي اولين بار بازيگري را در فيلم مكس تجربه كرد وخيلي زود راه صدساله را يك شبه

 طي كرد جاي خود را بين هنرمندان تثبيت كرد و طرفداران بي شماري پيدا كرد.

وي درباره اينكه آيا لزومي داردكه هر هنرمند سايت شخصي داشته باشد يا خير عنوان كرد كه به عقيده

 من هر هنرمند بايد براي ارتباط بيشتر با مخاطبان سايت شخصي داشته باشد ولي من خودم به اشتباه

 خيلي دير اقدام به اين كار كرده ام و بايد خيلي زودتر اقدام به اين كار مي كردم . شاهرخ شاهی اعلام

کرد که هیچ پیج و وبلاگ و سایتی در اینترنت ندارد و همه ی آن ها دروغ می باشد و سایت شخصیش به

زودی با 2 آدرس www.Nimashahrokhshahi.com > و www.shahrokhshahi.com راه اندازی خواهد شد .

 

به گفته وي اصلا سينما رابراي ماديات انتخاب نكرده است وشغل اصلي وي مهندسي عمران است و

سينما عشق اوست ، در ادامه در مورد اعتراض تهيه كنندگان به افزايش دستمزد هنرمندان خاطرنشان

كرد اصلا اين بحث ها به من مربوط نمي شود و بهتر است زياد وارد اين بحث نشويم ولي رقم دستمزد

هنرمندان ما نسبت به ساير كشورها در حد بسيار پاييني قرار دارد سينما ما سوپراستار كم دارد و

زماني كه يك كارگردان وتهيه كننده از يك سوپراستار دعوت به بازي مي كنند حتما هم بايد فكري براي

دستمزد وي بكنند زيرا تماشاگران زيادي فقط براي حضور همان سوپراستار به تماشاي اين فيلم مي

پردازند.

 

نيما شاهرخ شاهي به بازي امين حيايي و گوهر خيرانديش علاقه زيادي دارد و بهترين فيلم خود را پارك

وي ميداند و اعتقاد دارد زحمت هاي زيادي براي اين نقش كشيده است و بیشتر دوست دارد نقش منفي

بازی كند و به همين خاطربازي كردن در فيلم كيش و مات را پذيرفت كه در نوبت اكران قرار دارد وي خاطر

نشان كرد كه اكثرفيلم هايي راكه در سال 87 توليد شده اند به وي پيشنهاد شده بود ولي مورد پسند

وي واقع نشده است.وي از كليد خوردن فيلم " هفت دقيقه تا پاييز" آقاي اميني از هفته آينده كه قرار بود

شش ماه پيش توليد شود ولي به دليل انصراف سرمايه گذار به تعويق افتاده بود خبر داد و به عقيده اواين

فيلم درجشنواره فيلم فجرامسال حضور خواهد داشت.وي در ادامه از علاقه خود به تئاتر اشاره كرد وعنوان

كرد كه تئاتر را خيلي دوست دارد ولي فرصت این کار را ندارد .

 

او در پاسخ به اين سوال كه آيا به مد اهميت مي دهد يا خير خاطر نشان كرد كه اصولا بايد يك هنرمند

لباس هاي زيادي داشته باشد ولي اصلا به مد اهميت نمي دهم وفقط قشنگي لباس و رنگ بندي آن

براي من مهم است نه مد لباس. وي در ادامه درپاسخ به اين كه چه نمره اي به خود مي دهيد گفت اصلا

من به نمره فكر نمي كنم من با تمام وجودم بازي مي كنم و دوست دارم نقشم در تاريخ سينما ايران

ثبت شود و روز به روز بهتر شوم.

وي در ادامه از علاقه شخصي خود از همكاري با تمامي كارگردانان خبرداد و عنوان كرد كه اگر فرصتي

پيش بيايد دوست دارم كار سينماي دفاع مقدس را هم تجربه كنم وي ادامه داد كه حتي از تلويزيون نيز

پيشنهادات زيادي داشته است ولي هيچكدام از فيلم نامه ها مورد تاييد وي واقع نشده است

خبرنگارسينما روز در پایان اين نشست از آقاي شاهرخ شاهی درارتباط با هاليوود از وي پرسيد و آيا اينكه

اصلا تمايلي به حضور در هاليوود دارد يا خيركه وي در پاسخ اعلام كرد كه من فعلا پیشنهادی در این باره

نداشته ام ولی اگر روزی پیشنهاد بشود حتماً در موردش فکر می کنم .

منبع : سینما روز

..............................................................................

و مهران رجبی

 

گفتگوي اختصاصي مهران رجبي با سينما روز 
   
 
سینما روز _ مرتضی کوه مسکن : در ششمین روز نمایشگاه رسانه های دیجیتال مهران رجبی در یک
 
نشست 3 ساعته میهمان غرفه سینما روز بود . این نشست طنز که با صرف نهار همراه بود با شوخی
 
های مهران رجبی جذابیت بیشتری به خود گرفت . مهران رجبی متولد 1340 کرج مدرس رشته گرافیک در
 
آموزش و پرورش است . و از سال 1373 در فیلم "بچه های مدرسه همت"به کارگردانی سید رضا
 
میرکریمی جلوی دوربین رفت .  

سینما روز: در حال حاضر مشغول چه کاری هستید و چه فیلمهایی را در نوبت اکران دارید؟

-در حال حاضر مشغول بازی در فیلم اخراجیهای 2 هستم و سه فیلم سینمایی با نامهای "مینای شهر

خاموش" "روز بر می آید" و "سه زن" در حال اکران دارم و در فیلم سینمایی "همیشه پای یک زن در میان

است" حضور افتخاری داشته ام و در سریالهای "دیدار"(جواد هاشمی) و "غیر محرمانه" (مسعود رسام)

آماده پخش دارم و پس از ساخت فیلم اخراجی های 2به دعوت آقای ضرغامی در آذر ماه عازم حج واجب

هستم .

سینما روز: سینما را بیشتر ترجیح میدهید یا تلویزیون را ؟

-فرقی بین سینما و تلویزیون ندارد و برای من سینما و تلویزیون اهمیت ندارد و این شعار که سینما با

کلاس تر از تلویزیون است یک حماقت است .

سینما روز: چرا کار تئاتر انجام نمیدهید ؟

 

-اصلا علاقه ای به کار تئاتر ندارم اصلا به هیچ عنوان کار تئاتر انجام نمیدهم

سینما روز : تمایل دارید با کدام کارگردان کار کنید ؟

- من همیشه دوست دارم با کارگردانان جدید کار کنم زیرا اولین تجربه ی من نیز به یک کارگردان جوان

(آقای میرکریمی) در بچه های مدرسه همت بود .

سینما روز : کمی درباره صحبتهای آقای کیارستمی در مورد اینکه سکانس شما جز ده

سکانس برتر سینمای ایران است توضیح میدهید ؟

- آقای کیارستمی به من لطف دارد ولی این سکانس مربوط به فیلم کودک و سرباز به کارگردانی رضا

میرکریمی است که در جشنواره هفدهم جشنواره فیلم فجر خوب دیده شد و سه جایزه از 5 جایزه اصلی

را به خود اختصاص داد .

سینما روز: رمز موفقیت شما در سینما و تلویزیون چیست ؟

-همه لطف خداست و شاید اجداد من کار خیری انجام داده است که لطف و دعای خیرش به من رسیده

است .

سینما روز: بهترین فیلم خود در سینما و تلویزیون که به شدت یه آن علاقه دارید کدام است ؟

- در سینما فیلم زیر نور ماه و در تلویزیون سریال روزگار قریب .

سینما روز: آیا نقش جدی به شما پیشنهاد شود شما قبول می کنید ؟

-حتماً قبول می کنم . برای من نقش جدی و شوخی فرقی نمی کند . از نظر من طنز جدی تر از جدی

است .

سینما روز: اگر یک کارگردان از شما بخواهد به خاطر نقش خود بینی خود را عمل کنید آیا این

کار را انجام می دهید ؟

- نه . مسلماً هرگز این کار را نمی کنم هیچگاه هنرمند برای یک نقش متابولیسم خود را تغییر نمی دهد

و اصلاَ دلیلی ندارد که کارگردان چنین تصمیمی بگیرد .

... در همین زمان بود که آقای پیمان شریعتی و همسر محترم ایشان به طور اتفاقی برای دقایقی در

غرفه ی سینما روز حضور پیدا کردند و به خوش و بش با آقای مهران رجبی پرداختند .

سینما روز: بهترین و شیرین ترین خاطره ی مهران رجبی ؟

- کودکی من سرشار از خاطره است . من از کودکی علاقه به نگهداری گوسفند داشتم که در 13 سالگی

پدرم برای من 5 راس گوسفند خرید و من هر روز ریکا را از سر حوض می دزدیدم و گوسفند ها را می

بردم و نزدیکای کرج می شستم و در کل من کودکی شیرینی داشتم و اگر روزی بازیگری بازیگری را کنار

بذارم کار زنبور داری را انجام می دهم .

سینما روز: حالا می رسیم به تلخ ترین خاطره ی مهران رجبی ؟

- تلخ ترین خاطره و لحظه ی عمرم چه سینمایی و چه غیر سینمایی در جریان فیلم برداری "بیدار شو

آرزو" بود که فیلمی در مورد زندگی مردم بم بود و دقیقاَ یک هفته بعد از زلزله فیلم برداری شد.

سینما روز: آقای مهران رجبی در پایان به عنوان آخرین سوال بهترین ها را از نظر شما بدانیم ؟

بهترین کارگردان :کیانوش عیاری - سید رضا میر کریمی - کمال تبریزی .

بهترین بازیگر :آقای حمید فرخ نژاد - سرکار خانم گوهر خیر اندیش .

بهترین دوست :با مکث و خنده میگوید دوستان .

بهترین کتاب :مثنوی .

بهترین رنگ :آبی .

بهترین تیم فوتبال :استقلال .

بهترین کارتون :پلنگ صورتی .

بهترین غذا :قیمه بادنجان .

بهترین فصل :بهار.


www.cinemarooz.com

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت 0:25 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

 گفت و گوى اختصاصي سينما روز با شهره قمر

شهره قمرwww.cinemarooz.com

سینما روز _ امید منوچهری ، مجتبی نجفی : گفت و گوی اختصاصی مریم مجیدی ، خبرنگار سینما روز با شهره قمر ، بازیگر فیلم انعکاس .


 

در ابتدا می خواستم یک بیوگرافی از خودتان برایمان بگویید.

من متولد اول مهر ماه 1364 هستم. اصلیتم از سمت پدری کرد است. در واقع متولد کردستان هستم، منتها شناسنامه ام صادره از تهران است. ولی خب از افتخاراتم این است که بگویم من یک کرد هستم و محل تولدم یک شهرستان در کردستان بوده است. تحصیلات آکادمیک ندارم، رشته اصلی ام حسابداری است. عاشق هنر هستم. به موزیک خیلی علاقه دارم، خودم هم می شود گفت به یک نحو موزیسین هستم، گیتار را به صورت حرفه ای می زنم، آموزش هم می دم، البته در پی تشکیل یک گروه کر هم هستم.

 

چه طور شد که بازیگر شدید؟

در واقع کار اول من، یعنی شروع فیلمبرداری من، فیلم رئیس مسعود کیمیایی بود. که من روزی برای دیدن ایشون، کلا خیلی علاقه مند بودم به اینکه برم کارگردانان به نام و مطرح را از نزدیک ببینم. کما اینکه دیدن آقای مهرجویی رفتم، دیدن آقای عباس کیارستمی رفتم، دیدن آقای بیضایی و خیلی از کارگردانان به نام. خیلی دوست داشتم از نزدیک باهاشون برخورد داشته باشم. بر حسب اتفاق یعنی روزی که من رفتم دیدن آقای کیمیایی، سکانس های تیر خوردن پولاد کیمیایی بود در فیلم در همان دفتر آقای کیمیایی، یعنی در واقع هشتاد درصد فیلمنامه تمام شده بود. که ایشان که من را دیدن، بنا به درخواست ایشان، گفتند بیایید و من نقشی را برای شما می آفرینم و شما بازی کنید و من به افتخار این پیشنهاد شان و به احترام شان که دست رد به سینه ایشان نزنم، رفتم و آن نقش را بازی کردم که در نهایت چیزی که از آن نقش ماند، در حد چند تا سکانس بود. اکثر پلان های من با آقای داریوش ارجمند در کاراکتر رئیس و با مهناز افشار، این ها درآمد، به خاطر اینکه اصلا قرار نبود من در این فیلم بازی کنم و خودم هم تمایلی نداشتم برای بازی در این فیلم. ولی خب گفتم صرفا برای اینکه دست رد به سینه استاد کیمیایی نزده باشم به خاطر همین قطعا اولین کار سینمایی ام را انعکاس معرفی می کنم. چون آنجا دیگه واقعا به زوایای شخصیتی من شناسنامه داشت و احساس کردم واقعا یک میدان است برای اینکه خودم را نشان دهم اگر توانایی است در من، واقعا احساس کردم می توانم در این فیلم و در این کار به نمایش بگذارم.

پس ورود تان به سینما با رفتن و دیدن کارگردان ها بوده است؟

بله.

آشنایتی هم داشتید که پیش شان رفتید؟

نه. من از طریق شاگردان و دوستان کارگاه آقای کیمیایی بود که رفتم. بالاخره آدم دوستان زیادی دارد که یکی شان شاگرد آقای تارخ هستند و یکی شان یک جای دیگه کار می کنند و... یکی از دوستان من، که لزومی نداره اسم شان را ببرم، باعث شدند که این ارتباط به وجود بیاید و خیلی اتفاقی بود چون دفتر آقای کیمیایی خیلی شلوغ بود و داشتن فیلمبرداری می کردن و همه می آمدن و می رفتن. من زرنگی کردم و رفتم لحظه ای خودشان در اتاق استراحت می کردن، در زدم رفتم داخل و با ایشان صحبت کردم. به گفته آقای کیمیایی من باید یک پدیده بشم و آقای کیمیایی گفتن به لحاظ چهره خاص تون، صدای خاص تون و فیزیکی که دارید مطمئنا شما یک سوپر استار می شوید. حالا ببینیم حرف شان تا چه حدی صحت داره.(با خنده)

اگر کسی از شما بپرسد که چگونه باید بازیگر شد و چگونه باید جلو رفت چه جوابی به او می دهید؟

من نمی توانم قضاوت کنم و یا توصیه ای بکنم. برای اینکه ورود من به سینما خیلی اتفاقی اتفاق افتاد. من نه دوره کلاس خاصی دیده بودم و نه تحصیلات آکادمیک داشتم. البته الان دارم به شدت روی بیانم کار می کنم. الان یک سری دوره های آموزشی فشرده، تا قبل از شروع فیلمبرداری کار جدیدم، را با یکی از تئاتریست های خیلی خیلی معتبر شروع کردم. تقریبا می شه گفت استاد خصوصی گرفتم که روی بیانم با من کار کنن. می خواهم اگر نقش کاملا متفاوت است، من هم بازی متفاوت تری داشته باشم. کسانی هستند که می روند زحمت می کشند، درس می خوانند و با تحصیلات آکادمیک وارد این حرفه می شوند. کسانی هستند که خیلی اتفاقی، مثل خیلی از بازیگران ما، وارد این عرصه شده اند. می توانم بگویم که ورود من هم کاملا اتفاقی بود. کما اینکه خودم خیلی علاقه داشتم به بازیگری. برای اینکه من در دوران دبیرستان و دانشجویی ام، کاملا علاقه مند بودم و گروه تئاتر را به عنوان سرگروه هدایت می کردم. از بچه گی هم مقلد صدای خانواده بودم، هر کی می آمد خانه ما و می رفت، من باید اداء آن را درمی آوردم. دلقک شده بودم. این حس و پتانسیل از بچه گی در من بود. من احساس می کردم این کاریزما را دارم که بتوانم بروم و روی آن سرمایه گذاری کنم.

چطور با آقای کریمی آشنا شدید؟

ایشان خودشان نه، ولی دستیار اول شان بازی من را در رئیس دیده بودند و همان یکی دو تا پلان کار خودش را کرده بود. که یک دختری با کاپشن زرد و با یک پوزیسیون اسلحه به دست، در فیلم رئیس مسعود کیمیایی بازی کرده است. به نظر آقای کریمی بازی من در رئیس، خیلی خوب بوده است. ایشان به من زنگ زدند و از من دعوت کردند که به دفتر شان بروم. من وارد دفتر شان که شدم، گفتند متأسفانه چهره تان به این کار نمی خورد. منم خب مقنعه و مثل همیشه مانتو شلوار ساده. آقای کریمی گفتند ما یک زن کاملا وحشی و آنچنانه می خواهیم. من هم گفتم که به هر حال با من تماس گرفتید و من هم آمدم خدمت تان. یک تست بازیگری از من گرفتند. گفتند با این بازی خوب کاشکی چهره تان هم می توانست در بیاد. من خداحافظی کردم و رفتم. دو روز بعد مجددا با من تماس گرفتند و گفتند که شما تشریف بیاورید که ما امتحان های گریم را هم روی صورت شما انجام بدیم تا ببینیم چهره شما تا چه حدی جواب می دهد. لنز های مختلف چشمی برام استفاده شد، گریم های مختلف، خیلی اذیت می شدم، گریم من کاملا چهار پنج ساعت طول می کشید. تا آن قب قب، آن بینی و آن لب و دهان را عوض می کردند، خیلی اذیت می شدم. ولی خب در نهایت خیلی خوشحال شدم وقتی نتیجه کار را دیدم. اصلا من نبودم.

 

جایی پیش آمد که کار برای تان سخت شود؟

روز های اول بازی ام، آن پلان کافی شاپ، من یادم است که از آنجا دیگر گفتم من بر می گردم تهران(با خنده). من نمی تواتم. واقعا نمی تواتم. چون آن پلان اصلا در فیلمنامه هم قرار نبود که باشه. قرار بود ما فقط سوار کالسکه شویم و بریم قهوه بخوریم. هیچ دیالوگی در کار نیست. هیچ ریکشنی در کار نیست. یک جورایی غافلگیر شده بودم. آن پلان و آن سکانس خیلی اذیت کننده بود. چون من برای اولین بار جلوی کامبیز دیرباز، یک بازیگر حرفه ای بودم. البته نمی گم که احساس می کردم که شاید در بازی از ایشان کم بیاورم، چون احساس می کردم که اگر سعی ام را بکنم، حالا نه نسبت به ایشان، نسبت به خودم می توانم بازی قابل قبولی را ارائه بدهم. آقای دیرباز در آن لحظه ها خیلی کمکم کردند؛ با آن تمرکز های که به من می دادند و... من احساس می کنم واقعا اگر نقش مقابل من را کسی جز آقای دیرباز بازی می کردند، من نمی توانستم. به ایشان و خانم شان واقعا ارادت دارم. در آن سکانس من به خانم آزیتا موگویی(همسر آقای کریمی)، مدیر تولید پروژه، گفتم آزیتا جان من دیگه نیستم. چون آن بازی درنمی آمد. دوباره می گفتن با غلوه بیشتر. من گریه کردم و گفتم من این نیستم. گفتن اتفاقا بازیگر خوب، بازیگری که آن چیزی را که نباشه بازی کنه. من یک حرفی را در نوشته های رابرت دنیرو خواندم که گفته بود، بازیگر واقعی کسی است که نقشی را که خودش نیست و 180درجه با کاراکتر خودش فاصله دارد، بازی کند. افتخاری نیست که آدم بیاد و یک نقش مثبت را بازی کنه. من فکر می کنم سخت ترین بازی زندگی ام در انعکاس بود. چون زمین تا آسمان با خودم فرق داشت.

نظر تان درباره بازی خودتان در انعکاس چه است؟

من بعد از اینکه بازی خودم را در انعکاس دیدم، به عنوان کار اول و کار حرفه ای جلوی دوربین، نمی گم خیلی بد بود، خب برای کار اول بازی ام خیلی نقات ضعف داشت. الان که بازی ام را می بینم، فکر می کنم شاید می توانستم بهتر از این باشم.به هر حال تجربه اول دیگه، انتظار بیشتر از من نباید داشته باشید.

آیا شنیده بودید در فیلم انعکاس گریمتان باعث شباهت چهره تان با خانم پرستو گلستانی شده بود؟

جدا؟ نشنیده بودم. البته می شنیدم که این اصلا تو نیستی. خب این کاملا یک خانم مشکی بود، ولی من تقریبا بورهستم و آن نقش از خودم چاق تر بود و من در یک دوره یک ماهه، می توانم بگویم 6-7 کیلو اضافه وزن پیدا کردم برای اینکه به آن نقش بخورم. آقای حاجی میری و آقای کریمی اعتقاد داشتن که این زن باید پر باشه، چاق باشه، قب قب داشته باشه و سنش باید بالا باشه. نمی خواهم بگویم که حرکت بازیگران هالیوودی را انجام دادم، ولی کمتر کسی در ایران پیدا می شود که چنین کاری را بکند و یا اینکه چهره خودش را زیر سوال ببرد. من واقعا این چیزها برایم مهم نبود و فقط می خواستم بهم بگویند بازیگر خوب، نمی خواستم بگویند چقدر خوشکله.

الان مشغول چه کاری هستید؟

الان قرارداد کار دوم ام را امضا کردم و در واقع دومین همکاری من با سبحان فیلم است. و باز یکی از نقش های اصلی فیلم را ایفا می کنم و خیلی هم خوشحالم از این بابت.

این نقش هم مثل نقش انعکاس است؟

کاملا نقطه مقابل آن است. نقش یک روزنامه نگار چادری و کاملا یک پوزیشن دیگه است. چون من اعتقاد دارم بازیگر نباید در یک نقش تکراری و کلیشه ای بشود. اگر من نقش فرشته را بازی کردم، اینجا در نقش فلان کاملا نقطه مقابل آن قیافه، آن کاراکتر، آن گریم و اصلا دیگه شما من را نمی شناسید. و یکی از خصوصیات خودم را به عنوان یکی از نکات مثبت خودم بگم، صورت فوق العاده گریم خوری دارم. یعنی وقتی گریم من را در انعکاس می بینی، یعنی کسی الان من را نمی شناسه. شخص من عقیده دارم وقتی بازیگر می ره جلوی دوربین نباید خودش باشه. خیلی ها را من دیدم که به محض اینکه می خواهد چره شان زیر سوال برود، می گن نه ما این نقش را بازی نمی کنیم، چون می خواهیم همیشه زیبا باشیم. ولی من اینجوری نیستم، یعنی وقتی تست گریم شدم و خودم را در آینه دیدم، کاملا یک زنی بود که خب از سن واقعی خودم 10-15 سال بزرگ تر نشان می داد، لنز های مشکی، آرایش یک زن آنچنانه و اصلا برام مهم نبود چون من جلوی دوربین که می رم فراموش می کنم شهره قمر هستم. من آن کاراکتری هستم که قرار است بازی کنم. ولی در این نقش خیلی خوشحالم که در واقع این کاراکتر خیلی به خودم نزدیک است. یک زن کاملا آرام، تودار و مذهبی و خیلی خوشحالم که این نقش به من پیشنهاد شد و نقش مقابل اولین کارم را دارم بازی می کنم.

دوست دارید در بازیگری به چه درجه ای برسید؟

خب مسلما به یک درجه ای که بشود اسمم را گذاشت سوپر استار. من فکر می کنم این آرزوی هر بازیگری است.

نام بازیگران مورد علاقه ی تان را نام ببرید ؟

فاطمه معتمد آریا، هدیه تهرانی، رضا کیانیان، پرویز پرستویی نازنین و آقای عزت الله انتظامی.

دوست دارید با این عزیزان تجربه بازی داشته باشید؟

صد در صد. اصلا یکی از افتخارات من اینکه یک روزی بتوانم با آقای پرستویی یا کیانیان بازی مقابل داشته باشم.

دوست دارید با کدام کارگردانان همکاری داشته باشید؟(به غیر از آقای کیمیایی)

کار کردن با آقای کیمیایی که یکی از افتخارات من بود. من همه کارگردانان را دوست دارم و به شان احترام می گذارم؛ چرا که احساس می کنم هر کارگردانی نسبت به خودش یک سری استعداد ها دارد. این نیست که من بگم چون برای اولین بار رفتم جلوی دوربین مسعود کیمیایی، پس من باید قدرت انتخابم را از دست بدم، چون من اولین تجربه ام با سلطان سینمای ایران بود، این نیست. ممکن من برم در اوج سوپر استاری ولی با یک کارگردانی که کار اولش است کار کنم. برای اینکه ما باید با همدیگه تعامل داشته باشیم، به همدیگه کمک کنیم، کما اینکه ایشان به من کمک کردند یا آقای کریمی به من کمک کردند. من هم سعی می کنم، به کسانی که دوست دارند بازیگر شوند، کسانی که تازه می آیند در این کار و به کارگردانان تازه کار کمک کنم. این نیست که من فقط با کارگردانان خوب و مهم کار کنم، نه این نیست.

وضعیت سینمای ایران را چه طور ارزیابی می کنید؟ (در مورد پیشرفت یا پسرفت )

نمی توانم بگویم پسرفت می کند، برای اینکه وقتی فیلم ها و به خصوص سطح کیفی فیلمنامه ها را دارم مقایسه می کنم، از لحاظ کیفیت بخواهم در نظر بگیرم، روند خوبی داشته است. حالا ممکن است فروش فیلم ها به لحاظ مالی و تجاری یک مقدار ضعف پیدا کرده باشد، ولی به لحاظ کیفی سطح فیلمنامه ها کاملا نسبت به قبل بهتر شده است.

به غیر از بازیگری فعالیت و شغل دیگری هم دارید؟

بله. در واقع مربی ایروبیک هستم، در یکی از باشگاه های خصوصی در حال تدریس ورزش هستم. شاگرد های خوبی دارم. ورزش یکی از رکن های اصلی زندگی من است. شاید بتوانم بگویم که بیشتر اوقات فراغت ام را ورزش می کنم، اسب سواری می کنم و کار مربی گری می کنم.

در کودکی چه طور بچه ای بودید؟ آیا در بچه گی هم علاقه ای به بازیگری داشتید، به تئاتر های مدرسه و...؟

کاملا. تئاتر های عروسکی مخصوصا، خیلی کار می کردم. چون من بیشترین دوران کودکی ام را در شهرستان بودم و چون شهرستان امکانات اش زیاد نبود، کار تئاتر های عروسکی می کردیم. خیلی شیطون بودم، خیلی شیطون بودم. الان دوستان هم دوره ایم من را می بینند، می گویند ما می دانستیم تو یک چیزی می شی(با خنده)، تو یک کاری می کنی، تو آدم معمولی نبودی. آن همه بالا و پایین داشتی و خیلی شلوغ بودم، مثلا اداء معلم هایم را در می آوردم، تقلید صدای دبیر هایم را در می آوردم، شلوغ می کردم.

انظباط تان چند بود؟

انظباط ام همیشه باور کنید بیست بود. این را دیگه بالاخره دبیران ام مصاحبه هایم را می خوانند و می بینند. وافعا آدم منظبطی بودم، بچه تنبل و شلوغی نبودم، خیلی شیطون بامزه بودم. من سه سال دانش آموز ماردم بودم، چون پدر و مادر من، جفت شان دبیر آموزش و پرورش بودند، البته الان بازنشسته شدند. واقعا آدم مرتب و با نظافتی بودم، ولی شیطون بودم، مثل بچه های دیگه ای که فقط درس می خواندن و سر شان در درس و مشق بود، نبودم. همش دوست داشتم یک اتفاقی بیفتد، بادکنک می ترکاندیم در گوش این و آن، آب می پاشوندیم .درس تان چه طور بود؟

خوب بود. خیلی خوب نبود.

پس اهل کتاب هستید؟

اوقات فراغتی را که دارم جز ورزش، دیدن فیلم های روز دنیا است، خیلی فیلم می بینم، و همینجا جا داره به کسانی که واقعا علاقه دارند به بازیگری، حتما باید فیلم ببینند، کتاب بخوانند و مطالعه داشته باشند. دیدن فیلم و مطالعه مکمل هم هستند و دیدن یک سری دوره های آموزشی بازی و بیان خیلی مهم است که متأسفانه من یا فرصت اش را نداشتم یا وافعا آن اتفاق برایم نیفتاد. من تا یک و ماه نیم دیگر، که فیلمبرداری فیلم جدید ام آغاز می شود، دارم با یکی از اساتید تئاتر بازی و بیانم را قوی می کنم.

خانم تهرانی در دوران بچگی به گفته ی خودشان بعد از تماشای فیلمی در مقابل آینه ادای بازیگر فیلم را در می آوردند، شما هم به سراغ آینه می رفتید ؟

نه ولی خودم را در قالب آن کاراکتر می گذاشتم و جو گیر آن نقش می شدم. آدم وقتی بچه است، از یک چیز هایی خوش اش می ِآید که وقتی بزرگ می شی، به آن می خندی.

شده در اتاق تنها باشید و در حال تمرین ، خانواده صدایتان را بشنوند که با خودتان حرف میزنید ؟

بله کاملا. ترمرکز های گریه، خندیدن ها، خندیدن های درست و اصولی و ... من الان این فیلمنامه ای که دست ام است، سه چهار ماهه دارم مطالعه می کنم، الان تازه دارم خودم را به آن کاراکتر نزدیک می بینم. کلا تمرین برای یک بازیگر، خصوصا تمرین بیان، می تواند خیلی در روند بازی اش تأثیر بگذارد. بیان 50 درصد قضیه است و چهره و بازی و ریکشن هم 50 درصد قضیه. این ها باید مکمل هم باشند.

شما روزنامه هم می خوانید ؟ یا مجله ی خاصی هست که الآن در ذهنتان باشد ؟

بله . کاملاً . مجلات مختلفی را می خوانم . معمولاً مجله ی خانواده را می خوانم که حالا خودم هم با آن ها مصاحبه داشتم .

مثلا مجلات سینمایی یا خانوادگی یا بهداشتی یا ... ؟

فرقی برایم نمی کند . مثلاً روزنامه ی همشهری یکی از روزنامه هایی است که من هر روز برایم می آید دم منزل و اصلاً خانوادگی همشهری خوان هستیم یا روزنامه ی ایران که پدرم اصلاً روزنامه خوان هستیم ولی حالا مجلات متفرقه مثلاً مثل همین زندگی ایده آل و این ها را معمولاً و مخصوصاً این که از ما ها هم صحبت می شود ، از بازیگر ها هم مطلب می نویسند ، خوب به طبع آدم تحریک می شود می رود می گیرد که ببیند که چی درباره اش نوشتند ، اصلاً اوضاع از چه قرار است ؟ نقاد ها این سری چی گفتند ؟

آن قدر نقد در مورد من نوشته شد ، آن قدر من اذیت شدم . البته ببینید من می گویم که من موفق شدم .

یعنی احساس می کنم که موفق بودم که این قدر نقد ها به سوی من آمد . چون آدم تا زمانی که مطرح نشود هیچ نقدی بهش نمی شود و من احساس می کنم که یکی از دلایلی که شاید موفق تر از قبل عمل کنم همان نقد های بد بود و نقد های خوب . من می گویم نقد خوب بهتر کمک می کند به آدم ، نقد بد با یک مقدار انرژی حالا مثلاً بد تر ولی بالاخره همان جهت را به بازیگر می دهد . چرا ؟ برای این که بازیگر احساس می کند که دیده شده و حالا وقتش است که دیده تر بشود ، پس دیده شده چون نقد دارد در موردش می شود .

خب نقدهای خوب هم در مورد من زیاد بود . همین روزنامه ی همشهری یکی دوتا نقد خوب در مورد من داشت . من واقعاً خیلی افتخار کردم به این که در کنار آدم های کم سواد ، آدم های بی سواد ، آدم های با سواد و با شعور هم وجود دارند . چون وقتی آدم در یک قالب و یک کاراکتر قرار می گیرد هنوز بعضی ها نمی فهمند که این آن کاراکتر نیست . این یک بازیگری است که دارد آن نفش را بازی می کند ، هنوز این را نفهمیدند که یک بازیگر ممکن است یک نقش قاتل را بازی کند ، درفعه ی بعد نقش یک روحانی را بازی کند . متوجه اید ؟ این کار یک بازیگر است . این کار ما است و به خاطر این نقدهایی که درباره ی من شد ، من همیشه گفتم یکی از ساختار های اصلی بنیان یک بازیگر نقد است . اگر نقدی وجود نداشته باشد بازیگری هم وجود ندارد . زمانی یک بازیگر موفق می شود که در موردش نقد بنویسند ، نقدش کنند و این اتفاق ها برای من افتاد و من از این بابت بسیار خوشحالم و ممنونم از کسانی که اتفاقاً در موردم نقد بد هم می نویسند . چون این ها باعث می شوند که کارکرد من و بازی من بهتر بشود .

تا حالا شده است که خودتان هم نقد کنید ؟

بله . کاملاً . خودم ، خودم را نقد می کنم ، از دوستانم می خواهم که من را نقد کنند .

نه . خودتان مثلاً مهناز افشار را نقد کنید .

ببینید من احساس می کنم که این قضیه هنوز دز ایران جا نیفتاده که ما به هم دیگر اجازه بدیم که در موردمان نقد کنند .

ناراحت می شوند . 

ناراحت می شوند . شاید خود من که الآن دارم این صحبت را می کنم فردا اگر همین خانم مهناز افشار که نام بردید بخواهد در مورد من نقد کند زنگ بزنم و باهاش برخورد کنم . کارایی که ایرانی ها می کنند . از این ایرانی بازی های این شکلی . الآن تو این شکلی گفتی پس من هم فردا می روم می کوبمت ، من هم این جوری می گویم .

حالا نظرتان راجع به خانم افشار چیست ؟

خانم افشار یک بازیگر بسیار توانایی است و به نظرم امکان ندارد یک بازیگری آن پتانسیل و آن کاریزما را نداشته باشد و بخواهد مطرح شود ، امکان ندارد . یعنی شما به هر واسطه ، به هر حربه ای هم که بخواهید وارد سینما بشوید مثل این مافیا بازی هایی که می کنند . حالا یکی پول می دهد ، یکی پارتی دارد ، یکی نمی دونم عمه اش بازیگر است ، یکی مادرش کارگردان است ، یکی پدرش کارگردان است .

حالا کم هم نیستند دیگر در سینما . حالا من توهین نمی خواهم بکنم . بعضی هاشونم واقعاً این استحقاق را داشتند که بازیگر مطرحی بشوند ، با وجود این که پدرشان هم کارگردان بوده ، یا مادرشان هم کارگردان بوده ولی سریع ثابت کردند که خودشان هم بازیگر خوبی بودند که به این مرحله رسیدند .

شاید می شود گفت مثل باران کوثری .

دقیقاً . مثل باران کوثری . مثل گلشیفته فراهانی که به نظر من یک بازیگر فوق العاده است . یعنی اگر هنرپیشه پدرش هم در این بازار کار نمی کرد ، اصلاً این کاره هم نبود ، مطمئنم برای گلشیفته اتفاقات خیلی خوبی می افتاد و خیلی های دیگه ، حالا نمی خواهم مثال بزنم ولی متاسفم برای کسانی که این کاریزما و این پتانسیل را ندارند و می آیند و یک الگو سازی خیلی بد می کنند . چون می دانید که به هر حال فوتبالیست های ما ، به هر حال بازیگرهای ما الگو هستند . به هر حال ورزش کار های ما ، به هر حال آدم های معروف ما برای جوان ها الگو می شوند . من متاسفم . من خواهش می کنم از کسانی که واقعاً قابلیت بازیگری را ندارند و می دانند که فقط احساس می کنند که می آیند و یک مانکن را به نمایش می گذارند و می روند اصلاً هیچ وقت نیایند و الگو سازی غلط نکنند .

همین نقد خیلی خوبه . این سوالی که از من کردید ، امیدوارم که در سینمای ما این اتفاق بیفته که یک روزی آن قدر ما ظرفیت داشته باشیم و آن قدر سطح ظرفیتمان برود بالا که بتوانیم همدیگر را نقد کنیم .

همین خانم افشاری که شما گفتید مثلاً یک روزی بیاید و بگوید که شهره ی قمر تو ای کاش به جای بازی در این پلان این بازی را می کردی و من با کمال میل این را قبول می کنم چون من احساس می کنم که این هم به بازی من کمک می کند ، هم فرهنگ نقد سینمای ما کمک می کند .

خانم افشار بازی فوق العاده ای داشتند در انعکاس و من احساس می کنم که نسبت به ایشان اصلاً در جشنواره یک مقدار بی مهری شد .

به خیلی ها . جشنواره ی فجر که اصلاً داستانی دارد !

دقیقاً . نه من احساس می کنم واقعاً نسبت به خانم افشار در فیلم انعکاس در جشنواره ی فجر یک مقداری در واقع کم مهری و کم لطفی شد .

فیلم به همین سادگی را دیده اید ؟

بازی خانم هنگامه قاضیانی را دیدم . به نظر من یک بازیگر فوق العاده است . یک بازیگری است که کاملاً تمام آن خصوصیات یک الگوی واقعی را برای طرفداران خودش دارد .

اگه بخواهید یک مقداری راجع به فیلم نامه ی به همین سادگی صحبت کنید ، فکر می کنید چه چیزهایش به چشمتان می آید ؟

ببینید در مورد فیلم نامه من زیاد ، کلاً نه تنها راجع به به همین سادگی که به نظر من یک فیلم درام اجتماعی کاملاً خوب بود ، به نظرم از فیلم نامه های موفق بود . نمی خواهم نقطه ی ثقلش را بگویم و نقاط ضعف و قوتش را بگویم ولی در کل می توانم در یک جمله اجمالاً و مختصر برایتان بگویم که فیلم نامه ی خوبی داشت . یعنی همه ی زاویه های ساختاری فیلم همه چیزش به هم می خورد ، توازن داشت ، هماهنگی داشت .

 

عکس : امید منوچهری 

ادامه ی گفت و گو در بخش دوم با عنوان

"انعکاس را در سینما دیدم در کنار مردم اما کسی من را نمی شناخت"

شهره قمر www.cinemarooz.com

  انعکاس را در سینما دیدم در کنار مردم اما کسی من را نمی شناخت ...

اگر بخواهید بگویید که مشوقتان در این عرصه که بوده ، چه کسی را اسم می برید ؟

پدرم را .

پدرتان هم شخصیت هنری دارند ؟

نه خیر ولی پدرم به شدت عاشق هنر است . موسیقی ، بازیگری و من احساس می کنم که پدر من هم بازیگر خوبی می شد . برای این که آن استعدادها را در پدرم هم می بینم . آدم بسیار شوخ ، با مزه و با وجد این که یک کاراکتر کاملاً جدی و فرهنگی دارد به لحاظ این که خب 40 سال برای فرهنگ آموزش و پرورش و برای فرهنگ این مملکت زحمت کشیدند واقعاً ولی خب در این حال یک کاراکتر بسیار جذاب و دوست داشتنی هستند .

یک جورهایی دوست داشتند که شما وارد این عرصه بشوید .

کاملاً .

مادرتان چطور ؟

مادر هم دوست داشتند ولی مادر مایل بود که من درس بخوانم .

مثل همه ی مادرها معمولاً .

دقیقاً . مادر می گفت درس بخوان ، مثلاً کارمند شو ، دکتر شو ولی این که بخواهد مخالفتی بکند در حد عمل کرد و این ها نه که بگوید نه ، تو نباید بازیگری کنی . پدر مادر من اصلاً کلاً خصوصیتشان این است که از بچگی استقلال خاصی به بچه هایشان می دهند . محدود نمی کنند و این استقلال نه به معنای این که خودشان هیچ گونه نظارتی روی تربیت و یا روی روند زندگی بچه هایشان نداشتند ولی خب خیلی سعی می کردند که به آن توانایی هایشان پر و بال بدهند و در عین حال کنترل شده این را پرورش بدهند برایشان .

آیا الگویی در بازیگری دارید ؟

نه ولی خب بازیگرهای خیلی مطرحی هستند در دنیا که من واقعاً دوستشان دارم و از بچگی حالا نه به عنوان الگو ولی خب دوست داشتم که از بازیهایشان بدزدم ، چیز یاد بگیرم .

پس نمی شود گفت شخص خاصی را الگو قرار می دهید ؟

شخص خاصی نه ولی به کارگردان های بزرگ و بنام مثل تارنتینو مثل وودی آلن و بازیگران خوب مثل Charlize Theron .

Charlize Theron را خیلی دوست دارم در بازیگرهای هالیوودی . رابرت دنیرو ، مارلون براندو ، آلپاچینو این ها بازیگرهای واقعاً الگو سازی هستند ولی نه این که بگویم مثلاً یک الگویی کاملاً تصویب شده ای برای من وجود داشته نه .

آخرین فیلمی که دیدیده اید چه بود ؟

من فیلم هایی که دوست دارم را خیلی تکراری می بینم . خب فیلم زیاد دیدم ولی آخرین فیلمی که دیدم فکر می کنم North Country بود با بازی خانم Charlize Theron و در فیلم های ایرانی ، فیلم هایی که روی اکران بود فکر می کنم زن ها فرشته اند بود آخرین فیلمی که دیدم .

انعکاس را در اکران خصوصی اش دیدید یا در کنار مردم ؟

رفتم  سینما. اولین اکرانش را در سینما استقلال بود رفتم دیدم ، ولی خب هیچ کس من را نمی شناخت .

احساس نکردید که وقتی که شما رو پرده اید مردم چه احساسی نسبت به شما دارند؟

ببینید دقیقاً از سکانس های من به بعد قل قله افتاد در سینما . نمی دونم خودتان به یاد دارید این قضیه را یا نه ولی هر کسی رفته سینما می گوید دقیقاً از سکانس اصفهان به بعد بود که فیلم برای مردم جذاب شد .

دقیقاً .

یعنی تا آن موقع روند فیلم خیلی ملو ، خیلی خسته کننده می شود و یهو آن بالانس از اصفهان و از پلان های من و آقای کامبیز دیرباز شروع می شود .

این به خاطر بازی خیلی خوبتان بوده .

آن که نظر لطفتان است .

در حالیکه شاید عده ای چهره ی شما برایشان آشنا نیست اما اسم شهره قمر خیلی سریع در ذهنشان نقش بسته است آیا با این نظر موافق هستید ؟

من یک نکته ای را به شما بگم ، اسم دهان پر کنی دارم . نسبت به کارهایی که کردم اسمم خیلی بیشتر پیچیده . متوجه اید چی می گویم ؟ ما خیلی بازیگرها را داریم ، حالا نمی خواهم اسم ببرم چون کاملاً غیر حرفه ای است و کار درستی نیست ولی 30 تا فیلم ، حالا 30 تا نه ولی 5 یا 6 تا فیلم 35 یا سریال مثلاً نقش اول تازه بازی کردند تازه هنوز وقتی اسمشان را می بری می گویند کدام است ؟

اونی که مثلاً ....

آهان خب ، نه . بعد اشتباه هم می گیرند تازه یک وقت هایی ولی من یک فیلم بازی کردم ، انعکاس ، هر جا می گویم شهره ی قمر می گویند آره . می شناسند . شاید به خاطر نمی دانم جنس کاراکتری بوده که بازی کردم ، شاید به خاطر تبلیغات بوده . البته لازم به ذکر است که این هم به شما بگویم که من آنونس ها و تیزهای تبلیغاتی فیلم انعکاس را خودم با صدای خودم در تلویزیون و سینما گفتم . برای اولین بار یک زن در سینما آنونس گفته که مجوز این کار را جناب آقای سعید حاجی میری گرفته بودند . تیزرهای تلویزیونی و آنونس های سینمایی را خودم با صدای خودم در استادیو ضبط شد و گفتم .

این خیلی برایم خوشایند بود که خودم اسم خودم را مثلاً می گفتم با معرفی شهره ی قمر . خوشایند بود . یعنی هم صدای آنونس خودم را ، هم بازی خودم را برای اولین بار که دیدم ، خب قبلش فکر می کنم هنوز انعکاس نیامده بود . فیلم زن ها فرشته اند بود رفتم دیدم ، آنونس های انعکاس را داشتند قبل از این که فیلم پخش بشود نشان می دادند ، آن جا برای اولین بار صدای خودم را و آنونس های فیلم خودم را دیدم .
    
 

چه احساسی داشتید ؟

آن قدر به وجد آمده بودم می خواستم داد بزنم سالن سینما ولی خب نمی شود می دانید که به هر حال یک سری چیزها را باید کنترل کرد . سریع جو گیر می شوم . من آدم به شدت احساسی هستم . من خیلی معتقد به ماه ها نیستم ولی شاید به خاطر این است که من متولد ماه مهرم . به شدت احساساتی هستم و سریع کنترل می کنم . در اوج ناراحتی سعی می کنم سریع فروکش کنم ، در اوج خوشحالی هم سعی می کنم به خودم مسلط بشوم ولی کلاً آدم مهربانیم . ظاهرم شاید خیلی خشن باشد ، خیلی جدی باشد ولی آن هایی که من را می شناسند یا می آیند در زندگیم و می آیند در زندگی خصوصی ام می گویند که چه قدر با ظاهرت فرق می کنی ، چه قدر مهربانی .

گفتید مربی گری شغل دیگرتان است ؟

من مربی ایروبیک در یک باشگاه هستم ، تقریبا حساب داری هم می کنم ، البته نه این که بروم جایی استخدام بشوم بنشینم پشت میز و این ها .  حساب های شرکت های مختلف را ، شرکت هایی که باهاشون کار می کنم می آورم منزل با دقت فراوان ، چون می دانید آدم کافی است خسته بشود و نوک خودکار برود روی یک رقمی یک سیستم و یک شرکت به هم بریزد . خیلی کار حساب داری را به شکل حرفه ای نمی خواهم چون خیلی سخت است ، خیلی تمرکز می خواهد و خیلی دقت می خواهد و این سه تا را با هم یعنی کار مربی گری ورزش و هم حساب داری و بازیگری واقعاً سه تا کار طاقت فرسا است . این سه تا با هم جواب نمی دهد .

گفتید که گیتار هم تدریس میکنید ، آیا این هم یک شغل برایتان محسوب می شود ؟

نه . در حدی که بخواهم به دوستانم تدریس کنم و زمانی که اگر خدا بخواهد گروه کر خانم ، گروه 6 - 7 نفره ی خانم تشکیل بشود ، می خواهم به شکل حرفه ای بنوازیم ، کنسرت هایی که داده می شود .

الآن خیلی خوب دارند به خانم ها در عرصه ی موزیک بها می دهند و خیلی دارند بهشون کمک می کنند . الآن ما خیلی راحت می توانیم فعالیت شرعی ، قانونی و  مستمری داشته باشیم ما خانم ها در ایران و این فضا را برای ما فراهم کردند خوشبختانه در مملکت خودمان و از این بایت خیلی خوشحالم ، ازشون هم کمال تشکر را می کنم .

کمی خصوصی تر ، شما تک فرزند هستید ؟

نه خیر ما دو تا خواهر هستیم . بهترین دوست و رفیق من خواهرم هستند . آدم رفیق بازی نیستم . دوست های بسیار بسیار محدودی دارم . در جمع های مختلف زیاد شرکت نمی کنم . نه این که آدم منزویی باشم ولی بیشترین خلوتم خلوت خانواده است . یعنی بیشترین خلوت و دور همیم با خانوادم است . فقط جمع های خانوادگی . یعنی که مثلاً با دوستانم باشم و این ها زیاد نه .

خواهرتان علاقه به بازیگری ندارند ؟

نه . ایشان دو سال از من بزرگ تر هستند و خیلی برایشان احترام قائل هستم ، خیلی به من چیز یاد می دهند . می شود گفت یک جور مدیر برنامه است برای من . من به مدیر برنامه هیچ اعتقادی ندارم واقعاً . یعنی اگر به آن مرحله ی سوپر استاری هم برسم بعید می دانم که یک زمانی بخواهم این کار را بکنم .

مدیر برنامه ها کار ما را هم سخت کردند .

من هیچ اعتقادی ندارم به این قضیه ولی مدیر برنامه در حدی که بخواهد به من مشاوره بده که تو این نقش را ، من الآن 6 -7 تا فیلم نامه دارم خانه و می آید (خواهرش را می گوید) به من گوید که مثلاً این سریال را فعلاً کار نکنی بهتر است برایت . من پیشهاد سریال خیلی داشتم و دارم . سریال های نقش یک حتی و شاید کم تر کسی باشد که از آن دستمزد و از آن معروفیت سریع تلویزیونی بگذرد ولی من این کار را فعلاً نمی خواهم بکنم ، نه این که بگویم هیچ وقت نمی خواهم این کار را بکنم . ممکن است دو سال دیگر همین جا بنشینیم بگویم خانم مجیدی یادتان است گفتم نمی خواهم تلویزیون کار کنم ، ولی الآن می خواهم کار کنم . نمی خواهم بگویم اصلاً به کار تلویزیونی علاقه ندارم ، فعلاً نمی خواهم کار کنم . یک سری مشاوره های این شکلی به من می دهد . دوست خوبی است برایم و کلاً خانوادگی هستم دیگر . آدم مامانیی ام (با خنده) .

پس این جوری که می فرمایید روی انتخاب هایتان هم خیلی سخت گیرید .

بسیار . بسیار آدم سخت گیری هستم . من باید گزیده کار باشم . من یک بازیگر گزیده کار هستم . من الآن بعد از انعکاس باورتان می شود کار نکردم . یعنی از بعد از انعکاس یک سال و شش ماه من بی کار بودم به خاطر سخت گیری هایم در انتخاب نقش . می توانستم راحت سه چهار تا کار 35 پیشنهاد داشتم ، هنوز فیلم نامه هایش دستم است ، بروم و بازی کنم و امسال مثلاً سه تا چهار تا کار داشتم ولی می خواهم یک بازیگر باشم که وقتی می گویند شهره ی قمر بگویند آن بازیگر که می آید یک فیلم بازی می کند ولی دیده می شود ، بعد دوباره بازی نمی کند تا دوباره یک فیلم دیگر که واقعاً باز هم دیده می شود .

من اعتقاد دارم که من باید کارهایی بکنم که دیده بشود . ممکن است من الآن یک کار 35 هم بازی کنم ولی دیده نشوم ، خب چه فایده ؟ شاید حد اقل من این جوری باشم ، شاید اشتباه من است نسبت به نظرهای دیگران و یا بازیگرهای دیگر ولی من اینم .

فکر می کنید خانم ترانه علیدوستی هم همین راه را دارد می رود ؟

من هیچ قضاوتی نمی توانم بکنم راجع به ایشان . با تمام احترامی که برای همه ی بازیگرها قائلم ایشان بازیگر فوق العاده خوبی هستند ولی نمی توانم هیچ نظری راجه به این سوال بدهم .

 

چون ایشان هم خیلی کم بازی می کنند ولی وقتی بازی می کنند به چشم می آیند .

به نظر من بازیگر خیلی خوبی است و بله باهاتون موافقم که خیلی نزدیک هستند یه آن سیستمی که من می گویم که یک بازیگر خیلی خوب است که گزیده کار باشد . به نظرم ایشان هم گزیده کار هستند تا یک حد بسیاری و خانم هدیه تهرانی .

دقیقاً

بله . من سعی می کنم این راه را بروم .

حالا درباره ی گلشیفته ی فراهانی اگر بخواهید مقداری صحبت کنید ، نمی دونم  اخبار اخیر را شنیده اید یا نه که یک فیلم باری کرده به کارگردانی ریدلی اسکات ، کنار لئوناردو دی کاپریو و ...

بله . شیندم یک چیزهایی .

ایشان الآن از ایران رفتند . فکر می کنید که به جایی می رسند در هالیوود ؟ یعنی یک مقداری اگر بخواهید در این مورد صحبت کنید ، حالا هر چی که لازم می دانید بگویید .

من ترجیح می دهم در این مورد اصلاً هیچ صحبتی نکنم .

در واقع ما در مورد کل بازیگرها منظورمان است . خانم فراهانی را مثال زدیم .

دقیقاً . من باز هم چیزی نگویم فعلاً بهتر است .

اگر به خودتان پیشنهاد بشود ؟

من ترجیح می دهم در مملکت اسلامی خودم کار کنم .

خب در ایران به آن چیزی که می خواهید رسیده باشید . مثلاً خانم فراهانی دیگر برای خودش کسی شده بود . فکر می کنم یک پله پیشرفت کرده در ایران . شما هم ممکن است این جا به یک پله ای برسید ، به آن حدی که می خواهید ، بعد یک فرصتی باشد که بروید یک پله بالاتر .

من ترجیح می دهم که تا زمانی که زنده ام در مملکت خودم فعالیت هنری داشته باشم .

حالا یک مقدار بیاییم بیرون از این ها . برنامه ی شوک را تا به حال شما دیده اید؟

نه متاسفانه . من برنامه های تلویزیونی را مگر یک سری سریال های خاص ماه رمضان که به شدت چون مادرم آدمی است که ماه رمضان ها دیگر خانه ی ما یک فضای خاصی حاکم است . هیچ کس حق ندارد روز را کاری بکند ، تا شب خودشان تلاوت قرآن می کنند ، مجلس های زنانه ی ختم انعام و این ها می گذارند ، سریال های تلویزیونی را دنبال می کند به شدت و من هم فراخور این اخلاق و این روندی که در این خانه است تسلیم هستم دیگر .

مثلا همین برنامه ی شوک ، درباره ی شیطان پرست هاست ، نمی دانم چیزی راجع به شان شنیدید یا نه .

نه متاسفانه .

هیچ چیز راجع به شیطان پرست ها نمی دانید ؟

چرا چیز هایی را شیندیم ، چیزهایی را می دانم .

اگر بخواهید یک حرفی برایشان بزنید .

نکنند واقعاً . نکنند . ببینید جوان ها در سن خاصی خیلی لغزنده اند . اگر الگوی درستی نداشته باشند به شدت در وهله ی نابودی و بدبختی می افتند . نمی خواهم خیلی شعاری اش بکنم چون واقعاً یک چیزی است که واقعیت است ، واقعاً یک چیزی است که وجود دارد . من می گویم که جوان اگر احساس کرد که دارد راهش را گم می کند ، برود سمت مذهب ، برود سمت دین . برود سمتی که به پوچی نرسد . من احساس می کنم که اکثراً کسانی به همین ورطه های شیطان پرستی و نمی دونم قرص های اکس زدن و چیزهای دیگر این ها آدم های فوق العاده بی عقیده و بی بند و باری هستند . کسانی هستند که از دین و مذهب دور می شوند و مطمئن باشید شما کسانی که از دین از مذهب دور می شوند به زودی زود در همین ورطه ها خواهند افتاد . چرا ؟ چون به پوچی می رسند . وقتی شما عقیده ای نداشته باشی به دین ، به مذهب ، به قرآن ، به کتاب ، به هر دینی ، من خودم چون مسلمان هستم حالا خودم را مثال می زنم . انسان بی عقیده و بی دین و ایمان سریعاً به پوچی می رسد و وقتی شما به پوچی رسیدی دیگر برایت مهم نیست معتاد شدی ، ایدز گرفتی ، بد بخت شدی ، اصلاً دیگر چیزی برایت مهم نیست چون به پوچی رسیدی ، چون دیگر زندگی هدفمندی را دنبال نمی کنی . شما وقتی که ایمان داری ، شما وقتی که مثبت می اندیشی ، زندگی سالم داری هدفمند است زندگیت . وقتی از این ریل خارج می شوی مثل قطاری می مانی که از ریل درست و صحیحش خارج می شود ، دیگر فرقی نمی کند که بیفتد در دره ، چپ بشوی ، آتش بگیری ، واگن هایت بسوزد . متوجه اید ؟ من توصیه ای که بهشون دارم این است که بروند تفریحات سالم بکنند ، ورزش بکنند . الآن ما در مملکت اسلام یمان ، جامعه یمان خیلی فضای ورزشی های مناسب و ارزان الآن فراهم شده است . من چون خودم در این فضا هستم و مربی گری دارم می کنم ، الآن با قیمت های فوق العاده ارزانی همه می توانند بیایند ورزش کنند .

شما خودتان کجا هستید ؟

یک باشگاه خصوصی سمت زعفرانیه .

اکثر نقاط ، مخصوصاً قسمت های غرب و شرق تهران الآن شما هر جا بروید استخر هست ، باشگاه های تنیس هست ، باشگاه های بدن سازی هست و با قیمت های خیلی مناسب . متوجه اید ؟ یعنی این جوری نیست که بگویند فضا فراهم نیست مجبورند به این سمت و سو ها کشیده بشوند . راحت می توانند با اقل هزینه ها بروند به امکانات خوبی دست رسی پیدا کنند ، ورزش کنند ، نماز بخوانند ، به سمت مذهب بروند تا این که خودشان را نجات بدهند . این ها اولین آسیبی که می رسانند به خودشان است ، به جسمشان است ، به روحشان است و به فکر و آن تمرکز زندگیشان است و چرا ؟ وقتی آدم می تواند خوب و سالم زندگی کند چرا بدی ؟ چرا سمت و سوی بد ؟

در مورد محیط سینما فکر نمی کنید یک مقداری با مذهب مغایرت داشته باشد ؟

نه .

یعنی می گویند محیطش بد است و ... .

ببینید من فکر می کنم که هر ارگان ، هر سازمانی که در نظر بگیرید ، می توانید هم خوب درش باشید ، هم بد . یعنی شما محدود ترین سازمان ها یا ادارات هم در نظر بگیرید شما نخواهی سالم زندگی بکنی به عنوان یک فرد در آن سازمان ، در آن شرکت ییا در آن ارگان می توانید که آن جا به هم بریزید و می توانید که خودتان را خراب کنید و حتی در یک محیط آلوده هم می توانید زندگی کنید کما این که من هیچ اعتقادی ندارم که سینما آلوده است ، بلکه من معتقدم که شرط این است که خودت سالم باشی و خودت چطور فکر کنی . خودت سالم فکر کنی و سالم زندگی کنی در آن محیط ، سالم هم خواهی ماند و فراخور همان طرز تفکرت محیطت را هم سالم می کنی . پیغمبر اکرم (ص) می فرمایند که : مثال یک آدم فاسد در یک جا مثل کسی می ماند که در یک کشتی نشسته باشد و بخواهد فقط جای خودش را سوراخ بکند . خب حرفش هم در ظاهر منطقی است . خب می گوید من فقط جای خودم را سوراخ می کنم به کسی ربطی ندارد ولی آن قایق غرق می شود ، کل سرنشینانش به زیر آب می روند . همین است . پس چه قدر قشنگ است ، چه قدر خوب است که آدم در محیطی که کار می کند ، مخصوصاً کسانی که الگو قرار می گیرند و بازیگرهای نازنین ما بهتر است که سالم زندگی کنند تا محیطشان به فراخور اخلاق و رند زندگیشان سالم بماند .

حالا نظرتان راجع به دستمزدهای بازیگرها چیست ؟

دستمزدها به نظر من خیلی دستمزدهای بالایی نیست . کلاً بازیگری کار پر در آمدی نیست برعکس چیزی که در جامعه نشان می دهد . الآن ما هر جا می رویم می گویند خانم قمر شما دیگر چرا ؟ بابا من که چی ؟ من دارم سه جا کار می کنم هنوز در هزینه ام مانده ام ولی کلاً کسانی که می خواهند پول دار بشوند توصیه نمی کنم که بیایند این سمت برای این که واقعاً شغل نان و آب داری نیست دستمزدهای سوپراستارهای ما نسبت به جاهای دیگر خیلی کمتر است .

فکر می کنید چهره چه قدر تاثیر دارد برای یک بازیگر در سینما ی ایران ؟

بی تاثیر نیست . شاید نصف قضیه باشد در سوپراستاری ولی ما می توانید اصلاً چهره ی خوبی نداشته باشید ، هیچ فیزیک خوبی نداشته باشید ولی مثل آلپاچینو یا مثل مثلاً خیلی از بازیگرهای خوب ماندگارمان تبدیل بشویم به یک چهره ی واقعاً سوپراستار و آرتیست ولی خوب در ایران من نمی توانم منکر این قضیه باشم که حداقل نصف قضیه است . خیلی تاثیر دارد .

اسم تعدادی از هنرمندان روز را می بریم و شما هر چه می خواهید در موردشان بگویید :

مهران مدیری : یک طنز پرداز .

رضا عطاران : یک بازیگر و طناز .

باران کوثری : بازیگر جوان .

گلشیفته فراهانی : واقعاً یک بازیگر ، یک بازیگر خوب ، یک هنرمند خوب . یک بازیگر توانا .

محمدرضا گلزار : یک سوپراستار .

مهناز افشار : یک بازیگر سوپراستار .

بهرام رادان : آن هم یک بازیگر سوپراستار .

پس یعنی سوپراستار ولی بازی هم بلدند .

بله . 

آقای گلزار ...

خوب آقای گلزار می دانید اگر نظر شخصی من را بخواهید خب بازیگر خوبی است ولی بیشتر آن فیزکشان و آن ظاهرشان من احساس می کنم خیلی بیشتر به چشم می آید . به نظر من بازیگر خوبی است . همه ی ما حتی خود من ، که اوایلش حالا بازی شاید به چشم نیاید و فقط بگویند ظاهر خوبی دارد ، ولی آقای گلزار هم ثابت کرده است که می تواند بازیگر خوبی باشد .

فکر نمی کنید وجود همچین بازیگرهایی مثل گلزار در سینمای ایران لازم است ؟ چون فیلم هایی مثل آتش بس داریم که مسلماً سبک خاصی از بازیگری را دنبال می کند که گلزار بسیار خوب از عهده ان بر امده .

ببینید من احساس می کنم سینمای ما به همه صنف بازیگر نیاز دارد . بازیگری که صرفاً هنری است ، بازیگری که هم فیزیک خوبی دارد ، بازیگری که صرفاً یک فیزیک فانتزی و بازی ندارد . به نظر من وجود همه ی بازیگرها در سینما لارم است . امثال آقای عزت الله انتظامی ، از این طرف امثال خانم فاطمه معتمد آریا ، از آن سمت مثلاً خانم تهرانی ، خانم افشار ، آقای گلزار ، این ها به فراخور فیلم نامه های مختلف و بازی های مختلف باید حضور داشته باشند . اصلاً لازم است حضور این ها .

و در آخر کامبیز دیرباز : یک بازیگر خوب .

فقط همین ؟

چی بگویم ؟

یک مقدار بیشتر . شما با ایشون همبازی بودید  .

خب آقای دیرباز یک کاراکتر در در واقع نمی شود گفت خیلی عجیب و خیلی حالا غریب . یک انسان متعهدی است به کارش . واقعاً لحظه ای که جلوی دوربین می رفت من احساس می کردم که تمرکزش صرفاً فقط روی نقشش بود . آدم بی حاشیه ای است . این جوری به شما بگم . آقای کامبیز دیرباز یک آدم متعهد بی حاشیه است .

نویسنده ی خاصی مورد علاقه یتان نیست که بخواهید اسم ببرید ؟

چرا . پیمان قاسم خانی .

کلاً علاقه یتان به طنز است ؟

نه نه . فیلم نامه نویس های خوبی داریم ما . آقای محمدهادی کریمی و آقای پیمان قاسم خانی و خیلی های دیگر .

اگر نقش طنزی در تلویزیون به شما پیشنهاد شود آیا قبول خواهید کرد ؟

آره بازی می کنم . بستگی دارد به این که مردم و مخاطب چه قدر بخواهند . و خوشبختانه مردم ما مردمان شادی اند . مردمانی اند که طنز را دوست دارند . من احساس می کنم که اگر یک نقش خوب باشد ، حتی در تلویزیون شاید یک زمانی رفتم و بازی کردم .

سخن پایانی ...

خیلی خوشحالم که یک عده از جوانان با ذوق و عاشق هنر، با هم جمع شدن و می خواهند با هم یک فعالیت داشته باشند در عرصه هنر و هنرمندان سینما و تلویزیون این کشور دارند زحمت می کشند، آشنا شدم، یک مصاحبه با شما داشتم، خیلی خوب بود و این مصاحبه من، واقعا از صمیم قلب می گم، یک مصاحبه ای بود که یک مقدار فضایش فرق می کرد با مصاحبه های دیگر من ، به لحاظ اینکه فضای پرسش ها یک مقدار متمایز بود و این را به فال نیک می گیریم. انشا الله که یک سایت خبری خوب، بسیار فعال و مردمی داشته باشید و ما هم اگر کاری از دستمان بر می آید، بتوانیم کمک کنیم.

و نوشته ای درباره ی خسرو شکیبایی :

منبع : سینما روز دات کام

http://www.cinemarooz.com

.........................::::::::::::::::::::::::::::::::::::::.........................

** حاشیه : خانم قمر لنز نداشتن ... و به همین دلیل بر چهره ی شان تاکید شده ... **

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 0:41 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

 
    اختصاصي سينما روز : گزارشي از اكران خصوصي «هميشه پاي يك زن در ميان است» 
   

سینما روز _ امید منوچهری : اکران خصوصی فیلم همیشه پای یک زن در روز یک شنبه 30 تیر در کاخ سعد آباد با حضور جمعی از هنرمندان به نمایش در آمد .

در این مراسم که از ساعت 7:30 شب شروع شد و تا 12 نیمه شب ادامه داشت ، هنرمندانی چون : حامد کمیلی ، نیما شاهرخ شاهی ، دانیال عبادی ، سروش صحت ، مریم کاویانی ، شبنم قلی خانی ، سیروس الوند ، مازیار میری ، محمد شیری ، نریمان ، نیما مسیحا و ... حضور داشتند .

در ابتدای این مراسم خوانندگانی چون : نریمان ، نیما مسیحا ، کهکشان هر کدام به روی صحنه رفتند و قطعه ای زیبا را اجرا کردند .
نریمان اول در گذشت خسرو شکیبایی را یاد آور شد و بعد ، از نسبت دورش با زنده یاد شکیبایی گفت و پس از آن قطعه ای زیبا را تقدیم آن مرحوم کرد .

پس از اجرای خوانندگان ، فیلم همیشه پای یک زن در میان است ساخته کمال تبریزی به نمایش در امد. به علت ازدیاد جمعیت عده ای به نا چار ایستاده فیلم را دنبال می کردند .

پس از فیلم مجری مراسم از گلشیفته فراهانی دعوت کرد که به روی سن بیایند ، اما او در سالن حضور نداشت و همسرش هم سالن را ترک کرده بود . در ابتدای مراسم مجری از احتمال آمدن هنرمندانی چون : گلشیفته فراهانی ، رضا کیانیان ، مهران مدیری و حبیب رضایی خبر داده بود که متاسفانه هیچ یک به  این مراسم نرسیده بودند .

در آخر مستندی درباره ی خسرو شکیبایی به نمایش در آمد و حضار را تحت تاثیر قرار داد .

 

  

    

 


اختصاصي سينما روز : گزارش تصويري از مراسم ختم زنده ياد خسرو شكيبايي
 

سینما روز _ امید منوچهری :

تعدادی از عکس های مراسم ختم مرحوم خسرو شکیبایی را می توانید در زیر مشاهده کنید .

    

  

     

   

   

اختصاصی سینما روز _ مجتبی نجفی : نظرات هنرمندان و کارگردانان درباره خسرو شکیبایی .


بسم الله الرحمن الرحیم

مرگ و میری عجب افتاد در در آفاق هنر

که همه شاهد انگشت نما می میرد

..:شهریار:..

مجتبی نجفی : لطفا در وصف خسرو شکیبایی عزیز یک جمله ی یا بیشتر برایمان بگویید. 

داوود رشیدی :

با تاسف می توانم بگویم اگر عجل بهش مهلت می داد می توانست بیشتر بدرخشد.او استثنا بود و جایگزین ندارد.

امین تارخ :

او شصت و چهار سال زندگی کرد و اگر شصت و چهار سال دیگه هم عمر می کرد بازی های فراموش نشدنی را از او شاهد بودیم.

بهرام رادان :

خسروی عزیزم

دوباره یادمان افتاد که عزیزی از قافله ی عمر جا افتاد .خسروی عزیزم ، دوست خوبم به یاد تمام نقشهایت که نسل من با آن ها بزرگ شده اند ،به یاد تمام شبهایی که با "با صدای پای آب" تو بخواب رفته ام ،و به حرمت دل پاکت که توان آزار هیچ کس جز خویش را نداشت ،لحظه ای درنگ می کنم و خاضعانه از درگاه حق برایت آمرزش طلب می کنم و یقین دارم که جاودانگی صدایت تا ابد در ذهن نسلها باقی است .

روحت شاد . آمین

رضا رشید پور :

من دیشب بدون این که بدونم امروز صبح این اتفاق میفته داشتم به یکی از رفقام می گفتم که این آدم مثل یه پرنده ای می مونه تو دلش این کودک دورنش می گفتن خیلی زندس . علی رغم این که ابهت خیلی کاریسماتیکی داره توی نگاهش توی بازیش ولی کودک درونش خیلی زندس . دیشب بحث همینو می کردیم که چه قدر آدم صاف و ساده و صادقیه . هیچ وقت من از خسرو شکیبایی دروغ نشنیدم ، هیچ وقت مثلاً غرور ندیدم ، هیچ وقت بی اخلاقی ندیدم .

اتفاقاً یک ماه پیش هم زنگ زده بودم برای مثلث شیشه ای اواخر خرداد ماه بود . بعد به من می گفت که دوست دارم بیام ولی خیلی خستم ، خیلی روحم خستس . بعد تو اون فرصت تلفنی نشد که ما خیلی با هم حرف بزنیم که چرا خستس و چرا روحیش درب و داغونه . ولی امروز صبح که شنیدم همش این فلش بک های ذهنم اذیتم می کنه تا الان که حالا منم تسلیت می گم ایشالا که اتفاقات این طوری کم تر بیفته

حمید نعمت الله :

راستش من آقای شکیبایی را همونجوری دوست داشتم که مردم و هنرمندان دوسشون داشتن.دوست داشتم اگر عکس هنرپیشه ای را روی دیوار خونم می زدم عکس خسرو شکیبایی بود.

علیرضا زرین دست (مدیر فیلمبرداری) :

تعریف با یک جمله از ایشون با این حضورشون در سینما واقعا یک اجحاف غیر منصفانه است. خسرو شکیبایی بدون شک یکی از پدیده های بازیگری بود در این جند دهه ی سینمای بعد از انقلاب. یعنی حقیقتا یکی از استثنایی ترین بازیگران سینمای ایران بود که من فکر نمی کنم هیچ وقت دیگه جای ایشون پر بشه.

مجتبی نجفی: شما سابقه ی همکاری با ایشون را داشتین؟

زرین دست: اولین فیلم آقای شکیبایی را من فیلمبرداری کردم. فیلم خط قرمز به کارگردانی آقای کیمیایی.

رامبد جوان :

واقعا یک بازیگر درجه یک ، یک دوست بسیار عالی ، یک استاد خوب ، یک آدم مهربان. حیف برای کسانی که افتخار فعالیت در کنار ایشان برایشان فراهم نشد. خیلی ها آرزوی بازی در کنار خسرو شکیبایی را داشتند.

الناز شاکر دوست :

تکرار نشدنی است. شاید حضور فیزیکی نداشته باشد ولی همیشه بین ماست.

علی معلم :

من ترجیح می دهم که وقتی انسان ها زنده هستند در مورد آن ها حرف بزنم. در واقع این عادت بد ما ایرانی هاست که وقتی کسی می میرد خود را با او دوست می دانیم و به جای اینکه در مورد او حرف بزنیم از خودمان می گوییم. به نظر من این یک بیماری است.

هادی مرزبان :

خسرو به نظر من یک بازیگر ژنی بود و فکر نمی کنم و فکر نمی کنم تا مدت ها طولانی جاش پر بشه توی هنر بازیگری این مملکت. پشت صحنه بسیار بسیار خوبی داشت ، روی صحنه خیلی خوبی داشت. یک پجه ای بود که روی صحنه و پشت صحنه به همه انرژی می داد و من اگر تاسف می خورم برای رفتن خسرو ، نه برای خودش که خب خسرو رفت ، راحت هم شد برای اینکه خسرو الان خوابیده ، چیز مهمی نیست ، ماییم که باید افسوس بخوریم از اینکه آدمی مثل خسرو شکیبایی را از دست دادیم. کاش به این زودی نمی رفت. خسرو خیلی جا داشت که پیش ما بود. حیف !

با تشکر از همکاری امید منوچهری

منبع : سینما روز www.cinemarooz.com

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 23:56 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

بيلبوردهاي تبليغاتي فيلم «تيغ زن» از سطح تهران جمع‌آوري شد.

علي سرتيپي پخش كننده اين فيلم با بيان اين كه براي نخستين بار براي يك فيلم اقدام به تبليغي در سه مرحله را در نظر داشتيم به خبرنگار سينمايي ايسنا افزود: طرحي با شعار «چگونه مي‌توان يک ... را دوست داشت؟!» براي تبليغات شهري اين فيلم در نظر گرفته بوديم كه از هفته پيش در سطح تهران قرار داديم و برنامه مان بود طي سه مرحله كامل شود كه با مخالفت سازمان زيباسازي شهرداري، اين بيلبوردها جمع و طرح كامل از فردا(12 خرداد ماه) نصب خواهد شد.

اكران «تيغ زن» به كارگرداني عليرضا داودنژاد از 22 خرداد ماه در گروه سينمايي قدس آغاز مي‌شود.

.:: نسخه اصلاح شده "سنتوری" مجوز اکران گرفت ::.

بر اساس این فیلمنامه اصلاح شده، علی سنتوری که یک نوازنده و آهنگساز معتاد است، پس از ورود به خانه پدری که در هنگام برپایی روضه مادرش می باشد، تحت تاثیر مواعظ روضه خوان قرار می گیرد و به جای جار و جنجال و طلب پول، در پای منبر ایشان می نشیند. او که به شدت تحت تاثیر سخنان واعظ قرار گرفته، سعی می کند که زندگی خود را اصلاح کند.
فیلم سینمایی "سنتوری" که اکران آن از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شده بود، سرانجام با اعمال اصلاحات مسئولان از سوی کارگردان مجوز اکران گرفت.
تهیه کننده فیلم سنتوری با اعلام این خبر به خبرنگار ما افزود: «سرانجام با تغییرات مختصری در فیلمنامه و فیلمبرداری برخی از صحنه های مشکل دار، فیلم سنتوری از وزارت ارشاد مجوز اکران گرفت و از هفته آینده در تمام سینماهای ایران به روی پرده خواهد رفت.»
فیلم سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی گلشیفته فراهانی و بهرام رادان پیش از این از وزارت ارشاد مجوز ساخت گرفته بود که پس از ساخت و اکران آن در جشنواره فیلم فجر، وزارت ارشاد مجوز آن را پس گرفت. بنابراین گزارش، سرانجام پس از کسب تکلیف نهایی سازندگان این فیلم، با اعمال نظر مستقیم صفارهرندی وزیر ارشاد، موارد مشکل دار در این فیلم مشخص شد و فیلمنامه اصلاح شده توسط فیلمنامه نویسان وزارت ارشاد (به سرپرستی جواد شمقدری) در اختیار داریوش مهرجویی قرار گرفت.
بر اساس این فیلمنامه اصلاح شده، علی سنتوری که یک نوازنده و آهنگساز معتاد است، پس از ورود به خانه پدری که در هنگام برپایی روضه مادرش می باشد، تحت تاثیر مواعظ روضه خوان قرار می گیرد و به جای جار و جنجال و طلب پول، در پای منبر ایشان می نشیند. او که به شدت تحت تاثیر سخنان واعظ قرار گرفته، سعی می کند که زندگی خود را اصلاح کند.
علی سنتوری سپس به خانه خود رفته و تمام لوازم لهو و لعب (سازهای) خود را می شکند و به این ترتیب جواز ورود به خانه مادری را می یابد. او سپس با شرکت مداوم در جلسات روضه موفق به ترک اعتیاد شده و پس از اندکی با یکی از دختران محجبه که بطور مداوم در روضه شرکت می کند (طاهره سادات خانم صبیه حاج مرتضی سیمانی)، ازدواج می کند.
او سپس در حجره پدرش حاج آقا بلورچی مشغول به کار می شود و پس از کسب شرایط لازم به عضویت حزب موتله اسلامی درآمده و سرانجام به توصیه یکی از اعضای بلندپایه این حزب به هنر والا و فاخر نوحه خوانی رو می آورد و در این راه به موفقیت های شایانی می رسد.
بنابراین گزارش، داریوش مهرجویی برای نسخه اصلاح شده "سنتوری" از بازی کسانی چون صادق آهنگران، حبیب الله عسکراولادی مسلمان، محسن قرائتی و فاطمه رجبی (در نقش مادر علی) استفاده کرده است. همچنین به جای نسخه ای از روزنامه شرق، حاجی بلورچی نسخه ای از روزنامه کیهان را در سکانس مربوطه در دست می گیرد.
هنوز برای این فیلم ارشاد شده نامی در نظر گرفته نشده است ولی تغییر نام آن قطعی بوده و احتمالا از میان نام های "نوحه خوان"، "مداح"، "عاقبت سوء موسیقی" و "طوفان شن 2" یکی برای جایگزینی با نام سنتوری انتخاب می شود.
همچنین به احتمال قوی از صدای مداح و ژیمناستیک کار معروف، عبدالرضا هلالی به جای صدای محسن چاووشی استفاده شده و رادان بر روی صدای وی لب خواهد زد.

.:: مهران مدیری و رضا رشیدپور در مثلث شیشه ای ::.

مهران مديري مهمان "مثلث شيشه‌اي"

(مهر)مجموعه برنامه «مثلث شيشه‌اي» با اجراي رضا رشيدپور از پانزدهم ارديبهشت با حضور ميهمانان ويژه از جمله مهران مديري از شبکه تهران روي آنتن مي‌رود.
رشيدپور در اين باره گفت: اين برنامه در نود بخش 75 دقيقه‌اي به صورت زنده از نيمه ارديبهشت روي آنتن مي‌رود که ترکيبي از برنامه‌هاي «شب شيشه‌اي» و «مثلث» است. لحن برنامه شفاف و صريح و هدف ما از تهيه آن، ايجاد فضاي اميدبخشي و تقويت جامعه هنري است.
تهيه‌کننده اين برنامه ادامه داد: برنامه مثلث شيشه‌اي، منحصر به چهره‌هاي سينمايي نمي‌پردازد، بلکه تلاش مي‌کنيم از عوامل پشت صحنه همچون فيلمبرداران، فيلمنامه‌نويسان و ... هم دعوت كنيم و مباحث فرهنگي را مطرح نماييم. علاوه بر آن، از نخبگان علمي و فرهنگي در حوزه‌هاي گوناگون هم براي حضور در برنامه دعوت مي‌شود.
مهران مديري، نيکي کريمي، محمدرضا شريفي‌نيا، حسام نواب‌صفوي و عليرضا زرين‌دست از ميهمانان «مثلث شيشه‌اي» هستند که رشيدپور درباره اهداف آن گفت: در حال حاضر بايد جامعه هنري را تقويت و حمايت کرد و با توجه به اينکه امسال به عنوان سال نوآوري و شکوفايي نامگذاري شده، مي‌خواهيم برنامه فضايي نو داشته باشد.
کارگرداني هنري برنامه تلويزيوني مثلث شيشه‌اي را خود رشيدپور به عهده دارد، ماني آرام تيتراژ نخست برنامه را مي‌خواند و تيتراژ پاياني هم با صداي امير تاجيک روي آنتن مي‌رود که کاري متفاوت است. ترانه‌هاي تيتراژ را هم رشيدپور سروده است.
مجري مثلث شيشه‌اي در پايان درباره اين‌که آيا اين برنامه به سرنوشت برخي برنامه‌هاي اينچنيني تبديل مي‌شود يا نه گفت: من از مديران سازمان صداوسيما براي ايجاد فضاي چندصدايي در رسانه قدرداني مي‌کنم و اين برنامه با حمايت رئيس سازمان صداوسيما و مدير شبکه تهران روي آنتن مي‌رود.
برنامه گفت‌وگو محور مثلث شيشه‌اي که از پانزدهم ارديبهشت به تهيه‌کنندگي رشيدپور و محمد قنبري روي آنتن شبکه تهران مي‌رود؛ سومين برنامه رشيدپور پس از «شب شيشه‌اي» و «عبور شيشه‌اي» در فضايي مشابه است.

.:: مهران مدیری : دلم می‌خواست کاری بسیار عظیم تر نسبت گذشته بسازم ::.

دلم می‌خواست کاری بسیار عظیم تر نسبت گذشته بسازم

(فرارو)کار سنگین بود. از روز 13 به در که قسمت آخر مجموعه را به پخش تحویل دادیم تا 16 فروردین به استراحت مطلق پرداختم. اینها اولین جملات از نخستین اظهار نظر مهران مدیری درباره مجموعه تلویزیونی"مرد هزار چهره" است که واکنش های فراوانی را درجامعه برانگیخت، اما شاید هیچ کس بهتر از خود او نتواند در مورد هدف و پیام این مجموعه سخن بگوید.
مهران مدیری که چند روزی بیشتر از سالروز تولدش نمی گذرد در مورد هدف و حرف اصلی مجموعه ای که کارگردانی کرده می گوید: می خواستیم در کنار جنبه های سرگرم کننده سریالی اینچنینی حرف هایی هم بزنیم.
وی در یک گفت و گوی اختصاصی به فرارو می گوید : «حرف اول ما طرح این مساله بود که یک انسان چگونه با تمایل به شهرت ،ثروت و قدرت که درهمه ما هست ، آن گونه سرگرم می شود که یادش می رود جایگاه و کار اصلی اش چیست.»
مدیری افزود: «هدف دوم ما نشان دادن این موضوع بود که چگونه روابط غلط اجتماعی ما را اشتباهی در جایی که قرار نیست باشیم قرارمان می دهند و ما هم بدمان نمی آید! در مجموع نقد روابط اجتماعی و ضعف های شخصی انسان ها هدف مجموعه "مرد هزار چهره" بود.»
وی درباره تفاوت های این مجموعه با کارهای قبلی اش گفت: «گروه بازیگرانمان را در این مجموعه می خواستیم قوی عرضه کنیم.تیم خوبی تشکیل شد. هر بازیگری سر جای اصلی خودش قرار گرفت و 90درصد بازیگران هم بازی درخشانی ارائه کردند.»
مدیری اظهار داشت: «هر بازیگری با خودش نوع بازی خاص خودش را آورد . کار من نزدیک کردن جنس بازی بازیگران به نوع کار خودم بود که این کار گاهی در حد رد وبدل کردن چند جمله انجام می شود. من فقط هماهنگ کننده بودم.»
وی با رد شایعه اختلاف جواد رضویان با توجه به حضورش در سریال "جایزه بزرگ" و عدم حضور رضویان در مرد هزار چهره به فرارو گفت: «این امر موضوعی کاملا اتفاقی است . دلیلی وجود ندارد که دو نفر همیشه با هم کارکنند. این احتمال وجود دارد که در کارهای قبلی بازهم کنار یکدیگر قرار بگیریم.»
کارگردان مجموعه مرد هزار چهره افزودن حواشی مانند حضور سیاهی لشکر زیاد، انفجار ماشین و حضور حیوانات در سکانس های مختلف مجموعه را باعث جذابیت بیشتر کار دانست و گفت: دلم می خواست کاری بسیار عظیم تر نسبت به کارهای گذشته ام بسازم.
وی در مورد بازی اش در نقش مسعود شصت چی نیز اظهار داشت: «بازی این نقش خیلی سخت بود،چون هم کارگردان مجموعه بودم و هم جزئیات شخصیت این آدم بسیار زیاد بود. سعی کردم تا یک شخصیت یکنواخت از شخصیت شصت چی در طول سریال ارائه کنم.» مدیری افزود: «وقتی شبکه 3 برای نوروز از ما کار خواست خیلی طول کشید تا با پیمان قاسم خانی طرح را بنویسیم، چون پیدا کردن طرح جدید بدون تکرار گذشته ها خیلی سخت بود. هدفمان رسیدن به ساختار جدید بود.»
وی در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه موضوع 2 زنه بودن شخصیت های مرد سریال ها به تازگی مد شده چرا او از این موضوع استفاده نکرد گفت: «من هیچ وقت موضوع 2 زنه بودن را در هیچ کاری مطرح نمی کنم و آن را دستمایه طنز قرار نخواهم داد.»
مدیری در پایان در مورد کارهای کنونی و آینده اش نیز اظهار داشت: «فعلا کاری برای تلویزیون در دست ندارم، اما 10 قسمت از "گنج مظفر" آماده است که در قالب CD به زودی عرضه می شود. پیش تولید آرام یک فیلم سینمایی را به نویسندگی پیمان قاسم خانی و کارگردانی خودم را شروع کرده ایم.»
وی در پایان ، طرح هرگونه شکایتی از مرد هزار چهره را رد کرد.

.:: شنبه‌ها در حد خبر باقي ماند!
«روزگار قريب» همچنان دوشنبه‌ها پخش مي‌شود
::.

(ایسنا)سريال «روزگار قريب» كيانوش عياري همچنان روزهاي دوشنبه از شبكه دو سيما پخش مي‌شود، تا به روي آنتن رفتن اين مجموعه تلويزيوني در روزهاي شنبه در حد يك خبر باقي بماند. سريال «روزگار قريب» عياري كه در ايام نوروز جاي خود را به مجموعه‌ نوروزي شبكه سه سيما داده بود، حدود دو هفته به روي آنتن نرفت، تا دوشنبه 26 فروردين ماه شاهد پخش قسمت جديد آن پس از چهارده روز تعطيلي باشيم؛ همچنين قسمت چهاردهم اين سريال در حالي به روي آنتن شبكه سه سيما رفت كه با زيرنويسي مبني بر اين كه «از اين پس سريال روزگار قريب شنبه‌ شب‌ها پخش مي‌شود»، همراه بود. اعلام اين خبر كه با مخالفت‌هاي گروه سازنده «روزگار قريب» از جمله خود عياري همراه بود، سرانجام مسوولان شبكه سه سيما را بر آن داشت تا به پخش اين سريال در روزهاي دوشنبه ادامه داده و سريال جديد «سايه‌اي در تاريكي» را شنبه شب‌ها به روي آنتن ببرند. بر اين اساس تنها پس از گذشت سه روز از اعلام خبر پخش «روزگار قريب» در روزهاي شنبه، اصلاح اين خبر توسط شبكه سه سيما و اعلام خبر پخش ساخته عياري درهمان روزهاي دوشنبه را از طريق زيرنويس شاهد بوديم. سريال «روزگار قريب» از اواسط آذر ماه 86 از شبكه سه سيما به روي آنتن رفت و تاكنون دو بار پخش آن لغو شده است كه علت اين مساله دير رسيدن نوار و نداشتن فرصت كافي براي بازبيني توسط پخش شبكه سه سيما اعلام شد. اين سريال كه در اين مدت با حذفياتي در پخش نيز همراه بوده‌است، همانند ساخت آن كه 5 سال به طول انجاميد با وسواس كيانوش عياري در تدوين مواجه است. با اين حال كيانوش عياري پيش از پخش «روزگار قريب» به خبرنگار ايسنا گفته بود كه ترجيح مي‌دهد پيش از اتمام كامل مراحل فني «روزگار قريب»، اين سريال روي آنتن برود. اين سريال پنج مقطع تاريخي مختلف از دوران طفوليت تا فوت دكتر قريب (بنيان‌گذار پزشكي نوين كودكان در ايران) را در فاصله سال‌هاي 1295 تا 1353 به تصوير مي‌كشد و پنج بازيگر، نقش اين شخصيت را در مقاطع مختلف بازي مي‌كنند كه مهدي و ناصر هاشمي، كهنسالي و ميانسالي دكتر قريب را بازي مي‌كنند. از ديگر بازيگران اين سريال به رضا كيانيان، مهران رجبي، حميد جبلي، حسن ميهماني و فرحناز منافي ظاهر و زنده ياد حسين پناهي مي‌توان اشاره كرد.

.:: با حضور نيكي كريمي، النازشاكردوست و حامد بهداد،قاسم جعفري «دو راه حل براي يك مساله» را آماده‌ي نمايش مي‌كند ::.

(ایسنا)قاسم جعفري فيلم نيمه‌بلند «دو راه‌حل براي يك مسئله» را به سفارش يونيسف آماده نمايش مي‌كند.  در اين فيلم كه نيكي كريمي، حامد بهداد، الناز شاكردوست به ايفاي نقش مي‌پردازند، مشكلات يك خانواده و بررسي راه‌هاي مقابله با بحران در محيط آموزشي و خانواده بررسي مي‌شود. اين فيلم كه فيلم‌برداريش توسط محمود كلاري انجام شده، هم‌اكنون در مرحله ساخت موسيقي توسط پيام شمس قرار دارد و پس از آماده‌شدن در 30 دقيقه متقاضي شركت در جشنواره كودك و نوجوان همدان خواهد بود. عوامل اصلي «دو راه‌حل براي يك مسئله» عبارتند از: كارگردان: قاسم جعفري، مدير فيلم‌برداري: محمود كلاري، طراح هنري: بهزاد كزازي، تدوين: حميد سيفي، موسيقي: پيام شمس، صدابردار: مجتبي برهاني‌زاده، صداگذاري و ميكس: سامان مجدوفايي، طراح گريم: منيژه حاتم‌آبادي، مدير توليد: روح‌الله مهاجري، برنامه‌ريز و دستياور اول كارگردان: احمد معظمي، عكاس: مجيد خمسه، گروه صحنه و لباس: علي ساساني‌نژاد، علي بنكدار، مدير تداركات: محمد مصري‌پور، دستياران فيلم‌بردار: كوهيار كلاري، كاميار شيث، دستيار صدا: محمدجواد يمقي، دستيار تداركات: احمد كمالي‌پور، مشاور توليد و مجري طرح: صديقه صحت، تهيه‌كننده: قاسم جعفري و به سفارش «يونيسف». بازيگران اين فيلم عبارتند از: نيكي كريمي، حامد بهداد، الناز شاكردوست و هنرمندان خردسال: حديثه السادات مدني، نيايش ماهاني، ايران جعفري، اميرحسين گرجاسي، هليا هادي‌زاده و دانش‌آموزان دبستان ايثار منطقه 5 تهران قاسم جعفري هم‌اكنون فيلم سينمايي «مجنون ليلي» را درحال اكران دارد.

اصغر فرهادي درباره عدم حضورش در نامه 123 سينماگر براي لغو امتياز «دنياي تصوير» مي‌گويد:
توقع من این است كه در این مواقع علاوه بر درخواست رفع مانع برای انتشار مجدد، خواستار علت برخوردهای اینچنین هم باشیم ..

توقع من این است كه در این مواقع علاوه بر درخواست رفع مانع برای انتشار مجدد، خواستار علت برخوردهای اینچنین هم باشیم

(کارگزاران) اصغر فرهادی این روزها، دوران شلوغ و پركاری را پشت سر می‌گذارد و پیدا كردنش به سادگی ممكن نیست. «درباره الی» فیلم تازه او، در مرحله پیش‌تولید است و خبری از همكاری او و مجید مجیدی روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفته است. همكاری‌ای كه اصغر فرهادی علت آن را، علاقه‌اش به «روحیات شخصی»، مجید مجیدی و «صداقت آثار او» می‌داند. قرار است پس از تمام شدن فیلمبرداری «درباره الی» همكاری اصغر فرهادی و مجید مجیدی ادامه پیدا كند. اما علت این گفت‌وگوی كوتاه، هیچ‌كدام از اینها نبود. مناسبت این گفت‌وگو، یك چیز بود؛ نام اصغر فرهادی پای نامه 121 دست‌اندركار و اهالی سینما به مسوولان در خصوص رفع توقیف مجله «دنیای تصویر» نبود و این در حالی است كه این كارگردان مطرح سینما به صراحت شهرت دارد.
آقای «فرهادی»، در نامه‌ای كه 121 دست‌اندركار مطرح سینما، تلویزیون و تئاتر در واكنش به حكم لغو امتیاز نشریه دنیای تصویر، خطاب به نهادهای مسوول نوشتند، اسم شما نبود. دلیلی داشت؟
طبیعی است كه من هم مثل غالب اهالی سینما از این نامه حمایت می‌كنم. همچنین از واكنش منطقی و دلگرم‌كننده خانه سینما به این مسئله، اما وقتی نامه را خواندم احساس كردم می‌تواند كمی صریح‌تر باشد. برای امضای آن نامه، احساسم این بود كه باید درخواست مطرح شده، صریح و روشن باشد.
پس دلیل خاصی نبوده، منظور این است كه شما با محتوای آن نامه مخالفتی نداشته‌اید، نه؟
خیر، نامه در واقع، نامه خوبی بود و درخواست، منطقی. فقط توقع من این است كه در این مواقع علاوه بر درخواست رفع مانع برای انتشار مجدد، خواستار علت برخوردهای اینچنین هم باشیم. در نامه مورد نظر كمتر به این ماجرا پرداخته شده بود.
این روزها شاهد این هستیم كه سینماگران، همبستگی خوبی در این ماجرا نشان داده‌اند. علت این همبستگی و اعتراض، صرفا از دست دادن چند نشریه تخصصی سینمایی است یا علت دیگری هم دارد؟
من فكر می‌كنم كه مهمترین علت این واكنش‌ها، علاوه بر تعلق خاطری كه اهالی سینما به مجلات معتبر، جا افتاده و تخصصی مثل «دنیای تصویر» و «هفت» دارند، دانستن علت این نوع نگاه به سینما و مطبوعات مرتبط با سینما نیز هست. به هر حال وقتی این طیف وسیع با سلایق مختلف، به اینچنین برخوردی با اینگونه مجلات واكنش نشان می‌دهند، در واقع از حكم صادر شده و شرایط فرهنگی‌ای كه باعث چنین اتفاقاتی می‌شود، انتقاد دارند. من تصور می‌كنم همه این اتفاقات، حاصل یك بدگمانی و سوءظن به سینما و اهالی سینماست.
چقدر این صراحت و همبستگی اهالی سینما را مؤثر می‌دانید؟ ما شما را به عنوان یكی از صریح‌ترین اعضای خانواده سینما می‌شناسیم كه هر موقع احساس حضور كرده‌اید، كوتاه نیامده‌اید. برخوردهای اینچنینی، اساساً چقدر مؤثر است؛ همین كه خانواده سینما، پای این ماجراها بایستند و به سادگی حاضر نباشند امضاهای پای نامه‌ها را پس بگیرند؟
من احساس نمی‌كنم در ارتباط با مسائل سینمایی، كسی امضایش را به خاطر مصالح دیگر پس بگیرد. ممكن است در برخورد با مسائل سیاسی چنین اتفاقاتی بیفتد، اما تاكنون سابقه نداشته اهالی سینما به سادگی امضاهایشان را پس بگیرند. به نظرم، چیزی كه سال گذشته و امسال در فضای سرد سینما باعث دلگرمی شد، همین همبستگی اهالی سینما از طیف‌های مختلف در ارتباط با دفاع معقول‌شان از حق صنفی‌شان بود. این اتفاق بزرگی در سینمای ایران است و بالطبع تبعات بزرگی هم خواهد داشت.
از نگاه شما، مجله «دنیای تصویر» و «هفت»، حائز ویژگی‌هایی بودند؟ منظور این است كه آیا خانواده سینما، از منتشر نشدن آنها، دچار ضرر و خسران خاصی می‌شود؟
من فكر می‌كنم كه مجله «دنیای تصویر» یك ویژگی داشت و آن هم این بود كه هر مخاطب غیرسینمایی را هم جذب می‌كرد؛ هم مردم عادی با محتویات این مجله ارتباط داشتند و هم كسانی كه دنبال اطلاعات تخصصی و فنی سینما بودند، می‌توانستند راضی باشند. «دنیای تصویر»، صرفا یك مجله با مخاطب محدود نبود. در مجله «هفت» هم، فضای فرهنگی حاكم بر مطالبش، ویژگی آن بود. مجله «هفت»، بدون هیچ قضاوت سیاسی، كاملا در یك مسیر نوی فرهنگی حركت می‌كرد. این حرف من به آن معنی نیست كه اینگونه برخوردها، در حق مجلات تخصصی نباید صورت بگیرد، بلكه حتی در ارتباط با مجلات غیرتخصصی و عادی‌تر هم هرگونه برخوردی، می‌بایست مستدل و شفاف باشد؛ دلیل هرگونه برخوردی باید روشن باشد و نه كلی و مبهم. كارنامه مجلاتی مانند «هفت» و «دنیای تصویر»، به دلیل مكتوب بودن‌شان، روشن و واضح است و قابل كتمان نیست؛ فكر می‌كنم منطقی است دلایل حذفشان هم شفاف و روشن باشد وكمترین خواسته اهالی سینما در این‌باره می‌تواند همین باشد كه فرصتی برای بحث و گفت‌وگو در مقابل دلایل حذف و چنین برخوردهایی در اختیار هم دست‌اندركاران این مجلات و هم اهالی سینما گذاشته شود.
منظورتان از اینكه دلایل روشن و شفاف باشد چیست؟ مگر «انعكاس زندگی خصوصی هنرپیشه‌های كثیف هالیوود» به قدر كافی شفاف و روشن نیست؟
من فكر می‌كنم كه معنی اصطلاحات و كلمات و تعابیری مثل «زندگی خصوصی و كثیف» و شبیه این، نزد همه یكسان نیست؛ هركس می‌تواند دایره‌ای برای این تعاریف تعیین كند. تنها یك آیین‌نامه یا قانون مورد قبول اهالی فرهنگ و سیاستگذاران حد و حدود این تعریف‌ها را مشخص می‌كند، چه‌بسا تصویری به زعم یك فرد،‌فسادآور و برای فرد دیگر، یك تصویر عادی باشد. مرز این تعاریف باید روشن شود. منظور من از شفاف و روشن بودن دلایل، شفاف و روشن شدن معانی این كلمات است.
به نظر شما، این همبستگی و اتحاد این روزها و همین امضاها و نامه‌ها می‌تواند به نتیجه‌ای ختم شود كه موردنظر شماست یا اساساً همین همبستگی نشانه خوبی است؟
نه، به نظرم شاید در كوتاه‌مدت این همبستگی‌ها دلپذیر و شورآفرین باشد، اما در طولانی‌مدت اگر چنین حركت‌هایی به نتیجه نینجامد و بی‌حاصل باشد، از دست خواهد رفت. هدف، همبستگی نیست، هدف رفع موانع است و راه رسیدن به چنین شرایط فرهنگی احساس اطمینان در مسوولان و سیاستگذاران به اهل فرهنگ است.

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 16:15 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

جامعه طنز عزادار شد ... به تمام هم دوره ای های داود اسدی تسلیت میگویم ...

خدایش بیامرزد بازیگر طنز سینما و تلویزیونمان داود اسدی را. جوانی ۳۸ ساله که در حال پیشرفت بود ...

سال ۸۷ با شروعی غم آلود ...

داوود اسدي بازيگر سينما و تلويزيون ساعت دو بامداد امروز - شنبه و در سومين روز از فروردين در سن
‪ ۳۸‬سالگي بر اثر سكته قلبي در گذشت.

ساعت خوش نخستين تجربه تلويزيوني اين هنرمند بود. مرحوم اسدي كه پس از بازي در اين مجموعه تلويزيوني به چهرهاي شناخته شده براي بسياري از بينندگان تلويزيوني و بخصوص جوانان تبديل شده بود، طي سالهاي اخير كمتر به ايفاي نقش در سريالها پرداخت.

وي در مجموعه تلويزيوني -خط شكن> به كارگرداني مسعود تكاور نيز ايفاي نقش كرد و آخرين فعاليت هنري وي در عرصه سينما و تلويزيون بازي در مجموعه - تلفن همراه> به كارگرداني تكاور بود و يك روز از بازي وي در اين مجموعه تلويزيوني ‪ ۲۰‬قسمتي باقي مانده بود.

مرحوم اسدي همچنين در سه فيلم سرحد ، مادرم گيسو و ديدار بازي كرده است...

وي قرار بود در فيلم "مراسم تدفين" به كارگرداني "بابويه اي" كه فيلمبرداري آن روز هفدهم فروردين آغاز مي شد، ايفاي نقش كند.

اسدي همچنين در عرصه فيلمنامه نويسي و گرافيك فعاليت داشت. نويسندگي مجموعه انيميشن هاي آموزشي اداره اجتماعي ناجا از آخرين كارهاي او بود.

پيكر اين هنرمند فقيد كه فرزند سه ماهه اي به نام "دانيال" از او به يادگار مانده است، صبح يكشنبه پس از تشييع،‌ در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده مي شود.

 

همراهان خونه ی هنرمندان تبریک سال نو را پذیرا باشید ...

.:: برنامه های نوروزی از جک نیکلسون تا بهرام رادان ::.

در فاصله کمتر از بيست روز مانده به شروع تعطيلات نوروزي، روابط عمومي سازمان صدا و سيما اسامي فيلم هاي سينمايي شبکه هاي مختلف سيما را اعلام کرد که بر مبناي آن نام چند فيلم شاخص امسال سينماي جهان و نيز تعدادي فيلم هاي جديد ايراني به چشم مي خورد. شبکه هاي سيما در ايام نوروز از روز 28 اسفند تا 16 فروردين ماه سال جديد، 75 فيلم سينمايي پخش مي کنند که از اين تعداد سهم فيلم هاي ايراني 28 فيلم است. اين در حالي است که زمان پخش تعدادي از فيلم ها اعلام شده اما عمده فيلم ها زمان پخش شان اعلام نشده است.

 در ايام نوروز شبکه اول سيما فيلم هاي خارجي «پرستيژ»، «پسران آفتاب»، «فهرست بوکت»، «پادشاه کاليفرنيا»، «دانشجوي سال اول»، «تورنادو»، «اندرسن جوان»، «خواننده ها»، «تيرانداز» و «مرد ستاره يي» را پخش مي کند.فيلم سينمايي «فهرست بوکت» با بازي جک نيکلسون و مورگان فريمن احتمالاً جمعه دوم فروردين ماه از شبکه اول سيما پخش مي شود.فيلم هاي ايراني شبکه اول هم عبارتند از؛ روز سوم، چپ دست و اکباتان (سعيد اسدي). ساعت پخش مرسوم فيلم هاي شبکه اول در ايام نوروز ساعت 30/16 است.

 شبکه دوم سيما نيز فيلم هاي سينمايي «گنگستر امريکايي»، «دختري در قفس»، «در دره الاه»، «قلب مرا در ووندني به خاک بسپار»، «هدف نامرئي»، «شب بخير فرمانده»، «کودک»، «سريع ترين سرخپوست جهان»، «راکت»، «خاطرات فردا»، «فرزندان افتخار» و «پينگ پنگ» را در تعطيلات نوروز ساعت 30/23 هر شب پخش خواهد کرد. فيلم «در دره الاه» به کارگرداني پل هگيس که 29 اسفندماه پخش مي شود درباره کهنه سرباز جنگ ويتنام است که از طرف ارتش پيامي مبني بر بازگشت پسرش از عراق و سپس ناپديد شدنش دريافت مي کند و براي يافتن پسرش عازم محل خدمت وي مي شود. فيلم سينمايي «کودک» با بازي بروس ويليس محصول سال 2000 امريکا است که توسط جان تورتلتاب کارگرداني شده است. اين فيلم چهارم فروردين ماه از شبکه دو پخش مي شود. «گانگستر امريکايي» جديدترين ساخته ريدلي اسکات کارگردان فيلم مطرح «گلادياتور» است که پنجشنبه (8 فروردين ماه) پخش خواهد شد. «فرزندان افتخار» فيلمي از کشور مجارستان است که در ژانر تاريخي و رمانس قرار مي گيرد. اين فيلم به کارگرداني کريشنا گودار دوشنبه (12 فروردين ماه) پخش مي شود.

شبکه سوم سيما نيز فيلم هاي سينمايي شعله 2، شاخه گلي براي عروس، قلقلک، بايت، تقاطع، بيمار، چشمان سياه، سيل، کريش، علي و دني، عشاير و بله برون را در کنار فيلم هاي ديگري چون «نقطه انفجار»، «طعمه»، «سيل»، «قانون» و «گورو» براي پخش در نظر گرفته است.

 شبکه چهار سيما هم در نوروز فيلم هاي سينمايي 44 دقيقه، آرامش در ميان مردگان، ترور جسي جيمز، زندگي اسرارآميز حروف، لاک پشت ها هم پرواز مي کنند، يک کتاب هم کافي است، خون به پا مي شود، حرفه ايتاليايي، جوخه آخر، فراموشي، 1408، دنياي جديد، اثيري و حزن آلود را ساعت 18پخش مي کند. فيلم «ترور جسي جيمز» با بازي برد پيت روز پنجشنبه (اول فروردين ماه) پخش خواهد شد. «خون به پا مي شود» که بازيگر اصلي آن دنيل دي لوئيس اسکار نقش اول مرد امسال را دريافت کرده، درباره يک سرمايه دار بزرگ فعال در حوزه نفت است. اين فيلم امريکايي توسط پل توماس اندرسون کارگرداني شده است و دوشنبه (5 فروردين ماه) پخش مي شود. همچنين شبکه چهار «حرفه ايتاليايي» را سه شنبه (6 فروردين) پخش مي کند. فيلم هاي سينمايي «آرامش در ميان مردگان» (مهرداد فريد)، «اثيري» (محمدعلي سجادي)، «لاک پشت ها هم پرواز مي کنند» (بهمن قبادي) و «فراموشي» (مسعود مددي) فيلم هاي ايراني شبکه چهار سيما در ايام نوروز هستند.


فيلم هاي «پرده نقره يي»، «جان سخت 4»، «جنگ هاي اژدهايي»، «مهاجم»، «مارها در هواپيما»، «هيتچر» و «مهدکودک پدر»، «مانانت»، «شبيه به بهشت»، «تکمچي»، «مظفرنامه»، «هوو»، «عشق فيلم»، «صليبيون»، «گوشواره»، «پنجاهمين نفر» و «مرباي شيرين» نيز از شبکه پنج پخش خواهند شد. ساعت پخش اين فيلم ها 30/13 است.


در ميان شبکه هاي تلويزيوني شبکه هاي سه سيما و تهران هرکدام با پخش 7 فيلم، بيشترين آمار پخش آثار ايراني را به خود اختصاص داده اند. بعد از اين دو شبکه، شبکه هاي يک و دو هرکدام پنج فيلم ايراني را پخش مي کنند و شبکه چهار نيز پخش چهار فيلم از توليدات داخل را در ايام نوروز برعهده دارد. از ميان فيلم هاي منتخب سيما براي پخش در ايام نوروز، نام 24 عنوان فيلم امريکايي به چشم مي خورد. همچنين تعداد فيلم هاي منتخب از کشورهاي آسيايي و اروپايي به 23 فيلم مي رسد.

.:: مراسم رونمايي از تمبر رسول ملاقلي‌پور ::.

 با حضور قاليباف، كبري ملاقلي‌پور و محسن رضايي انجام شد.


حاتمي‌كيا: هنوز دلم مي‌لرزد كه اي كاش خاك و خاكريزي باشد... يك سال شد كه رسول در بين ما نيست و ماندگاري او به قدري زياد است كه پس از يك سال هنوز حس نمي‌كنم او در ميان ما نيست. شايد اين قدرت سينما است كه احساس بودن او را در بين ما زنده نگه مي‌دارد. نسلي مثل ما در اين دود و دم شهر لحظاتي دلمان مي‌گيرد. شايد اين يك حس واپسگرايي است اما هنوز دلم مي‌لرزد كه اي كاش خاك و خاكريزي باشد و از پشت خاكريز، مثل رسول وارد فضايي شوم و از او بگويم. رسول ملاقلي‌پور مثل آينه بود و احساسات و صراحت لهجه‌اي داشت كه ممكن بود حتي براي بعضي از افراد آزار دهنده باشد اما او آنها را پنهان نمي‌كرد. نمي‌دانم آيا روزي خواهد رسيد كه امثال ما آنقدر ارزش داشته باشيم كه خاطره بسازيم يا نه؟ رسول در شرايطي عادي از بين ما رفت ولي هركاري مي‌كنيم و با هر احساسي كه داريم، مي‌بينيم كه رسول شايد به نوعي شهيد شده است، چون او به عنوان يك سينماگر آرمان‌گرا در حال كار بود كه جان سپرد. او فيلم‌هايي ساخت كه گاهي به مذاق من هم خوش نمي‌آمد ولي حالا خودم در همان فضا فيلم مي‌سازم. خوشحال شدم كه بايد ميزبان چنين مراسمي باشم ولي نمي‌دانستم كه بايد چه كرد تا وقتي كه به اينجا آمدم و نشستم و حس كردم حضور خود رسول به من احساس ميزباني مي‌دهد. اميدوارم با تحليل كارها و آثار رسول ملاقلي‌پور و همت دوستان، يادش مداوم و مستدام باشد.


كبري ملاقلي‌پور دختر زنده‌ياد رسول ملاقلي‌پور

مراسم بزرگداشت و رونمايي تمبر «رسول ملاقلي‌پور» با عنوان «آينه‌اي ناگهان» در شب سالگرد درگذشت اين هنرمند فقيد، ‌با حضور هنرمندان و اهالي مطبوعات در تالار حركت برگزار شد و مهماناني چون محسن رضايي، محمدباقر قاليباف، محمدرضا جعفري‌جلوه، اميررضا خادم، شهرام گيل آبادي، ناصر شفق، حبيب ايل بيگي، امير اسفندياري، نادر مقدس، هادي منبتي، گلشيفته فراهاني، محمدرضا شرف‌الدين، مجيد جعفري جوزاني، نادر مقدس و ... در اين برنامه حضور داشتند.

.::تور سراسری خیریه بهرام رادان ::.

سينماي ما - بهرام رادان لحظه تحویل سال 1387 درمیان سالمندان و معلولان مجتمع کهریزک خواهد بود. طی بازدید به عمل آمده از این مجتمع مورخ 8 بهمن 1386، حضور بهرام رادان و همراهان اش سر سفره هفت سین سال نو در سالن اجتماعات مجتمع از سوی مدیران و متولیان آسایشگاه با استقبال فراوان روبرو گردیده و قطعی شده است.
شایان ذکر است این حرکت به عنوان نخستین گام از تور بزرگ سراسری خیریه ای است که رادان اقدام به برگزاری آن در طول سال آتی نموده است. که طی آن مراسم گوناگونی در راستای همراهی و همیاری با موسسات و سازمان های مختلف خیریه در سراسر ایران و همچنین مراکز نگهداری سالمندان، کودکان بی سرپرست، معلولین ذهنی و جسمی و بیماران خاص پیش بینی گردیده است. جمعی از هنرمندان، ورزشکاران و همچنین صاحبان صنایع و افراد خیرخواه نیز به دعوت بهرام رادان، او را در برگزاری هرچه موفق تر این تور همراهی می نمایند. لیست هنرمندان همراه و نیز شرکت ها و کارخانجاتی که به عنوان حامی در مراسم تحویل سال نو حاضر خواهند بود، طی روزهای آتی اعلام می گردد.

 

 

 

 

۲۶امين جشنواره فيلم فجر كلافه كننده تر از جشن خانه سينما ...

مثله هر سال در ساعت ۷ بعد از ظهر مراسم اختتاميه شروع شد ... با موسيقي سنتي ايراني خسته كننده اما هنرمندانه ... مثله تمام جشنهاي سينمايي احتتاميه هم با حضور مردم و بازار سياه كارتها و بليطهاي ورودي ... شلوغ و بدون برنامه ... انگار بردن دوربين آزاد بود ... بازرسي از حضار دم در صورت نگرفت ... تاسف خوردم كه دوربين رو همراهم نبرده بودم ... هر چند اگر هم مي بردم بخاطر شلوغي و ازدحام مردم به دور هنرمندان عكسي نمي شد گرفت ...

مهران مديري جايزه نگرفت ... همانطور كه انتظار ميرفت كمي بي لطفي در حق فيلم "هميشه پاي يك زن در ميان است" صورت گرفت ... آمادگي اش را داشتيم ...

شهاب حسيني مثله هميشه خوش بر خورد اما ايندفعه با كسالت و گرفتگي صدا - دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد ...

امین حیایی که با همسرش نیلوفر خوش خلق در جشن حاضر شده بود - هم سیمرغ بلورین بهرین بازیگر مرد را از آن خود کرد ...

گلشیفته فراهانی و الناز شاکر دوست هم جایزه نگرفتند و جایزه بهترین بازیگر زن به هنگامه قاضیانی بخاطر بازی قوی اش در فیلم به همین سادگی تعلق گرفت ...

مهتاب نصیر پور هم بهترین بازیگر مکمل زن شد ...

مجید مجیدی هم مثله همیشه سیمرغ بهترین کارگردانی رو از آن خود کرد ... اما بخاطر حضورش در جشنواره برلین دخترش جایزه را تحویل گرفت ...

به همبن ساذگی بهترین فیلم شد ...

همیشه پای یک زن در میان است هم بهترین فیلم از نظر مردم انتخاب شد ...

جشنواره چه خبر ...

 خنده و عشق و سیاست و ... (نگاهی به فیلم همیشه پای یک زن در میان است)

تبریک به همه ی طرفداران مهران مدیری ، رضا کیانیان ، گلشیفته فراهانی ، حبیب رضایی و .... تمام دست اندر کاران فیلم بسیار زیبای همیشه پای یک زن در میان است ....

رقابت «همیشه پای یک زن در میان است»، «آواز گنجشک ها» و «کنعان» برای دریافت سیمرغ بلورین فیلم برگزیده تماشاگران سینمای ایران

روز شنبه ۲۰/۱۱/۸۶ برای دیدن فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" در سانس ۹ تا ۱۱ شب به سینما استقلال رفتم .... بعد دیدن فیلم تنها احساسی که داشتم احساس خوشایند افتخار بود .... انقدر نکات ریزی در این فیلم گفته شد که واقعا مغزها از گرفتن و درک تمام نکات کم آورده بود ....

آقای کمال تبریزی گل کاشتند و مهران مدیری باز به همه ی عاشقانش ثابت کرد که با فکر و عقلش بازی در فیلمهای پیشنهادی را انتخاب میکند ....

امید است که همیشه پای یک زن در میان است بهترین فیلم مردمی شود ....

ستاد انتخاب فیلم برگزیده تماشاگران فجر ۲۶ ، نتایج آرای مردمی بخش سینمای ایران را تا ساعت ۲۱ روز جمعه نوزدهم بهمن ماه اعلام کرد. به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر ، فیلم‌های "همیشه پای یک زن در میان است" ساخته کمال تبریزی با ۹۸/۷۳ درصد آرا ، "آواز گنجشک ها" ساخته مجید مجیدی با ۷۲/۶۲ درصد آرا ، "کنعان" ساخته مانی حقیقی با ۱۶/۶۲درصد آرا ، "به همین سادگی" ساخته سید رضا میرکریمی با ۵۴/۵۱ درصد آرا ، "باد در علفزار می پیچد" ساخته خسرو معصومی با ۰۵/۵۰درصد آرا، "فرزند خاک" ساخته محمد علی آهنگر با ۴۸/۴۷ درصد آرا و "حس پنهان" ساخته مصطفی رزاق کریمی با ۸۵/۴۶ درصد آرا فیلم های برگزیده مردمی جشنواره تا ساعت ۲۱ روز جمعه نوزدهم بهمن ماه جاری هستند.

توضیحی در مورد فیلم .... به روایت امیر نوری پرتو

همیشه پای یک زن در میان است داستان یک زوج جوان را روایت می کند که در زندگی زناشویی شان دچار مشکل هستند. امیر شکوهی (حبیب رضایی) صاحب انتشارات نمایشنامه و مریم زمانی (گلشیفته فراهانی) مدیر مالی یک شرکت در آستانه طلاق از یکدیگر هستند. آخرین فیلم کمال تبریزی بر خلاف ظاهر خوش رنگ و لعاب اش و حتی فیلمنامه به ظاهر پر و پیمانش در سطح حرکت می کند و این ضعف را باید حاصل ضعف های متعدد فیلمنامه آن دانست. بگذارید اول خوبی های فیلمنامه گفته شود. فیلمنامه رضا مقصودی و نغمه ثمینی در بیشتر سکانس ها دیالوگ های خوب و حاضر جوانانه و بامزه ای دارد. پر از شخصیت هایی است که هر یک از آنها می توانند به نمک ماجرا بیفزایند. ایده هایی بامزه ای نیز در طول فیلم شاهد هستیم که از آن جمله می توان به فصل بسیار خوب دفترخانه طلاق اشاره کرد که سرشار از ایده های ناب اعم از شماره محضرخانه ، اعلامیه های منشی محضرخانه از طریق بلندگو و اجاره شاهد در بقالی کنار دفترخانه و شوخی با میزان نرخ کرایه شاهدها است. همچنین فصل تصادف اتومبیل ها در اتوبان به خاطر مریم که هجو فیلم ها و مجموعه های حادثه ای است و در خدمت ایده و نام اثر نیز می باشد. یا می توان به سکانسی اشاره کرد که سراسر دفتر مریم ، پس از طلاق، از دسته گل های مردان خواستار او پر می شود. اما همه این ها روی ظاهری ماجراست. با نگاهی موشکافانه به فیلمنامه اثر خواهیم دید که همیشه پای یک زن در میان است چیز زیادی در چنته ندارد. فیلم مملو از سکانس هایی است که به خودی خود جذاب و با نمک هستند اما در پیکره اثر جایی ندارند. از آن جمله می توان به سکانس طولانی سوار شدن آن زن تلکه کن به ماشین امیر و همچنین ماجراهای کلانتری پس از جر و بحث با آن زن آن چنانی در رستوران اشاره کرد. کنایه های سیاسی فیلم نیز دل چسب نیستند و حرف های افسر کلانتری مبنی بر نسبت دادن فقر و بی عدالتی و ماهواره و تحریم اقتصادی (البته داوری جشنواره فیلم فجر هم جزء موارد صحبت های افسر کلانتری بود که ایده ای بسیار جالب توجه بود) و نیز صحبت های جاهد (مهران مدیری) مبنی بر پناهنده شدن نویسنده کتاب شنل قرمزی به گینه بیسائو به خاطر اتهام نگارش کتاب عالیجناب سرخپوش 2 و فشارهایی که از نهادهای بالا بر امیر برای چاپ نمایشنامه نویسنده ای مجعول به نام پری طلعت پور وارد می شود، همه و همه انتقادات اجتماعی و گاه سیاسی کارگردان و فیلمنامه نویسان به شرایط موجود هستند که البته تنها در سطح حرکت می کنند و چیزی فراتر از پیامک های کنایی رد و بدل شده میان مردم کوچه و بازار نیستند. فیلم به مانند تمام فیلم های کمدی طیف وسیعی از تیپ های گوناگون را تشکیل می دهد. مادر مریم، پدر بی خیال مریم، جاهد (که علت ضد زن بودن اش هیچگاه فاش نمی شود و عاشق شدن اش در پایان فیلم کاملا قابل پیش بینی بود)، مدیر عامل شرکت (رضا کیانیان) زن همسایه و پسرش، منشی انتشارات (صبا کمالی)، کارگر انتشارات-جلال- و منشی مرد مریم همه از تیپ های نمونه ای هستند که پیش از این ما به ازای شان را بارها و بارها دیده ایم و تنها قرار است بخشی از بار کمیک سکانس ها را بر عهده بگیرند. در این بین نقش مدیر شرکت به لطف بازی همیشه خوب کیانیان به یکی از جذاب ترین کاراکترهای فیلم بدل شده که رعایت ریزه کاری های خوبی از جمله نوع حرکت دست و صورت در زمان تمارض اش مهر تایید دیگری بر قابلیت های کیانیان است. ضمن اینکه کاراکتر مدیر شرکت پس از رو کردن نیمه دیگر وجودی اش برای مریم و ابراز علاقه اش به او، کمی شبیه به کاراکتر نایینی (با بازی احمد نجفی) در سگ کشی شده است. مهران مدیری هم در کارنامه نه چندان پربار سینمایی خود (بر خلاف کارهای موفق تلویزیونی اش) توانایی های خود را این بار به شکلی جدی در بوته آزمایش قرار داده و هر چند که شیوه بازی کردن اش ( به خصوص در نوع گویش) به کاراکتر محبوب پدر فرهاد در سریال پاورچین و شیرفرهاد در مجموعه شبهای برره نزدیک است، اما وزنه ای سنگین برای قابل تحمل شدن فیلم به حساب می آید. موسیقی آریا عظیمی نژاد هم بسیار خوب پرداخته و ساخته شده و کاربرد درستی هم در طول فیلم داشته است. چیزی که در همیشه پای یک زن در میان است کمی آزار دهنده است، مطرح کردن تئوری توطئه زنانه در قالبی فانتزی و با نمایشنامه " مردان علیه زنان علیه مردان" است که از نیمه دوم فیلم به عنوان خط اصلی داستان مطرح می شود، تلاش امیر برای پیدا کردن سرنخ این توطئه سراسری به سبک تریلرهای معمایی هالیوودی و رسیدن سرنخ آن به مریم با توجه به قابلیت های شخصیتی اش، دور از ذهن و غیر قابل باور می باشد و با فضای فیلم نمی خواند. حیف است که در پایان این یادداشت بر آخرین فیلم کمال تبریزی، تقدیری از تیتراژ متفاوت فیلم چه در ابتدا و چه در انتها نکنیم که نوآوری های بسیاری در آن به چشم می خورد و شاید بتوان گفت ارزشی معادل تمام تصاویر فیلم دارد. به هر حال باید به گلاره کیازند و آرش صادقی بابت این خلاقیت تبریک گفت.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 17:40 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

همسر عطاران بازیگر شد ...

مجيد و رضا و همسرش

فریده فرامرزی همسر رضا عطاران وارد عرصه ی بازیگری شد .... فرامرزی و عطاران در کنار یکدیگر در فیلمی به نام "صندلی خالی" با هم همبازی شدند .... محمد رضا شریفی نیا هم در این فیلم حضور دارد ....

محمد رضا گلزار در انتظار گرفتن مجوز برای افتتاح باشگاهش در قلهک ...

"گلزار در كنسرت حميد عسكري"

.:: بنا به درخواست . امیر ابراهیمی چه شد ؟! (کمی قدیمی !) ::.

 
زهرا امیر ابراهیمی : پایان شب سیاه ، سپيد است ...

آخرین خبری که از فعالیت ایشون دارم نمایشگاه عکس ایشون بود که ۹ ماه پیش برگزار شد ...

گالری عکس زهرا امیر ابراهیمی (دید دوم) ۲۵ خرداد در گالری آبتین در خیابان ولیعصر برگزار شد ... عکسهایی که تنها دو رنگ را به شما نمایش می داد  ،،،  سپیدی و‌ سیاهی ... 

زهرا امیرابراهیمی‌متولد 1360 و دارای مدرك كارشناسی در بازیگری تئاتر است و كار بازیگری را به طور حرفه‌ای از سال 1378 شروع می‌كند. وی در فیلم سینمایی «انتظار» برای اولین بار ظاهر می‌شود كه البته هیچ گاه اكران نشد. دو فیلم نود دقیقه‌ای از دیگر كارهای اوست. سپس در سریال‌های «كمكم كن»، «غریبانه»و مجموعه پربیننده «نرگس» ایفای نقش كرد. او همچنین یك فیلم سینمایی به كارگردانی مجتبی راعی و فیلم «حافظ» از كارهای ابوالفضل جلیلی را در كارنامه خود دارد.امیرابراهیمی‌نزدیك به ۳ سال است كه عكاسی می‌كند.

.:: ديوار" طالبي به مسابقه‌ي سينماي ايران جشنواره‌ي فجر آمد ::.

با ورود فيلم "ديوار" در بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره بيست و ششم محمد علي طالبي پس از 7 سال براي نهمين بار به جشنواره فيلم فجر مي‌آيد. " ديوار" درباره مردي است که با موتور سيکلت ، حرکت‌هاي آکروباتيک انجام مي‌دهد و طي بروز حادثه‌اي کشته مي‌شود. ستاره و برادرش که کار با موتورسيکلت را ياد گرفته‌اند تصميم مي‌گيرند حرفه پدر را ادامه دهند. گلشيفته فراهاني، محمد کاسبي، مهرداد صديقيان، آزيتا حاجيان،معصومه ميرحسيني ومنوچهر آذري در اين فيلم به ايفاي نقش مي‌پردازند. ساير عوامل ديوار عبارتند از: تهيه کننده: هارون يشايايي،  فيلمنامه‌نويس: محمدعلي طالبي، شيرين بينا،   صدابردار: بهمن اردلان،   صداگذار: اميرحسين قاسمي،   طراح صحنه و لباس: سعيد آهنگراني،  چهره پرداز: عبداله اسکندري،  فيلمبردار: حسين جعفريان،  تدوينگر: حسن حسندوست،  موسيقي: محمدرضا عليقلي،  مدير توليد: محمد علينقي ... گفتني است: امروز دبيرخانه جشنواره فيلم فجر اعلام كرد با توجه به رفع مشكلات فني و اصلاحات كيفي انجام شده، فيلم ديوار به عنوان بيست‌وچهارمين فيلم بخش سوداي سيمرغ مسابقه سينماي ايران معرفي شد. در بخش "سوداي سيمرغ مسابقه سينماي ايران" جشنواره فيلم فجر بيست‌وچهار فيلم رقابت مي‌كنند.

.:: بهرام رادان در بی پولی ::.

بهرام رادان براي بازي در نقش اصلي فيلم ‌سينمايي "بي‌پولي" حميد نعمت‌الله قرارداد بست.

مصطفي شايسته تهيه‌كننده‌ي اين فيلم با اعلام اين مطلب گفت: محوريت اين فيلم برعهده‌ي يك بازيگر است كه نقش آن را بهرام رادان ايفا خواهد كرد. وي درباره زمان فيلم‌برداري دومين ساخته بلند حميد نعمت‌الله اظهار داشت: بايد بررسي كنيم اگر شرايط مهيا باشد در روزهاي باقي‌مانده از سال كار را كليد بزنيم، در غير اين‌صورت فيلم‌برداري را به فروردين‌ماه سال بعد موكول خواهيم كرد. فيلم‌نامه‌ي‌ "بي‌پولي" توسط حميد نعمت‌الله و هادي مقدم‌دوست به نگارش درآمده و محمدحسين شايسته مديريت توليد آن را برعهده خواهد داشت. "بي‌پولي" داستان يك زوج است كه زندگي نسبتا راحتي دارند، اما در اثر اتفاقي مرد بيكار مي‌شود. در ابتدا موضوع را خيلي جدي نمي‌گيرد و تصور مي‌كند با موقعيتي كه دارد دوباره كارش درست مي‌شود و موقعيت بي‌پولي را رد مي‌كنند، اما اين دوران طولاني و زندگي پيچيده مي‌شود.

.:: و جمشید مشایخی همچنان بستری ::.

جمشيد مشايخي همچنان در بخش آي سي يو بيمارستان "آتيه" بستري است. به گفته‌ي نزديكان اين بازيگر سينما و تئاتر ايران، فشارخون او تنظيم شده است، اما به دليل بروز مشكلات ريوي همچنان‌ بايد در اين بخش بستري بماند و ملاقات از او همچنان ممنوع است. از هنرمندان و علاقه‌مندان اين بازيگر خواسته شده است به‌بيمارستان مراجعه نكنند. مشايخي از دو شب گذشته به دليل عارضه‌ي انسداد روده در بيمارستان بستري شده است. محمدعلي كشاورز، رضا رشيدپور، داوود رشيدي وحسين خاني‌بيك از ... هنرمنداني بودند كه روز گذشته در بيمارستان حاضر شده بودند.

.:: با نمايش "به‌خاطر هانيه"، "شب‌يلدا" و...
فيلم‌هاي "كيومرث پوراحمد" در مشهد مرور مي‌شوند ::.

با نمايش فيلم‌هاي "بي بي چله چله"، "به خاطر هانيه"، "شب يلدا" و "اتوبوس شب" نشست نگاهي به آثار "كيومرث پوراحمد" در مشهد برگزار مي‌شود. منطقه خراسان، در اين مراسم كه از فردا 17 تا20 دي ماه برپا خواهد شد، قرار است دكتر اميد روحاني، كيميا پوراحمد بازيگر فيلم شب يلدا، كيومرث پور احمد را همراهي كنند.

طبق اعلام برگزار كنندگان ، مكان برگزاري سه روز اول اين نشست در تالار فردوسي مجمتع شريعتي جهاد دانشگاهي مشهد و روز آخر در تالار رازي دانشكده پزشكي سابق است و اين فيلم‌ها راس ساعت 16 به نمايش درخواهند آمد. گفتني است: اين برنامه توسط سازمان دانشجويان جهاددانشگاهي مشهد، معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه علوم پزشكي مشهد، فرهنگسراي جهاد دانشگاهي مشهد و با همكاري موسسه "آگاه فيلم" برگزار مي‌شود. 

.:: برگزيدگان "جشن بازيگران سينماي ايران" معرفي شدند ::.

برنامه" جشن بازيگران سينماي ايران" با معرفي برگزيدگان اين حوزه در مجموعه اريكه ايرانيان برگزار شد . روز يكشنبه دومين جشن بازيگران سينماي ايران باحضور جمعي از هنرمندان سينمادرمجموعه فرهنگي هنري اريكه ايرانيان برگزار شد.

 

" ابراهيم آبادي " بازيگر پيشكسوت سينما در اين مراسم به جايگاه هنرمند اشاره كرد و گفت: هنرمند نياز به همدلي و آتيه شغلي و دستگيري دارد، هنرمند نياز به تجليل ندارد، تجليل را خداوند از هنرمند كرده است و هنرمند نياز به نفس‌هاي گرم شما دارد. بياييد يار هم باشيم و نگذاريم اين چرخ از حركت بيايستد.

"سيدرضا ميركريمي" مدير عامل خانه هنرمندان نيز با تقدير از صنف بازيگران خانه سينما گفت:بازيگران حكم نگين هنر بازيگري و سينما را دارند و شخصيت بيروني سينماي ايران هستند. در برنامه جشن دوم بازيگران از هنرمنداني همچون " پرويز پرستويي" ، "داريوش ارجمند"،" امين تارخ"،" مهدي هاشمي"و "گلاب آدينه" تقدير شد. در اين برنامه همچنين از هنرمندان پيشكسوتي چون "ژاله علو" و "حميده خيرآبادي" به عنوان مادران سينما در آثار ايراني تقدير شد و در ادامه " تهمينه ميلاني" از خاطراتي در مورد نخستين حضور كاري خود با اين دو پيشكسوت ياد كرد. همچنين از "جمشيد هاشم پور" و"فرامرز قريبيان" نيز در اين مراسم تقدير شد.


.:: جشن شب چله ی چلچراغ روز یکشنبه برگزار شد ::.

جشن شب چله ی چلچراغ مانند هر سال برگزار شد .... امسال در روز یکشنبه ۲/۱۰/۸۶ در ساعت ۱۵ با حضور هنرمندان بسیاری در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار شد ....

سرکار خانم پولادزاده ( مدیریت ستاد خبری جشن ) تشکر خونه ی هنرمندان را بخاطر زحماتی که متحمل شدید ، پذیرا باشید ....

جشن شب چله ی چلچراغ مثله همیشه عالی برگزار شد .... در این جشن هنرمندان زیادی شرکت کرده بودند از جمله : فاطمه معتمد آریا - مهران مدیری - بهزاد فراهانی - گلشیفته فراهانی به همراه همسرش امین مهدوی - هانیه توسلی - پگاه آهنگرانی - باران کوثری - برزو ارجمند - پیمان قاسم خانی - بهاره رهنما - شقایق دهقان - هومن سیدی به همراه همسر هنرمندش - فرزاد حسنی ، نیکی کریمی و ...

همه چيز خيلي خوب برگزار شد .... مجري جشن امير مهدي ‍‍ژوله با شوخي هايش همه را شاد ميكرد و همينطور جو صميمانه اي كه مثله هميشه در چلچراغ بود باعث هيجان حاضرين در سالن بود .... حضور هنرمندان بسيار زياد كه باعث شادي حضار شد و همينطور كليپها و بخشهاي چلچراغي كه مثله هميشه براي همه جذاب بود ....

و گزارشي مختصر از جشن :

در ابتدا كه برزو ارجمند براي اجراي قطعه اي موسيقي بر روي سن رفت و با صداي زيبايش همه را شگفت زده كرد و به حضار خوش آمد گفت ...

برزو ارجمند

نشان "محبوبیت نسل سوم" به عادل فردوسی پور كه توسط هانيه توسلي اهدا شد ...

علي ميرميراني - هانيه توسلي

نشان "افتخار ملی در حوزه ادبیات" به هوشنگ مرادی کرمانی كه توسط فرزاد حسني و بهاره رهنما اهدا شد كه با شوخي ها و كل كل هاي خودماني ايندو عزيز همراه بود و باعث جذابتر شدن اين بخش شد ...

بهاره رهنما - فرزاد حسني

نشان "محبوبیت نسل سوم" به گلشیفته فراهانی كه توسط شرمين نادري و بهزاد فراهاني جايزه اهدا شد . خانم گلشيفته ي فراهاني هم بنا به درخاست پدر با همسرش آقاي امين مهدوي به روي سن آمد ...

شرمين نادري - امين مهدوي - گلشيفته فراهاني - بهزاد فراهاني

نشان" افتخار ملی در حوزه سینما" به پرویز پرستویی كه توسط پگاه آهنگراني اهدا شد ...

متاسفانه بخاطره سفري كه پرويز پرستويي به كيش داشت براي اكران فيلم به نام پدر نتوانسته بود در جشن شركت كند به همين علت دخترش بر روي سن آمد و جايزه ي پدرش را گرفت ...

پگاه آهنگراني - منصور ضابطيان

و مهران مديري عزيز بهمراه پيمان قاسم خاني براي تقدير از آنها به روي سن آمدند ... حضور مهران مديري هديه ي بسيار ارزشمندي براي حضار بود ....

و درآخر هم كه جناب آقاي سيد محمد خاتمي بهمراه فاطمه معتمد آريا بر روي سن آمدند تا فال حافظ مثله قانون هر سال توسط دستان سيد محمد خاتمي گرفته شود ....

 خواندن گزارش كامل جشن براي هواداران چلچراغ در :

http://40cheraghiha.blogspot.com/2007/12/blog-post_24.html

.:: هديه تهراني طراح لباس نمايش يرما ميشود ::.

ایران تئاتر : هدیه تهرانی که طی سالهای اخیر با ایفای نقش در فیلم‌های سینمایی متعدد به سوپر استار سینما تبدیل شده قصد دارد با حضور در تئاتر خود را در این حیطه نیز محک بزند.
وی قرار است طراحی لباس نمایش "یرما" را در بخش مسابقه بين‌الملل بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به عهده بگیرد.
"یرما" که کارگردانی آن را رضا گوران به عهده دارد از آثار شاخص فدریکو گارسیا لورکا است به همراه هفت گروه نمایشی دیگر موفق به راهیابی در بخش مسابقه بين‌الملل بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شد.
گوران در خصوص این نمایش می‌گوید: « گاه چیرگی پذیری بهتر از چیرگی است بیشتر پرومته بودن تا ژوپیتر شدن.»
در این نمایش بازیگرانی چون ایمان افشاریان، ‌مهدی پاکدل، اشکان صادقی، سهیلا گلستانی، سوده شرحی، سعیده میراعلائی، نوشین سلیمانی، سیمین اسدی و ... ایفای نقش دارند.
همچنین آرش گوران آهنگساز، نورالدین حیدری ماهر دستیار اول کارگردان و کاوه سجادی حسینی عکاس و کامیار شهابی منشی صحنه نمایش هستند و پوستر و بروشور نمایش نیز توسط استودیو پاکدل طراحی و آماده می‌شود.

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 13:38 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

.:: بهرام رادان با يك چشم و ۴ انگشت !!! ::.

آقای رادان ! شما دیگه چرا ؟

چهار انگشتی !!! به جرات می گویم مزخرف ترین فیلم سال بود .... از تبلیغاتش کاملا مشخص بود ، اما بخاطر حضور بهرام رادان براي ديدن اين فيلم به سينما رفتم .... از بهرام رادان توقع بازي در چنين فيلم پيش و پا افتاده اي را كه تازه كار ترين بازيگر هم آنرا براي بازي نمي پذيرفت ، را نداشتم .... از بهترين بازيگر مرد سينماي ايران كه سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد را از جشنواره فيلم فجر را به حق از آن خودش كرده ، بعيد بود تا اين حد سطح بازي و هنر خود را زير سئوال ببرد ....

چهار انگشتي!بهرام رادان        www.iranianactors.blogfa.com

آقاي سعيد سهيلي اين ديگر چه فيلمي بود ؟؟؟ ما هم از سينما سرمان ميشود .... چطور با اعتماد به نفس تمام وقت و اعصاب هنردوستان را به بازي ميگيريد ؟؟؟

آقاي جمشيد هاشم پور ! شما با اينهمه سابقه ي هنري چطور خودتان را بازيچه ي دست همه قرار مي دهيد ؟؟؟ آن از قتل آنلاين كه از افتضاحي جايي براي انتقاد نگذاشته بود اين هم از ۴ انگشتي ...