سينماروز_ارین نغزگو و محمدرضاطارمی: می خواهیم برای مصاحبه ای صمیمانه به سراغ یکی از بزرگان عرصه تهیه و تولید برویم.علی معلم،از جمله تهیه کنندگان معتبر و شناخته شده در سینمای ایران است که سابقه بسیاری در این عرصه دارد و علاوه بر این،صاحب امتیاز وسردبیر مجله دنیای تصویر نیز می باشد که برای گفتگو،به دفتر ایشان واقع در پاسداران تهران می رویم:

جناب معلم،شما فعالیت های بسیاری را در سینمای ایران داشته اید.تهیه کننده،مشاور کارگردان،مدیر روابط عمومی،سرمایه گذار و حتی بازیگر هم بوده اید.لطفا توضیح کلی در این ارتباط برای ما بدهید.
من در کل،علاقه مند به سینما بوده ام و در این زمینه،تحصیل کرده ام و سابقه ی طولانی در عرصه سینما دارم و کار خودم را از تلویزیون شروع کرده ام.با برنامه های مختلف سینمایی که تا چند وقت پیش هم ادامه داشته و من سردبیر ان بوده ام.جنگ هنر،هنر هفتم و برنامه های دیگر که ان ها را اجرا می کردم که جنگ هنر،تنها برنامه ی شبکه دو در ارتباط با سینما و تاتر بود.سینمای برتر را ضبط کردم برای شبکه جهانی جام جم و سپس به مجله دنیای تصویر رسیدم.به هر حال،در زمینه های مختلف سینمایی فعالیت کرده ام و در یک مورد هم،به اصرار دوستان فیلم بازی کردم،به نام الما.در شوراهای مختلف مثل پخش وتولید وارشاد ونیز صنفی هم بوده ام.اما زمینه ی کنونی شغلی من در سینما،تهیه کنندگی است ومجله دنیای تصویر هم که شاید تاثیر گذارترین فعالیت من باشد که ان را دوست دارم و جزو علاقه های شخصی من است وبا اینکه چند بار هم برای ان مشکل به وجود اورده اند،اما همچنان به فعالیتم در ان ادامه داده ام.چراکه از معدود نشریاتی است که پس از ان که تعطیل شد،درخواست های فراوانی برای انتشار دوباره ان بود.مخاطبین اول ما،سینما دوستان هستند،چراکه هفده سال از زمان انتشار ان می گذرد و کاری موثر است که تاثیر مثبت هم داشته باشد.به هر حال،من فیلم سازی را دوست دارم و خیلی تفاوت نمی کند در چه مقامی باشد.تا امروز،بیشتر دوست داشتم فیلم های مورد علاقه ام را تهیه کنم.قرار است کاری را خودم انجام دهم که هنوز زمان دقیقش مشخص نیست.
اما دوست ندارم به طور متناوب فعالیت کنم.همانطور که دیدید،من با شوکران شروع کردم و سپس ازدواج به سبک ایرانی و گاوخونی و این اواخر هم که ال را تهیه کنندگی کرده ام.
دلیل دوری چندساله ی شمااز عرصه ی سینما چیست؟
خیلی حوصله ندارم که هر سال فیلم بسازم که این از دلایل ان می باشد.البته دو،سه سال اخیر هم روزهای خوبی برای سینمای ایران نبوده است ومن هم خودم ،برای کاری که می کنم وسواس بسیار دارم و باید ان را دوست داشته باشم.من از ان دسته تهیه کنندگانی نیستم که به عنوان مجری طرح،یک فیلم نامه را بپذیرند و ان را بسازند و خیلی هم برایشان اهمیت ندارد که چه نوع فیلمی می سازند.من دوست دارم که طرح اولیه فیلم را خودم پیدا کنم وعوامل را خودم برگزینم و بر ان ها مدیریت داشته باشم و تا مرحله پایانی یعنی اکران ان محصول فرهنگی بر کار احاطه داشته باشم.کارهای سفارشی را دوست ندارم وبرای مثال،در مورد همین فیلم ال،شاید چیزی حدود یک سال روی فیلم نامه ان کار کردیم.در ارتباط با مجله نیز همینطور است و اغلب کارهایش را خودم انجام می دهم واز تک تک مطالب مجله مطلع هستم.البته این به این معنی نیست که کار افراد دیگری را انجام و یا در ان دخالت کنم.
شما گفتید دوست دارید بیشتر کارهای مربوط به فیلمتان را خودتان انجام دهید.این به معنای دخالت در کار سایر عوامل نیست؟
من در ارتباط با تهیه کننده را گفتم.ولی کارگردان و سایر عوامل کار خودشان را انجام می دهند.من اعتقاد دارم که تهیه کننده،طراح اصلی فیلم است و در سینمای ما،از ان تعریف در ستی نشده است و او را به عنوان شخصی می شناسند که کار کارگردان را انجام می دهد یا پولی دارد یا مامور به ساخت یک فیلم شده است.اما تهیه کننده،طراح اصلی یک فیلم است وهمانطور که کارگردان فرمانده اصلی در صحنه است،تهیه کننده وظیفه مدیریت اصلی فیلم را برعهده دارد.بنابراین،اشراف به فعالیت کارگردان،از وظایف تهیه کننده است.پس نوعی نظارت است و دخالت نمی باشد.نظارت با دانش نسبت به کار می باشد.پس تهیه کننده باید این نظارت را انجام دهد و این یعنی تهیه کنندگی که متاسفانه در سینمای ضعیف ما،معنای دیگری پیدا می کند.
چه چیز باعث شد شما در این چند سال،تهیه کنندگی فیلمی را به عهده نگیرید؟عدم نبود فیلم نامه ی مناسب،عدم تولید فیلم قوی یا عامل دیگری؟
ازدواج به سبک ایرانی،اخرین فیلم من بود که متاسفانه حتی یک سال توقیف شد.شاید به دلیل برخوردی که با این فیلم کردند،از عوامل دوری من نسبت به سینما شد که ضربه شدیدی چه از لحاظ مادی و چه معنوی بر من وارد گشت و علاقمند نبودم چند سالی فعالیت داشته باشم.ممنوع کردن تبلیغات و زمان نامناسب اکران و چند عامل دیگر.مثل همین برخوردی که اخیرا با فیلم درباره الی کردند.اما به نظر من،ازدواج به سبک ایرانی یکی از فیلم هایی است که اغلب ایرانی ها ان را دیده اند و جالب است که بدانید نگذاشتند این فیلم فروش کند و روز سی ام اکرانش،دی وی دی ان،به طور عجیبی در حدود دویست هزار تا در کانادا پیدا شد و نوار اصلی ان که در وزارت ارشاد بود،به صورت غیر قانونی به بیرون راه پیدا کرد و بنابراین،فروش فیلم را از بین برد.در حالیکه مقابل سینمایی که فیلم را اکران می کرد،سی دی فیلم با قیمت پایین فروخته می شد.در حالیکه این فیلم،بیشترین فروش یک فیلم را در تاریخ سینما قدس دارد وفروش روزانه به حدود پنج میلیون تومان در روز می رسید که بی سابقه بوده است.
من طرح های بسیاری را دارم که اماده ساخت می باشد.اما به دلایل فوق،علاقه ای نسبت به تولید ان ها نشان ندادم،در حالیکه شاید برخی از این طرح ها واقعا حیف است که ساخته نشوند.اما شرایط تولید و برخوردی که با برخی فیلم ها می شود،واقعا ادم را مایوس می کند.تا شما بر این احساس غلبه کنی و دوباره شوری برای فیلم سازی پیدا کنی،نیازمند زمان است و کار سختی است.من دنبال کارهای عادی نیستم و دوست دارم اثارم متفاوت باشد.دقت که کنید،فیلم های تولیدی من در زمینه های مختلف مثل کمدی رمانتیک،دلهره اور و درام هستند.یعنی چیزهایی که مردم و مخاطب ما،نسبت به ان علاقمند هستند.
چرا در سینمای ما،برخی رفتارها با فیلم های تولیدی می شود که گاهی اوقات،داستان ان را هم تغییر می دهد و سبب دلخوری کارگردان و سایر عوامل می شود؟
به عقیده ی من،اعتماد لازم در سینمای ما وجود ندارد که تاثیرات ان،می تواند در روحیه هنری مخرب باشد.کار هنری،کاملا مجزا و جدا از سایر فعالیت هاست.به هر حال برخی از این ماجرا،به روحیات مسئولین ان باز می گردد.پس زمانی که شما نمی توانید به خوبی نتیجه ی کار خود را ببینید و گاهی اوقات،فیلم ها انقدر کوتاه می شوند که داستان ان تغییر می کند و معنای ان تغییر می کند و یا برخی ایرادهای نابه جا از ان گرفته می شود،لذا عدم پای بندی به قرارداد ها وجود ندارد و نوعی رفتارهای سلیقه ای در سینمای ما صورت می گیرد این اصلا به نفع سینمای ما نیست و در نهایت،سبب دلخوری و نوعی دلسردی کارگردانان و در کل،اهالی هنر می شود.
وضعیت سینمای امروز ایران وفیلم هایی که در ان تولید می شوند را چطور می بینید؟برای مثال،اگر فیلمی مثل شوکران در حال حاضر اکران می شد،مخاطبان امروز همان استقبال را از ان می کردند؟
شوکران،در زمان اکرانش بسیار استقبال شد و فکر می کنم اگر امروز هم اکران می شد،همان موفقیت را به دست می اورد.ببینید،ما دوسته فیلم داریم،فیلم محبوب و فیلم پرفروش که دو مساله جدا از هم هستند.برای مثال،فیلمی مثل ناخدا خورشید،محبوب هست،اما پرفروش نیست و اخراجی ها2،پرفروش هست و محبوب نیست که بررسی ان نیازمند جلسات متعدد است.حتی به نظر من،مارمولک هم محبوب نیست و فقط فروش بالایی دارد.اگر دقت کنید،خصلت بارها دیده شدن از خصوصیات محبوب شدن است و برای همین،فیلم هایی مثل زیر پوست شهر،ازدواج به سبک ایرانی و حتی اثار مرحوم علی حاتمی،از فیلم های ماندنی تاریخ سینمای ایران هستند.عوامل دیگری هم هست که موثر می باشد و مثلا حضور ستاره ها دریک فیلم،بر محبوب شدن ان تاثیر می گذارد.ما اگر بتوانیم توان بالقوه خود را به بالفعل تبدیل کنیم،موفق خواهیم شد وبه نوعی عدم وجود همین امر،سبب بسیار شدن فیلم های سطح پایین و متعاقبا،نشریات زرد و سطح پایین در جامعه هنری ما شده است که به مدیریت غلط باز می گردد که من امیدوارم این مشکل روزی حل شود.
برای همین است که از مصطفی زمانی در ال استفاده کرده اید و این امر،درگیشه موثر خواهد بود؟ایا ازاین بابت که چنین سبک فیلم ها در ایران طرفدار چندانی ندارد،نگران نیستید؟
زمانیکه مصطفی زمانی را انتخاب کردم،مشغول بازی در قسمت های ابتدایی یوسف پیامبر بود.چهره،نوع بازی و حتی صدای او را که بسیار رسا و تاثیر گذار هم هست،پسندیدم و به او پیشنهاد دادم.دقیقا،این امر در انتخاب بهرام رادان برای گاوخونی هم صدق می کند.من این سبک را،وحشت نمی دانم و ان را نوعی تریلر دلهره اور می خوانم.این چنین فیلم ها،در سینمای ما سابقه ی چندانی ندارد.در دوران قبل از انقلاب و پس از ان،تنها چند اثر مانند شب بیست و نهم و خوابگاه دختران که من ان را هم تریلر نمی دانم،ساخته شده است.ال،یک موجود افسانه ای مربوط به منطقه ی قفقاز است و تجربه بسیار خوبی برای من بوده است.سینما،ریسک کردن است.من خیلی به فروش توجهی ندارم و ال،تجربه خوبی برای من بوده است.اما به هرحال،یک تهیه کننده در حین ساخت فیلم،به گیشه هم نیم نگاهی دارد.به هر حال،روزی باید فرهنگ دیدن این سبک فیلم ها در سینمای ما ایجاد شود.چراکه در دنیا،این فیلم ها طرفداران بسیاری دارند.
ایا ال به جشنواره فجر خواهد رسید و هم اکنون،در چه مرحله ای قرار دارد؟
ال،از معدود فیلم هایی است که بیش از هشتاد در صد ان،در خارج از کشور،یعنی ارمنستان فیلم برداری شده است و در حال حاضر،به پایان رسیده است وما، مشغولیت فعالیت های ابتدایی روی ان هستیم تا انشاا.روزی که اماده اکران شود.به جشنواره رفتن،حتی جشنواره فجر،هدف اصلی ما نیست و من معتقدم که فیلم نباید در جشنواره دیده شود.بلکه هدف اصلی ما،مردم یا همان مخاطب عام هستند که باید فیلم را ببینند و نظر بدهند.
شما،هفده سال است که در زمینه ی رسانه های مکتوب یعنی دنیای تصویر فعالیت دارید.تاثیر این نوع از رسانه ها بر سینما و متقابلا،رسانه های دیجیتال و ارتباط ان ها چطور می بینید؟
به هر حال،هر رسانه ای،بر دیگری تاثیر می گذارد و این،یعنی رسانه ها مکمل یکدیگرند.اما شما نمی توانید ان ها را با یکدیگر مقایسه کنید،چراکه هدف ان ها یکی،اما قالبشان متفاوت است.امروزه،با توجه به گسترش دنیای مجازی یا همان اینترنت،صنعت چاپ به نوعی تضعیف شده است.اما خوب،هنوز همان تاثیرگذشته شان را دارند.چراکه در دسترس مردم هستند و امروز هم که در جامعه ما،بی شمار روزنامه یا مجله به چاپ می رسد.سینما دوستان،با حساب و کتاب به دنبال ادبیات سینمایی هستند که این امر،در دنیای تصویر دیده می شود و از سوی دیگر هم،سایت های سینمایی تاثیر مثبت روی ان داشته اند.اما،هنوز فرهنگ استفاده از اینترنت در جامعه ما،ان طور که باید شکل نگرفته است و در بسیاری از مناطق هم اصلا وجود ندارد.ولی خوب،تاثیرش را کم کم در افتصاد و صنعت نشان می دهد و شاید،ناشناخته ماندن رسانه های دیجیتال برای بسیاری از افراد جامعه،عدم حمایت و پشتیبانی اولیه دولت از ان بوده است که امید است این امر در دولت جدید صورت بگیرد.
دنیای تصویر،برای مدتی توقیف شده است.ایا پس از انتشار دوباره ی ان،شاهد تغییر خاصی در دنیای تصویر خواهیم بود یا خیر؟
دنیای تصویر،قطاری است به اجبار از حرکت ایستاده است.این در حالی است که از نظر اهالی سینما و حتی مخاطبان،کار ما خوب بوده است و دنیای تصویر،از جمله نشریات تخصصی عام پسند است و من انشاا. با همان قدرت و توجه،دنیای تصویر تازه متولد شده را منتشر خواهم کرد که البته،تغییر چندانی در ان نخواهید دید.
منبع:سینماروز