تبليغاتX

 

گزارش اختصاصی از پشت صحنه سریال " مرد دو هزار چهره "

مرد دو هزار چهره - مهران مدیری - سینما روز

سینما روز _ مریم مجیدی - امید منوچهری : خانه ای بزرگ و 3 طبقه لوکیشن اصلی سریال مرد 2000 چهره ، کار جدید مهرام مدیری است .

داخل که می شویم یا برخورد بسیار خوب و مهربان خانم ملک زاده مواجه می شویم .در اتاق خانم ملک زاده منتظر می شویم . رو به روی اتاق خانم ملک زاده 2 اتاق بود ، یکی اتاق تولید که امیر مهدی ژوله و خشایار الوند در آن مشغول صحبت بودند و دیگری صحنه .خانم ملک زاده ما را به طبقه ی دوم ، یعنی محل ضبط پلان بازجویی راهنمایی کرد . با خانم هاشمی ، دستیار اول کارگردان سلام علیکی کردیم و در گوشه ای به تماشا نشستیم .مدیری پشت پنجره ی شیشه ای کوچک در اتاق تاریکی که مانند اتاق های بازجویی بود سر میزی رو به روی پژمان بازغی نشسته است .حرکت دوربین بر روی ریل به سمت اتاقی می رفت که مدیری در آن جا بود .مدیری : دوربین رو بیارین این ور تر . هندی کم باید به آن سمت برود . فقط روی من باشه تصویر هندی کم .بله ... خوبه .مدیری با بطری کوچکی آب می نوشد و موز می خورد .کمی دوربین را بر روی ریل به سمت راست می برند . مدیری تصویر هندی کم کو چک را از روی مانیتور کوچک در مقابلش می بیند . بطری دیگری را باز می کند و کمی آب برای بازغی می ریزد .بریم مدیری عینک می زند .هاشمی : بریم ضبط ...... سکوت لطفاً ...... ضبط می شه . 3  2  1مدیری صاف نشسته است با پیراهنی زرد رنگ و همراه همان عینک ته استکانی مرد هزار چهره .مدیری : معذرت می خوام بنده .... خارج از موضوع می تونم یه سوال بپرسم ؟بازغی : اگه طولانی نباشه .مدیری : بنده کی آزاد می شم ؟
کات. مدیری : کادرو باز تر کنید .بریم ضبط .مدتی طول می کشه تا همه چیز دقیقاً همان طوری باشد که مدیری و هاشمی می خواهند .مدیری عینکش را بر می دارد و با کمال صبوری نشسته در انتظار چراغ ها که روشن شود و فعلاً ضبط کمی به تعویق افتاده .مدیری : ویزورو بخوابون .بریم ضبط ..... ضبط می شه .... 3  2  1 .مدیری : معذرت می خوام بنده .... خارج از موضوع می تونم یه سوال بپرسم ؟بازغی : اگه طولانی نباشه .مدیری : بنده کی آزاد می شم ؟بازغی : شما اصلاً معلوم نیست آزاد بشی .مدیری یادش می ره . هاشمی می گه که : کی معلوم می شه ؟
بریم ضبط ... ضبط می شه .مدیری : معذرت می خوام بنده .... خارج از موضوع می تونم یه سوال بپرسم ؟بازغی : اگه طولانی نباشه .مدیری : بنده کی آزاد می شم ؟بازغی : شما اصلاً معلوم نیست آزاد بشی .باز مدیری یادش می رود و هاشمی می گوید : کی معلوم می شه ؟
و دوباره از اول ...مدیری : معذرت می خوام بنده .... خارج از موضوع می تونم یه سوال بپرسم ؟بازغی : اگه طولانی نباشه .مدیری : بنده کی آزاد می شم ؟بازغی : شما اصلاً معلوم نیست آزاد بشی .مدیری یادش می ره . هاشمی می گه که : کی معلوم می شه ؟
بریم ضبط ... ضبط می شه .مدیری : معذرت می خوام بنده .... خارج از موضوع می تونم یه سوال بپرسم ؟بازغی : اگه طولانی نباشه .مدیری : بنده کی آزاد می شم ؟بازغی : شما اصلاً معلوم نیست آزاد بشی .مدیری :کی معلوم می شه ؟
بازغی : اونو قاضی حکم می ده .مدیری : چرا آقای قاضی حکم نمی ده ؟
بازغی : چون هنوز پرونده تکمیل نشده . بازجویی نکمیل شه بعد .مدیری : بازجویی کی تکمیل می شه ؟
بازغی : هنوز خیلی مونده .مدیری : بـــــــله .مدیری به تماشای سکانس ضبط شده می نشیند .مدیری : چه قدر شد ؟
هاشمی : 40 ثانیه .مدیری به تمرین دیالوگ ها (رو خوانی) با بازغی می پردازد و برایش توضیح می دهد .مدیری : تک ِ منو لطفاً از همون جا . مدیری به صفحه ی مانیتور نگاه می کند .بریم .عینکش را می زند .بریم ضبط .ضبط می شه ...... سکوت لطفاً .... 3  2  1مدیری یادش می رود .مدیری را می گیرند . Close Upمدیری : و بنده برگشتم به عقب ، به گذشته و درد دل مفصلی با دکتر انجام دادم سر حال شدم ، فقط اونور آقای مدیری عذا دار بودن برای آرمیتا .کات .دوباره می گیرند .بازغی : از کجا می دونی ؟
مدیری : حدس می زنم .همین کات .بریم پژمان یه ذره جلوتر .بریم ضبط .مدیری : و بنده برگشتم به عقب ، به گذشته و درد دل مفصلی با دکتر انجام دادم سر حال شدم ، فقط اونور آقای مدیری عذا دار بودن برای آرمیتا .بازغی : از کجا می دونی ؟
مدیری : حدس می زنم .بازغی را می گیرند . Close Upکات .آقای مردانی می گوید که گوشی ها روی تصویر نویز می فرستند .مدیری : بچه ها گوشی ها رو خاموشی کنید لطفاً .بریم ... 3  2  1مدیری : معذرت می خوام یک نکته ای رو عرض کنم تا یادم نرفته گروهی که بنده باهاشون کار می کردم ......مدیری یادش می رود .دوباره می گیرند .مدیری : معذرت می خوام یک نکته ای رو عرض کنم تا یادم نرفته گروهی که بنده باهاشون کار می کردم ، خیلی به کارشون وارد نبودند ، گیج می زندند همه .(مکث)معذرت می خوام چرا بنده رو این جوری نگاه می کنی ؟
بازغی : اگه 200 سال هم تو زندان بمونی کمه .بسته ی پژمان .ضبط می شه .مدیری : معذرت می خوام یک نکته ای رو عرض کنم تا یادم نرفته گروهی که بنده باهاشون کار می کردم ، خیلی به کارشون وارد نبودند ، گیج می زندند همه .(مکث)معذرت می خوام چرا بنده رو این جوری نگاه می کنی ؟
بازغی : اگه 200 سال هم تو زندان بمونی کمه .مدیری : بــــــــــله .و دوباره تکرار می کنند .مدیری : معذرت می خوام یک نکته ای رو عرض کنم تا یادم نرفته گروهی که بنده باهاشون کار می کردم ، خیلی به کارشون وارد نبودند ، گیج می زندند همه .(مکث)معذرت می خوام چرا بنده رو این جوری نگاه می کنی ؟
بازغی : اگه 200 سال هم تو زندان بمونی کمه .2 بار تکرار می کنند .بازغی و مدیری تمرین می کنند .مدیری : آقای انصاری نمی ذاشتن بنده حرف بزنم همش منو می کشیدن .بازغی : یعنی نمی ذاشت خواستگاری کنی ؟
 بریم ضبط .بریم . Two Shotمدیری : مدیری : بشمار .ضبط می شه ... 3  2  1مدیری : آقای انصاری نمی ذاشتن بنده حرف بزنم همش منو می کشیدن .بازغی : یعنی نمی ذاشت خواستگاری کنی ؟مدیری : بله بله ، کلاً آدم حسودی بودن .کات .مدیری : ببینم اینو ؟خانم هاشمی تعدادی از افراد را بیرون می فرستند و می گویند بیرون چه خبر است ؟
مدیری و بازغی به روخوانی متن مشغول اند .احسان مظفری هم در صحنه است و مثل همیشه فعال .پژمان بازغی با لباس پلیس از اتقک تاریک بیرون می آید و کمی در صحنه تغییر ایجاد می شود .مدیری استراحتی می کند ،  موبایلش را چک می کند .ما به طبقه ی همکف می رویم ، نوشته شده است استودیو 14 .اتاق گریم آقای شکرابی و اتاق لباس خانم فروزان جلیلی فر آنجاست .به اتاق گریم می رویم .سیامک انصاری و فلامک جنیدی آن جا با هم در حال صحبت هستند .آقای شکرابی و دستیارانش هم در اتاق حضور دارند . روی دیوار در سمت راست تکه های مو ، سبیل و ریش و در سمت چپ عکس تست گریم بازیگران فیلم قرار دارد .

انصاری و جنیدی بازیشان در فیلم تمام شده و به گفته ی خانم ملک زاده امروز فقط به خاطر عکس برای تیتراژ آمدند .

 

منبع : سینما روز

   ادامه عکس ها اینجا ببینید

 --------------------------------------------------------------

گفتگوی اختصاصی سینما روز با سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی - سینما روز

سینما روز _ گفتگوی مریم مجیدی و امید منوچهری با سیاوش خیرابی :

سیاوش خیرابی را چه طور معرفی می کنید ؟

 سیاوش خیرابی متولد 1363 ، شغل بازیگری فعلاً .

گفته بودید که اولین بار در دوره ی راهنمایی در یک فیلم کوتاه بازی کردید که جایزه هم گرفت . از همان موقع تصمیم گرفتید که به صورت جدی بازیگر شوید ؟

آن موقع دوست داشتم بازیگر بشم ، ولی نه موقعیتش بود و نه می دانستم که باید چه کار کنم ، البته آن موقع هم برای یک فیلم انتخاب شدم که قرار بود برم شمال یک مدتی ولی به خاطر مدرسه نتوانستم برم ، در اول مهر فیلم برداری شروع می شد .

تا بعدش که وارد دانشگاه شدم و جدی ادامه دادم .

پس کلاً از بچگی بازیگر را دوست داشتید ؟

بله ، از همان سوم راهنمایی که رفتم جلوی دوربین دوست داشتم ، قبلش اصلاً بهش فکر نمی کردم .

چه طور شد که برای آن فیلم انتخاب شدید ؟

یکی از آشنایانمان نویسنده ی آن کار بود ، بعد گذاشت که بیام پیش آقای کلاری تست بدم ، که فکر می کنم دور و ور 20 نفر هم سن و سال خودم آمده بودند تست بدهند و کسانی بودند که قبلاً کار کرده بودند .

خودتان قبول شدید یا با پارتی و ... ؟

نه من اصلاً ، آقای کلاری آن موقع هم صحبتش بود که پارتی را اصلاً قبول نداشتند ، تستی که زدم ، خب من اصلاً نمی دونستم آقای کلاری فیلم بردار بزرگ سینما هستند و اصلاً هیچ اطلاعاتی نداشتم . تستی که زدم من شروع کردم به بد و بی راه گفتن به آقای کلاری که با من بازی می کردند ، همه اصلاً همین جوری نگاه می کردند چرا این جوری ؟ من شروع کردم فحش دادم ، برو بابا مرتیکه ، چی می گی ؟ بعد آخر سر منو انتخاب کردند .

به نظرت بازیگری بیشتر یک امتیاز محسوب می شه یا یک مسئولیت ؟

فکر می کنم جفتش یا شاید مسئولیت بیشتر .

از دغدغه های وردت به سینما بگو و بگو دوست داری به چه درجه ای برسه در بازیگری ؟

خب هر کسی دوست داره به درجه های خیلی بالایی برسه اگر آن آدم ارزشش را داشته باشد ، ولی الآن دغدغه ی ورود ندارم چون هم کار سینمایی کردم ، هم کار تلویزیونی . الآنم فعلاً دارم انتخاب می کنم برای چند تا سریال که بعد عید قراره کلید بخوره . معلوم نیست کدومشو برم . سریال های مختلف است که 2 تایش برای تابستان و یکیش برای پاییز است .

به نظرت مرزی که برای بازیگر های سینما و تلویزیون و تئاتر می گذارند خوب است یا بد ؟

یعنی مثلاً می گویند آن هایی که در سینما بازی می کنند با کلاس ترند .

الآن دیگر این جوری نیست ، الآن بازیگرهای تلویزیون هم همه رفتند سینما ، به نظر من یعنی یک چیز ترکیبی خوب شده است .

تئاتر چه طور ؟

تتاتر ، من احساس می کنم تئاتر خیلی قوی تر از هم سینماست و هم تلویزیون . یعنی به نظر من یک بازیگر موفق تئاتر خیلی قوی تر از یک بازیگر سینما و تلویزیون است .

پس فرقی برایت ندارد که سینما بازی کنی یا سینما ؟

برای من کار خوب کردن مهم است . الآن مثلاً من کار سینمایی کردم ، 2 تا از این 3 – 4 تا سریال 2 تایش خیلی خوی است و مسلماً در یکیش بازی می کنم .

کارگردان هایشان چه کسانی هستند ؟

حالا فعلا ... (با خنده) .

بهترین منتقدت کارهایت که نقدهایش را قبول داری چه کسی بوده ؟

از اهالی کاری یا ؟

کلاٌ ، کسی که فکر می کنی رویت تأثیر می گذارد ، نقد هایش را قبول داری ؟

من اصولاً نقدهای همه را قبول دارم ، یعنی هر کی نقد کند من قبول دارم ، ولی خب کسی که همیشه بهم نقد می کند مادرم است .

نقدهایشان هم قبول داری ؟

بله .

یک جا گفته بودی که نقش های روانی ، مثل نقش نیما شاهرخ شاهی خیلی دوست داری بازی کنی ، خودت فکر نمی کنی که نوع و جنس بازیت بیشتر در سبک حامد بهداد است ؟ او هم یک جور هایی نقش هایش عصبی ِ ؟

عصیان گر ، چرا ؟ بازی من یعنی شبیه حامد بهداد ِ ؟

نه که شبیه ، بعنی استیل و آن نوع و جنس بازیت مثل حامد بهداد ِ .

فکر نمی کنم ، چون تنها کاری که از من پخش شده ترانه ی مادری بوده که همه دیدند ، بعدش چیزی پخش نشده ---------- اصلاً آن چیز و نداره . یک کاری هم هستش برای شاهد احمدلو که 4ام فروردین پخش می شه از شبکه ی 3 .

چه سبکیه کار آقای احمدلو ؟

یک کاریه که طنز موقعیته .

تا حالا شده فیلمی را ببینی بعد بگی که اگه من بازی می کردم بهتر بود ؟

نه نمیشه گفت (با خنده) .

بوده یعنی ؟
 

بله .

در انتخاب یک نقش در وهله ی اول چی برایت مهم است ؟
 

فیلم نامه .

برای نزدیک شدن به آن نقش و کاراکتر چه کارهایی را انجام می دهی ؟ کتاب می خوانی ، چه کار می کنی ؟
 

بستگی به نقشش دارد . باید ببینید نقش چه جور آدمییه . اگر مثلاً کار شاهد باشه ، آدم می ره تحقیق می کنه راجعبش ، خب ----- یک پسری که می خواهد از سربازی معاف بشود ، اگه مثلاً مثل ترانه ی مادری بهرام باشه ، یا اگه مثل کار مرد مجهول که از اصلاً پخشم نشد معتاد باشه آدم می ره تحقیق می کنه چه نوع اعتیادیه . بستگی به نقش ها دارد .

همچین آدمی هم هستی که اگر مثلاً نقش معتاد بهت بدهند بروی پیش معتاد ها ؟

خب این که یک خرده کلیشه شده بری بین معتاد ها بشینی و ... . تحقیق به نظر من بد نیست ، ولی بین معتاد ها هم می تونی نشینی تحقیقتو بکنی .

یعنی تا این حد ریسک نمی کنی ؟

اصلاً آن هم ریسک نیست که بین معتاد ها بشینی .

یک ذره خطرناک است .

نه این همه ، فکر می کنم در جامعه مان آن قدر آدمای معتاد است که ما داریم بینشان زندگی می کنیم . ریسک نیست . آدم یک ذره اطرافشو نگاه کنه .

نه ، آخه مثلاً نقشی مثل سنتوری بهت پیشنهاد بشه ؟

خب آن خیلی فرق می کند .

این کار را نمی کنی پس ؟

چرا .

می روی ؟

آره .

نرو (با خنده) .

در عالم بازیگری بیشتر به چه کسی مدیونی ، اگه بخوای بگی مثلاً کی حق معلمی به گردنت داره ؟

خیلی زیادن . یهو کسانی آمدند دور و ور من که همه شان خیلی کمکم کردند . فکر می کنم بیشترشان سهیلی زاده است ، بعدش محمد همزه اییه که اصلاً کسف کرد مارو . اول اولشم که فکر می کنم علیرضا امینی که اولین کارو باهاش کردم .

نظرت راجع به دست مزد های بالای ستاره ها در سینما چیست ؟ باشه یا نباشه ؟

باشه ، وقتی کسی که می تونه بگیره ، یک کسی مثل محمدرضا گلزار گیشه دارد ريال چرا پول نگیرد ؟ وقتی همه می روند فیلم هایش را نگاه می کنند بابت بودن محمدرضا گلزار در آن فیلم چرا نگیرد دست مزد بالا ؟ باید بگیرد . همه جای دنیا این جوری است .

از فیلم های امسالت چه قدر راضی ؟ فکر می کنی چه قدر مردم را از سیاوش خیرابی راضی نگه داره ؟

هنوز که چیزی پخش نشده ، تا سال تحویل بشه و تا فروردین فکر می کنم اولین کارم بعد از ترانه ی مادری پخش می شود .

با سریال ترانه ی مادری فکر می کنی تا چه حدودی تونستی خودت را معرفی کنی ؟

فکر می کنم تا حدودی که تنوستم این کارو کردم .

فیلم های ایران به نظرت به چه سمت و سویی دارد می رود ؟ یعنی تجاری یا معنا گرا ؟

الآن هم تجاری است هم معنا گرا ، خوب هم است ، همه جای دنیا این جوریه . هم سینمای تجاری دارند هم معنا گرا ، ولی فکر می کنم معناگرایمان یک خرده کم تر است .

فکر می کنی چه قدر چهره در سینما و تلویزیون تأثیر دارد ؟ حالا نه فقط چهره ؟ استیل کلاً ؟ ظاهر یک بازیگر ؟

بالاخره مهم است . ولی خب آن ظاهره تا یک جایی می تواند کمک کند ، بقیش به آن بازی که طرف می تواند از خودش ارائه دهد بستگی دارد . فکر می کنم مثلاً 30 درصد ظاهر باشه .

فکر می کنی یکی مثلاً زیاد آن چهره و استیل جالبی نداشته باشه می تونه در سینما به جایی برسه ؟

100 درصد ، رسیدن خیلی ها .

فکر می کنی سینمای ایران چه قدر راه برای رفتن دارد که برسد به آن استاندارد های جهانی ؟ سینمایی که الآن در جهان است ؟
خیلی .

اگه بخوای راجع به این موضوع بگی ، چه جوری صحبت می کنی ؟
 

ما الآن وسایلی که برای فیلم برداری داریم برای چندین سال پیشه . این آرک هایی که ما برای نور پردازی داریم برای چند سال پیشه ، یهو مثلاً روشن نمی شه ، 4 ساعت باید صبر کنی آن آرک گرم شه که مثلاً بخوای نور یک صحنه رو بدی یا مثلاً دوربین های 35 ما تازه مثلاً یک خرده داره به روز می شه ، یک خرده داره بهتر می شه . یعنی من فکر می کنم خیلی کار داریم ، وگر نه از لحاظ گروه های مثلاً فیلم برداری ، گروه کارگردانی همه به نظر من خیلی عالیند . اگر وسایل خوب در اختیارشان باشه من فکر می کنم خیلی بتوانیم بالا بریم .

 اکثر کارگردان ها ، الآن خیلی از کارگردان ها هستند مثل این دوره فیلم هایی که اکران شد . دیده شان این بوده که فیلم های خیلی خوبی بسازند ، فیلمی که معنا دشته باشه و خیلی حرف داشته باشه ، کشیده شدند به سمت گیشه ، یعنی اصلاً دیگه این چیزها برایشان اهمیت نداره ، فقط این که فروش کنه ، حالا به هر نحوی ،

مثلاً چه فیلمی ؟
 

مثلاً چهارچنگولی .

چهارچنگولی واقعاً یک فیلم تجاری خنده داره .

قشنگه ؟
 

آره ، ولی یک فیلم معنا گرا فکر نمی کنم باشه ، ولی کارگردانی خیلی خوبی داشت و اصلاً تم فیلم یک فیلم خنده دار و طنز و گیشه بوده .

آره می دونم . می گم کارگردانش هدفش چیز دیگه ای بوده ؟

از کجا می دونی ؟

خب کلاً از سیر کارنامش که ببینید .

نه خب شما کارنامشو نگاه کنید ، مثلاً چهار انگشتی . چهار انگشتی یک فیلم اصلاً متفاوت با چهارچنگولی بوده .

احساس می کنم یک دفعه آمد به این سمت .

آره در همه ی ژانر ها می تواند کار کند مثل آقای سهیلی زاده ، کارگردان ترانه ی مادری ، سریال طنز ساخت ، سریال ترانه ی مادری ساخت .

فکر نمی کنی به سمت گیشه آمده ؟ فقط یک تجربه بوده ؟
شاید یک تجربه بوده ، شاید دوست داشته آن کارگردان یک کارِ گیشه ای و طنز بکنه . مثلاً راند خوار کوچک فکر می کنم کار آقای سهیلی زاده ، یک سریال طنز ، بعدش ترانه ی مادری ، بعدش پیله های پرواز ، بعدش نمی دونم این سریال آخرین دعوت که حامد بهداد بازی کرد .

پس تجربه می دونی ؟
 

تجربه است بله ، 100 درصد تجربه است .

کدام بازیگرها را دوست داری ؟

ایرانی ؟ من بهرام رادان را خیلی دوست دارم . از بزرگان هم رضا کیانیان و عزت الله انتظامی .

خارجی ها ؟
 

من براد پیت و خودم خیلی دوست دارم . براد پیت انتخاب اولمه ، ولی خب رابرت دنیرو ، آلپاچینو .

گفته بودی اگه بازیگر نمی شدی یک مغازه می خواستی تأسیس کنی ؟

نه .

حالا اگه می خواستی یک مغازه تأسیس کنی چی می زدی مغازه رو ؟ مثل بهرام رادان کافی شاپ می زدی ؟
 

حالا من در صددش هستم یک بیزینسی راه بندازم ، معلوم نیست چه بیزینسی . شاید یک مغازه ، لباس یا هر چیزی ولی نه فکر نمی کنم ، شاید عم حالا ایان کارو بکنم ، کافی شاپ بزنم ، چون دردسرش خیلی زیاده .

در بازیگری الگو داری ؟
 

الگوی خاصی ندارم ، نه . از همه برداشت های خوب می کنم .

یعنی از هر چیزی که خوشت بیاد گلچین می کنی ؟
 

دقیقاً .

اگر پیشنهاد تبلیغ و بیلبورد داشته باشی قبول می کنی ؟ داشتی تا حالا پیشنهاد ؟

پیشنهاد که شده ، ولی صد در صد اگه بود قبول می کنه ولی نمی شه .

چرا ؟
 

الآن برای بازیگرها و خواننده ها و ورزشکارها ممنوع از طرف وزارت ارشاد . از نظر وزارت ارشاد هر گونه تبلیغات برای ما ممنوع .

پس خودت قبول می کردی ؟
 

آره . یک نوع بیزینسه در کنار بازیگری .

به اینترنت سر می زنی ؟

نه .

اصلاً ؟
 

نه .

درباره ی سینمای ایران و نسبت به استاندارد های جهانی فقط درباره ی وسابل و دوربین و ... توضیح دادی ؟ از نظر فیلم نامه چه طور ؟

خوبه ، فیلم نامه هایمان خوبه . یعنی اگه بخواهند روی یک فیلم نامه کار کنند خیلی خوب کار می کنند . اگه بخواهند وقت بگذارند ، بدجه بگدارند خیلی خوب کار می کنند .

تصویر ذهنی ات از شهرت چیست ؟
 

تصویر خاصی ندارم ، همین که الآن هستش . مردم می بیننت ، می شناسنت ، دوستت دارند .

طرفدارات چه قدر برایت ارزش دارند ؟ دوست داری بیشتر از چه قشری باشند ؟

فرقی نمی کنه . در هر قشری باشند خوبه برایم . یعنی افتخار برایم .

چه قدر ارزش دارند ؟

خیلی .

مثلاً اگه خیلی عجله داشته باشی ، یکی بدو ِ بخواهد ازت عکس بگیره چه کار می کنی ؟ عکس می گیری یا مثلاً حالا بگذار بعداٌ بر می گردم ؟

نه ، عکس می گیرم ، همان جوری که تا الآن گرفتم .

اگر زندگیو از دریچه ی بازیگری بخوای نگاه کنی چه تعریفی می کنی ؟
 

خب همه ی مردم که دارند زندگی می کنند ، همه شان بازیگرند .

چه توضیحی می توانی بدهی ؟ به زبان بازیگری زندگی را بخوای توصیف کنی ؟
 

زندگی به نظر من یک صحنه اییه که همه داریم در آن بازی می کنیم ، کارگردانمان هم خداست .

گفته بودی اگه بازیگر نمی شدم خواننده می شدم ؟
 

نه . صدای خوبی ندارم که بخواهم خواننده شوم .

اهل بازی های رایانه ای هستی ؟

 

اصلاً .

چه کارتونی را در بچگی دوست داشتی ؟

یک کارتونی بود . فکر می کنم ------ ، کارتون آدم آهنی بود که هیچ وقت دیگه ندیدمش . یک سری ماشین های کوچکی بودند که می خوردند به هم دیگه ، می شدند یک آدم آهنی بزرگ .

شر بودی بچه بودی ؟

نه ، شر نبودم .

برادرش : نه ، شر نبود .

آرام بود ؟

برادرش : آره ، آرام بود .

الآن هم آرام ِ ؟

برادرش : الآن نه ، شر ِ (با خنده) .

بر عکس ِ . فکر نمی کنی با بازیگر شدنت دیگه آن سیاوش قبلی نیستی ؟
خب ، صد در صد نیستم ، یعنی نمی توانم باشم .

در درونت ؟
 

نه در درونم فرق نکردم .

فقط ظاهرت ؟
 

ظاهرم نه ، طرز زندگی کردنم یک خرده .

به مد اهمیت می دی ؟
 

آره .

تا چه قدر مثلاً ؟
 

تا حدی که برای جامعه مان قابل قبول باشه .

پس اعتقاد داری بهش ؟

آره . همه اعتقاد دارند .

همه اعتقاد ندارند ؟
 

چرا ، همه اعتقاد دارند ، هر کی یک جوری اعتقاد داره ، بنا بر اعتقداتی که در ذهنش است . یکی ممکنه این پیراهن من را دوست نداشته باشد ، ولی مدو برای خودش یک پیراهن دیگه بداند با یک رنگ دیگه ، با یک طرح دیگه . آن هم یک مد ِ .

فکر می کنید جذابیت های شهرت به دردسرهایش می ارزد ؟
 

خب این بستگی دارد کسی که می آید در این کار ببیند می تواند تحمل کند این قضایا را یا نه .

برای تو ؟
 

آره ، می ارزد ، چون دوست داشتم .

از چه صفتی بیشتر از همه نفرت داری ؟ عذابت می دهد ؟

نا مردی .

سر حرفت می ایستی ؟ یعنی یک چیزی می گی سر حرفت می ایستی یا نه ممکنه بپیچونی ؟
 

شاید بپیچونم .

من را هم از اول مصاحبه داری می پیچونی (با خنده) .

شاید بپیچونم ، معلوم نیست .

پس سر حرفت می ایستی ؟

سر حرفم می ایستم ، ولی اگه یهو ببینم نمی توانم می پیچونم صد در صد .

چند تا اسم می گویم ، نظرت یا احساست را در موردشان بگو .

محسن افشانی : دوست خوبم که فکر می کنم هم بازیگر خیلی خوبیه ، هم مجری خیلی خوبیه .

راستی هیچ وقت نخواستی مجری بشی ؟

من نه ، پیشنهاد هم داشتم ولی اصلاً جذابیتی نداره برایم مجری گری . فکر می کنم بلد هم نباشم اصلاً کار اجرا رو .

به غیر از بازیگری هنر خاصی مثل نقاشی ، عکاسی ؟

نه .

مهران مدیری : طنز پرداز خیلی قوی که هر کاری کرده گرفته .

حامد بهداد : بازیگر عصیان گر سینمای ایران .

مصطفی زمانی : تازه وارد خوب . تازه وارد که نیست از من قدیمی تره ، ولی خب جدیداً که پخش شده خیلی خوب گل کرده .

بهرام رادان : بهرام رادان یکی از بازیگرهایی که توانست خودش را از چهره ، به خاطر چهره بودنش که وارد شد بکشه بالا و الآن بشه یک بازیگر قوی .

پس فکر می کنید با چهره اش وارد شد ؟
 

آره ، بهرام رادان شاید با چهره اش وارد شد ، شاید با فیلم های تجاری وارد شد ، ولی الآن کارهایی کرده مثل سنتوری که در تاریخ سینمای ما ماندگاره .

رضا یزدانی : کی هست ؟

خواننده ایِ که در تیتراژ های فیلم های مسعود کیمیایی ....

همان که موهای بلند داره ؟
 

بله .

من شناختی ندارم .

صداش ؟

صداش خوبه .

دوست داری آهنگ هایش را ؟
 

من در فیلم رئیس فقط شنیدم .

فکر می کنی یک فرد معمولی با یک فرد مشهور در رفتارش و برخوردش چه فرقی باید داشته باشه ؟

یک فرد معمولی اگر در خیابان یک اشتباهی بکنه ، با یکی درگیر بشه ، زیاد خب به چشم نمی آید تا یک آدم مشهور که یهو بخواهد با یکی درگیر بشه ، یا مثلاً یک حرمت اشتباهی بکنه ، همه می گویند اِ این بازیگر دیدی چه کار کرد ؟ وجهش بد می شه به نظر من .

وقتی می خواستی بازیگر بشی کسی مخالفت نکرد از خانواده ات ؟
 

نه .

نظرت راجع به پشت صحنه چیست ؟ یعنی فضای پشت صحنه ؟
 

تا الآن که کار کردم با پشت صحنه های خیلی خوبی کار کردم ، یعنی همه شان خدارو شکر خوب بودند . فکر می کنم تصویری که از سینما و پشت صحنه اش در ذهنمه تصویرهای خوبیه .

پس فکر می کنید این چیزی که همه می گویند ، یک چیزی خلاف واقعیته ؟
 

چه می گویند ؟

می گویند پشت صحنه محیطش بد و ... .

نه . 100 درصد بستگی به خود آدم داره .

پس همه جا در هر محیطی ممکنه باشه ، بستگی به خود آدم داره ؟
 

همه جه این جوریه . شما ممکنه بروی در یک کلاسی یک آدم بد باشه یک آدم خوب باشه ، بستگی به خود آدم داره .

سیاوش خیرابی - سینما روز

منبع : سینما روز

ناکامی اخاذی از مهران مدیری

Image

سینما روز _ مهران مدیری این موضوع را با پلیس در میان گذاشته و ماموران ناجا نیز با تحقیقات پلیسی و گذاشتن قرار صوری اقدام به دستگیری این افراد کردند.

زوجی که قصد اخاذی و روبودن مهران مدیری را داشتند توسط ماموران پلیس شناسایی و دستگیری شدند.

به گزارش آینده، زوج جوانی که قصد اخاذی و ربودن مهران مدیری را داشتند طی یک قرار صوری که توسط ماموران پلیس گداشته شده بود، به چنگ قانون افتادند.

بنابراین گزارش این زوج در تماس های تلفنی خود با مهران مدیری اعلام کرده بودند که اگر این کارگردان اجازه ایفای نقش در سریال مرد دوهزار چهره را به این دونفر ندهد می بایست 50 میلیون تومان به آنها بدهد و در صورت عدم برآورده شدن خواسته ایشان، اقدام به ربودن مهران مدیری خواهند کرد.

مهران مدیری این موضوع را با پلیس در میان گذاشته و ماموران ناجا نیز با تحقیقات پلیسی و گذاشتن قرار صوری اقدام به دستگیری این افراد کردند.

گفتنی است، این زوج که ادعای سابقه همکاری با مهران مدیری را دارند با دستور قاضی پرونده جهت انجام تحقیقات تکمیلی بازداشت و در اختیار آگاهی تهران قرار گرفتند.

+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388 ساعت 0:32 توسط ~*~مريم مجیدی ~*~###محمدرضاطارمی###  | 

 

 

Powered By CINEMAROOZ.COM | Copyrights ® All Rights Reserved .